در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا به استقلال برگشتی؟
چند دلیل داشت.
دلیل اول چه بود؟
این که میدانستم امیر قلعهنویی هدایت تیم را به عهده گرفته و در حال سر و شکل دادن به استقلال است تا با این تیم بار دیگر عنوان قهرمانی را به دست بیاورد. همین شد که پس از تماسهای برقرار شده میان ما فکر کردم بازگشت به استقلال در این شرایط فکر خوبی است.
و دلیل دوم؟
از حضور در تیم الظفره امارات خسته شده بودم.
از چه چیزش خسته شده بودی؟
همانطور که میدانید، من از ابتدای فوتبالم مهاجم بودهام و بیشتر هم در همین استقلال نقش مهاجم دوم را بازی کردهام. چرا که خصوصیت فوتبالم روبهجلو است و این کار را برایم راحتتر میکند؛ چون ذاتا میل به تهاجم دارم. همین شد که با اندیشه حضور در چنین سیستمی به تیم الظفره امارات پیوستم و کارم را در آن تیم شروع کردم.
اما لابد در الظفره مهاجم بازی نمیکردی؟
دقیقا. سرمربی تیم الظفره از من میخواست در پست هافبک دفاعی بازی کنم و این برایم سخت بود. البته وظایفم را به نحو احسن انجام میدادم و حتی با آن شرایط برای الظفره گل هم زدم، اما به هر حال این پست چیزی نبود که در آن راحت باشم.
به خاطر درخشش بیشتر؟
به هر حال، وقتی شما در امارات و کلا جایی غیر از ایران فوتبال بازی میکنید، کمتر در کانون توجه قرار دارید و اگر در پستی بازی کنید که کمتر به گل زدن بینجامد، این مساله کار شما را جلوه کمتری میدهد و برای انتخاب در تیمملی ضربه میخورید. همین شد که نخواستم بیشتر از یک فصل در الظفره بمانم و به استقلال برگشتم.
دلیل دیگری هم داشتی؟
خب دلیل دیگر هم رسیدن مجدد به تیم ملی بود که خوشبختانه توانستم به خواستهام برسم و در اواسط فصل گذشته به تیم ملی دعوت شدم.
بعد آمدی و خواستی شماره 10 را بپوشی؟
وقتی فهمیدم علیرضا منصوریان با فوتبال خداحافظی کرده است، چنین پیشنهادی را مطرح کردم و گفتم دوست دارم شماره 10 استقلال را بر تن کنم.
منصوریان موافقت کرد یا...
وقتی شخصا با علیرضا صحبت کردم او در خصوص ارزشهای این پیراهن با من حرف زد و در نهایت با موافقت باشگاه شماره 10 به من رسید.
فکر میکنی در حد و اندازه شماره 10 استقلال بودی؟
این سوال را باید از کارشناسان امر بپرسید. چرا که من هیچوقت از خودم راضی نیستم و همواره فکر میکنم میتوانم بهتر از آنی باشم که هستم. بههمیندلیل در طول فصل گذشته هم تمام سعی و تلاشم را به کار بستم تا یک شماره 10 کامل برای تیم باشم و فکر میکنم تا اندازهای هم موفق بودم.
به خاطر آمار گلهایت میگویی؟
من بیشتر از این به این موضوع نگاه میکنم که یک شماره 10 باید همه جوره در خدمت تیمش باشد. من در فصل گذشته لیگ برتر 12 گل زدم و 5 پاس گل دادم. فکر میکنم یک پنالتی هم (در مصاف با پیام خراسان) برای استقلال گرفتم. البته اینها وظیفه یک مهاجم است و در کل من دوست دارم همیشه در خدمت تیمم باشم و وقتی به خانه برمیگردم از بس دویده باشم نای حرف زدن هم نداشته باشم.
در فصل ششم هم در استقلال بودی و زیر نظر مرفاوی با استقلال چهارم لیگ برتر شدی. آن زمان سیاوش اکبرپور شرایط اخلاقیاش به خوبی امروز نبود. چه شد که تا این حد فرق کردی که در طول فصل گذشته و با این همه مسابقه حتی یک کارتقرمز هم نگرفتی؟
من در فصل گذشته 7 بار کارت زرد گرفتم. این برای خودم یک موفقیت محسوب میشود؛ هرچند هدفم به مراتب دریافت کارت زردهای کمتر از این بود. من زمانی که به الظفره رفتم، چنین تصمیمی را گرفتم و از آن زمان خواستم که دیگر آن سیاوش قبل نباشم. آن زمان هم بداخلاق نبودم و فقط به دلیل جوانیام و شاید این که تجربه کمتری داشتم گاهی اوقات از کوره درمیرفتم.
چه شد که دیگر از کوره در نرفتی؟
تجربه. باور کنید این عین واقعیت است که سن و سال آدمی هر چه بالاتر میرود، منطق و شعور هم بزرگتر میشود. من نیز در این 2 فصل گذشته در امارات و ایران به عینه این مساله را لمس کردم و فهمیدم که با اندکی تعمق و صبر میتوان به این خودباوری رسید که در مواجهه با مشکلات و اتفاقات میتوان به شکل و شیوه دیگری هم رفتار کرد. همین شد که توانستم چهرهای متفاوت از خودم را به نمایش بگذارم. هرچند در پارهای اوقات از کوره در رفتم و بابت آن هم بعدا پشیمان شدم.
چرا استقلال فصل را بد شروع کرد؟
مصدومیت و ناآمادگی چند تن از نفرات تیم به اضافه تغییرات گسترده در ترکیب تیم سبب شده بود که ما اندکی ناهماهنگ باشیم. شاید بیشتر از 70 درصد تیم در زمین مسابقه نفرات جدید بودند و این مساله به اضافه بدشانسیهایی که گریبانگیر استقلال میشد همه و همه شرایط بدی را برای ما رقم زد. در همان ایام چند خطای پنالتی را هم برای استقلال نادیده گرفتند و همه این مسائل دست به دست هم دادند تا استقلال به مکان هفدهم جدول سقوط کند.
اما همان زمان هم امیر قلعهنویی حرف از قهرمانی میزد؟
امیر قلعهنویی مربی سرد و گرم چشیدهای است که با یک یا 2 نتیجه ضعیف تیمش تصمیمات کلیاش را فراموش نمیکند. او میدانست که چه تیمی را بسته و من خودم بارها در مصاحبههای اول فصلم به این مساله اذعان کردم که استقلال این فصل یک تیم رویایی با نیمکتی رویاییتر است. ما هم در داخل زمین یک تیم کامل بودیم و هم روی نیمکت. باور کنید نیمکت استقلال هم اگر به عنوان یک تیم دیگر در لیگ شرکت میکرد کمتر از پنجم و ششم نمیشد. امیر قلعهنویی هم این مسائل را میدانست و به بازیکنانش اعتقاد داشت.
پس از آن شما یکباره متحول شدید؟
بله. ما از هفته ششم روی غلتک برد افتادیم و چهره حقیقی آن استقلالی که گفتم رویایی بود را همه با 5، 6 گل در هر بازی دیدند. ما یک تیم یکدست و هماهنگ داشتیم که در همه خطوط بهترینها را در اختیار داشت. البته منظورم به خودم نیست و این را در مورد دیگر همتیمیهایم میگویم. استقلال با درخشش تکتک نفراتش و هدایت صحیح و مطلوب قلعهنویی به آنچه حقش بود دست یافت و ما با اقتدار در صدر جدول قرار گرفتیم.
اما این نتایج فقط تا بازی برگشت داربی بود و پس از آن شما خیلی ضعیف ظاهر شدید.
این هم چند دلیل داشت. اول این که ما پس از آن که بازی برده برابر پرسپولیس را در دقایق اضافی با تساوی عوض کردیم، ضربه روحی شدیدی به تیم وارد شد. آنجا بود که خیلی از نفرات تیم تا هفتهها هرگز آن بازی همیشگیشان را انجام ندادند و ما با تساوی و شکست به کارمان ادامه دادیم. دوم این که با نزدیک شدن به پایان فصل دست استقلال برای بیشتر تیمها رو شده بود و تاکتیکهای حریفان درست بر ضد تاکتیک ما طراحی میشد.
سوم اینکه در آن برهه ما 5 بازیکن ملیپوش داشتیم که باید هم در اردوی تیم ملی حضور پیدا میکردند، هم لیگ برتر و هم جام حذفی. تازه پس از مدتی ما درگیر مسابقات لیگ قهرمانان هم شدیم.
نکته مهم و یکی از دلایل اصلی این افت هم حاشیههایی بود که در آن دوران برای استقلال ایجاد شد و تمرکز کل تیم را بر هم ریخت. ما در آن دوران شرایط سختی را تحمل کردیم و کسب عنوان قهرمانی با وجود این همه مشکل خیلیخیلی کار را برایمان سخت میکرد. از اینها گذشته، استقلال چندین مصدوم داشت و مجتبی جباری را هم به دلیل مشکلی که برایش به وجود آمد (بازی رفت با الاتحاد) در اختیار نداشت. با کنار هم گذاشتن این همه مشکل میتوانید درک کنید که ما چه وضعی را پشت سرگذاشتیم.
تو در فصلی که عنایتی آقای گل لیگ برتر ایران شد، در کنارش بازی کردی و این فصل هم آرش برهانی به این عنوان دست یافت! رمز خاصی در کارت وجود دارد؟
این شیوه و روش کاری من است . دویدن در عرض محوطه جریمه حریف و سردرگم کردن مدافعان این فرصت را برای هم پستیام ایجاد میکند که راحتتر به گلزنی فکر کند و از موقعیتهایش استفاده بهتری ببرد.
خودت علاقهای به آقای گل شدن نداری؟
هر کسی دوست دارد آقای گل شود و من هم از این قاعده مستثنا نیستم، اما منطقه کاریام با شیوه فوتبالم بهگونهای است که در کنار گل زدن بیشتر فضاسازی میکنم و موقعیت را برای هم تیمیهایم فراهم میکنم.
در فصل گذشته بار دیگر به تیمملی دعوت شدی، برنامهات برای آینده چیست؟
پیش از دیدار با کره جنوبی از سوی آقای دایی دعوت شدم و برابر کره هم به میدان رفتم. خب پیش از هر چیز آرزو دارم تیم ملی به جام جهانی صعود کند و از 3 بازی باقیماندهاش در مرحله مقدماتی جامجهانی سربلند خارج شود. در وهله دوم هم امیدوارم من هم بتوانم در حد توانم به تیم ملی کشورم کمک کنم و سهمی کوچک در راهیابی به جام جهانی داشته باشم. چرا که معتقدم حضور ایران در جامجهانی به سود کل فوتبال ایران است و اگر هم صعود نکنیم، ضربه بزرگی به فوتبالمان وارد خواهد شد.
محمدرضا مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: