گزارش تهیه شده و متاسفانه به چاپ رسیده، از دید فردی احساسی و به ظاهر سالم و به دور از اخلاق انسانی و اجتماعی و بیقانون به رشته تحریر درآمده است که با سوءاستفاده از موقعیت خود اینچنین بیمحابا و بیرحمانه از روی تصور شخصی، محیط زندگی فرد یا افرادی بسیار والامقام را که مورد احترام جمیع هممیهنان، چه بسا جامعه علمی و فرهنگی جهان که همگی از جا و مکان و موقعیت ایشان با اطلاع هستند، اینطور بیخردانه و ناجوانمردانه به باد تهمت و افترا و انتقام از برخورد قانونی و مسوولانه و محترمانه، لیکن قاطعانه که در دستور کار اینچنین مراکز حساس در قبال افراد نامعلوم و مشکوک و بیهویت و بیمسوولیت چون ایشان که بدون معرفی و ارائه معرفینامه، اول خود را شهروند معمولی و سپس تحصیلکرده روزنامهنگاری و بعدا از طریق تماس تلفنی نماینده کلانتری ستارخان معرفی مینماید و سپس بارها تلفنی، تهدید و ایجاد رعب و وحشت نموده و تا امروز از نام واقعی و رشتهکار ایشان نیز بیاطلاع بودهایم، بوده است که در صبحگاهی بعد از آخرین گزارش تلویزیونی فروردینماه از مصاحبه با خانم دکتر آلینوش طریان به مرکز مراجعه نموده و به عنوان شهروند عادی جهت ملاقات با خانم دکتر اجازه ملاقات خواسته که با توجه به وضعیت جسمی و شرایط تعیینشده از سوی قیم قانونی ایشان (خانم دکتر طریان با توجه به مشکل فراموشی و تاییدیه پزشکی قانونی، دارای قیمومت فردی به نام آقای علیاکبر پرچگانی میباشد که با توجه به کلاهبرداری انجام شده در اتاق فعلی ایشان توسط فردی شیاد و متهم شدن خانم دکتر طریان به پرداخت مبلغ 17 میلیون تومان و مسائل قضایی خاص قبلا در روزنامهها انتشار یافته خود مورد توجه ویژه بوده، لذا قیم نامبرده ملاقات ایشان را بدون اطلاع قبلی با وی ممنوع نموده است.) لهذا به سبب حس انساندوستی، برای چند دقیقه با مسوولیت مدیریت مرکز، به ایشان اجازه داده شده تا ایشان هم دیداری از میهمان فرزانه و عزیز مرکز سالمندان توحید داشته باشد.
در پی حرکتهای مرموزانه و مشکوک و درآوردن ضبط صوت و غیره و با گفتن مطالبی به خانم دکتر طریان نظیر؛ من با شما کار خصوصی دارم و کسی داخل اتاق نباشد، مراتب به اطلاع دفتر مرکز رسانده شد. پزشک محترم آسایشگاه به محل رفته و ایشان را به دفتر هدایت نمودند که ایشان با ناراحتی و حالت طلبکارانه مصر به اجرای خواسته خود شد که مدیریت بنا به حساسیت مرکز و وضعیت غیرعادی وی به ایشان اعلام کرد اگر به کار خود خاتمه ندهد، مرکز توانبخشی سالمندان توحید پلیس را در جریان میگذارد که پس از آن با توهین و ناسزا محل را ترک نمود.
به عرض میرساند حضور چند دقیقهای ایشان که به یک روز در خانه سالمندان توحید تیتر شده و دید بسیار مغرضانه و باریکبینانه یک فرد در چند دقیقه با ایجاد جملههای غیراخلاقی و غیرادبی نامبرده در داستاننویسی و به کارگیری دروغهای احساسی و دلسوزانه و بیان مطالب ضد و نقیض و واهی و اظهارنظرهای غیرتخصصی همگی نشان از غرضورزی و شیطنت شخصی در متن دارد که نشان از یک نوع خود انتقامگیری از موسسه یا موسسات مقدسی دارد که تمام وقت و سعی و تلاش خود را برگرفته از اصول انساندوستی و نوعپرستی در راه خدا و خدمت به این فرهیختگان و عزیزان و فرزانگان به کار گرفته تا چون گوهری همچون خانم دکتر آلینوش طریان را برای مدت 4 سال و اندی به شادابی امروز نگهداری و مسوولیت خدمتگزاری آن به عهده اینچنین دستاندرکاران مومن و پاک و پرستاران رئوف و مهربان بدون منت، موجب افتخار و عزت باشد. و همانگونه که علما و فرهنگیان و دانشدوستان این مرزوبوم از محل سکونت ایشان باخبر و بارها توسط مقامات محترم و رسمی کشور عیادت شده و مورد لطف و عنایت ایشان قرار گرفتهایم و توسط رسانههای ملی و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و گروههای فرهنگی و هنری بیشمار با کسب اجازه از قیم قانونی ایشان تبلیغ و اطلاعرسانی شده، اینچنین توسط فردی ناشناس و توسط روزنامهای مردمی که حق عموم مردم است لیکن این حق عموم را به شخص خاص واگذار نموده مورد انتقاد واهی قرار گیرد و آبرو و ارزشهای این جمع گرانبها را بر سر هیچ به باد دهند.
آیا کسی نباید در مقابل این اکاذیب مسوولیتی احساس نماید و سوالی از خود بپرسد؟ کمترین سوال این است که آیا هر فرد یا هر کس، ولو برجستهترین عضو آن روزنامه میتواند خودسرانه هر مطلب که به نظر ایشان جالب برسد و خواننده را مجذوب نماید بدون در نظر گرفتن واقعیتها و حیثیت و آبروی طرف مقابل به رشته تحریر در آورده و از عواقب آن ابایی نداشته باشد؟
آیا تاکنون کسی توانسته از موسسهای خصوصی به نیکی یاد کند که ایشان صراحتا به بدی؟ و آیا این مرکز بدون کنترل و قانون مدیریت میشود و حامی قانونی ندارد؟ آیا نباید سردبیر محترم از مدیریت مرکز یا سازمان محترم بهزیستی، مرجع رسیدگی به مراکز توانبخشی سالمندان، درخصوص سوابق و عملکرد این مرکز و صحت و سقم موضوع تحقیق نمایند؟
توضیح جامجم: بد نیست خوانندگان گرامی ما که بسیاری از آنها پس از درج گزارشی با ما تماس گرفتند و نسبت به وضعیت خانم طریان ابراز نگرانی کردند، بدانند که روزنامه جامجم دوبار درخواست ملاقات با بانوی نجوم ایران را کرده و هر بار مسوولان مرکز توانبخشی توحید با رد این درخواست، خبرنگار ما را به قیم خانم طریان ارجاع دادند و ایشان نیز در برخورد با خبرنگار جامجم با پرخاش اجازه چنین ملاقاتی را ندادند.
نکته مهم دیگر برخورد ناشایست مسوولان سرای سالمندان توحید است که حتی به روی خبرنگار ما دست هم بلند میکنند. ما به لحاظ قانونی متن جوابیه مرکز توحید را بیکم و کاست درج میکنیم، اما همانگونه که خوانندگان ما درمییابند، در این جوابیه با کلماتی چون خبرنگار به ظاهر سالم، دروغپردازی، شیطنت شخصی، غرضورزی، حرکات مرموزانه و مشکوک به خبرنگار جامجم توهین شده است، در حالی که مدیر این مرکز در پاسخ به این که چرا اجازه نمیدهند خبرنگاران با بانوی نجوم ایران به راحتی مصاحبه کنند، اظهار میدارند این کار منوط به اجازه قیم ایشان است و در نتیجه مجوز هر برخوردی با ملاقاتکنندگان وی را به خود میدهند.
آنچه مسلم است، بانوی نجوم ایران در سرای سالمندان زندگی میکند و این حق همه دانشجویان، خبرنگاران و وابستگان ایشان است که به ملاقات وی بروند و هیچکس هم به لحاظ قانونی نمیتواند مانع این دیدارها شود، مگر این که پای مساله مهم دیگری در میان باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم