در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خدمتگزارطاغوت
شجاعالدین شفا فرزند علیرضا شفا در سال 1297 در شهر قم به دنیا آمد. وی پس از گذراندن دوره ابتدایی در قم و دوره متوسطه در مدرسه علمیه تهران به میل پدر وارد دانشکده طب شد. ولی روح او سازگار با رشته پزشکی نبود. زیرا از کودکی علاقه زیادی به ادبیات داشت. در سال 1318 به فرانسه رفت و در رشته ادبیات در دانشگاه سوربن مشغول تحصیل گردید. پس از شروع جنگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه سن ژوزف بیروت رفت.
بعد از اتمام تحصیلات عالیه در سال 1320 به تهران بازگشت و در اداره تبلیغات مشغول کار شد. در سال 1322 به اتفاق علی جلالی، سردبیر روزنامه اطلاعات و مجید یکتایی و کاظم عمادی حزب میهنپرستان را تشکیل داد که بعدها این حزب پس از ائتلاف با حزب استقلال عبدالقدیر آزاد و حزب پیکار تفضلیها و خسرو اقبال به نام حزب میهن نامیده شد.
این حزب دارای روزنامهای بود به نام میهنپرستان که سر مقالات مهیج آن را در فضای بعد از سوم شهریور، شفا مینوشت. وی با سمت رئیس کل انتشارات و تبلیغات به نمایندگی از مطبوعات عضو هیاتی بود که همراه دکتر مصدق در جریان ملی کردن صنعت نفت به لاهه رفت.
در پی کودتای 28 مرداد 1332 و بویژه پس از انقلاب به اصطلاح سفید، حکومت شاه برای ایجاد وجهه و پز دموکراتیک برای حکومت، اقدام به جذب روشنفکران نمود. شجاعالدین شفا یکی از عناصری بود که خود را در خدمت رژیم قرار داد و در سمتهایی همچون شورای مرکزی جشنهای 2500 سال شاهنشاهی ایران، رایزن فرهنگی و مطبوعاتی و سخنگوی وزارت دربار و مشاور عالی دربار در امور فرهنگی و مدیرعامل کتابخانه پهلوی به کار گمارده شد.
وی در ایجاد زمینههای فکری فرهنگی برگزاری جشنهای 2500 ساله و تغییرتاریخ شمسی به شاهنشاهی نقش قابل توجهی داشت. او تاریخ شاهنشاهی را چنان نوشت که کورش را به آریامهر متصل کرد تا پهلوی دوم بتواند خود را وارث قدیمیترین امپراتوری تاریخ بنامد.
در این دوران متن سخنرانیهای شاه از جمله متنی که وی بر مزار کوروش خواند و [نیزگفته میشود] کتابهایی که نگارش آنها به شاه منتسب میباشد توسط شفا نگارش یافته است، ساواک در سند بیوگرافی او آورده است؛
«فردی عیاش و خوشگذران، بیقید و بند و زنباره است به طوری که به وسیله زن میشود همه نوع اسرار از او در آورد»)!(
از سوءاستفادههای مالی شفا نیز مطالبی عنوان شده از جمله در یک گزارش ساواک آمده است: «در سال 1338 چون میزبانی و راهنمایی مخبرین در مراسم ازدواج شاه و فرح به عهده او بود، وی مبلغ 20 هزار لیره از مخبر روزنامه معروف «پاری مارچ» رشوه میگیرد تا به او اجازه تهیه عکسهای مناسبی از مراسم فوقالذکر را بدهد.»
یکی از وابستگان دربار در سال 1340 اظهار نمود که قرار بود شفا به علت سوءاستفادههای مالی و ولخرجیهایش در تهیه مقدمات جشنهای 2500 ساله و سوءرفتار و اخلاق در مسافرتهای خارج از کشور، از سمت خود عزل گردد، اما به خاطر عنایت شاه و وفاداری و چاپلوسی و تملقگوییهایش به اخذ نشان تاجگذاری مفتخر گردید.
همسر اول شفا «بنان خانم قانع» خواهر سرتیپ جهانگیر ارفع بود که ثمره این ازدواج دو فرزند است.
شجاعالدین شفا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اروپا رفت و علیه جمهوری اسلامی دست به اقداماتی زد و از جمله کارهای وی میتوان به کتابی تحت عنوان «جنایت و مکافات» که در خارج از کشور چاپ شده اشاره نمود. کتابی هم با عنوان «از کلینی تا خمینی» دارد که در آن، نسبتهای ناروایی به عالمان شیعه و موضوع اجتهاد و فقاهت داده است.
منابع:
1. قاسم یاحسینی، رضای کوچک: نگاهی به زندگی رضا پهلوی، انتشارات مدرسه، صص 127-128;2. کریم سنجابی، امیدها و ناامیدیها؛ خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، لندن، جبهه ملیون ایران، 1368، صص 109-110»3. ناصر نجمی، بازیگران سیاسی عصر رضا شاهی و محمدرضا شاهی، تهران: انیشتین، 1373، صص 227-229
اکبر مشعوف
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: