فیلم با شعار تبلیغاتی «وقتی چراغهای موزه خاموش میشوند، نبرد اصلی آغاز میشود» به روی پرده سینماها رفت. این شعار تبلیغاتی، حال و هوا و قصه فیلم را آشکار میکند. امی آدامز، اوئن ویلسن، رابین ویلیامز، هتک آزاریا، کریستوفر گست، استیو گوگان و بیل هدر، دیگر بازیگران فیلم هستند.
قصه
لاری دالی (با بازی بن استیلر) توانسته به عنوان نگهبان شب موزه تاریخ ملی، شغل اصلی و دائمی خود را به دست بیاورد. او در قسمت اول فیلم متوجه شد شبها وقتی موزه تعطیل میشود، موجودات انسانی و حیوانی موزه ــ که هریک شخصیتهای معروف تاریخی و یا حیوانات منقرض شده عهد کهن هستند ــ حیات پیدا میکنند. این موجودات موزه را روی سر خود میگذارند و هیچ کسی در بیرون از موزه باور نمیکند که چنین اتفاقاتی در داخل موزه رخ داده باشد. در پایان قسمت اول، لاری توانست بر مشکلات فائق آید و با موجودات داخل موزه کنار آمده و دشمنیهای میان برخی از آنان را تبدیل به دوستی کند. قصه قسمت جدید زمانی شروع میشود که مسوولان موزه تاریخ طبیعی تصمیم میگیرند آن را برای مدتی تعطیل کنند. هدف از این تعطیلی، بهروز رساندن و نوسازی آن است. به همین منظور، اشیای بیجان موزه به یک بخش مرکزی دولتی در منطقه واشنگتن فرستاده میشوند. لاری هم همراه این اشیا به محل جدید نقل مکان میکند. بخش اصلی قصه فیلم که در این محل اتفاق میافتد، مربوط به جان گرفتن انستیتوی اسمیت سونیان است. در کنار آن 136میلیون شیء دیگر هم وجود دارد که شبها جان میگیرند. آملیا اکهارت، خلبان (امی آدامز) از یک جنگ سخت برگشته است. آل کاپون (جان پرتنان) میخواهد فعالیتهای گنگستری خود را ادامه دهد و خیلی از شخصیتهای دیگر تاریخی هم با جان گرفتن، قصد دارند کارهای ناتمام خود را تمام کنند؛ اما زمانی که فرعون با دیدگاههای شیطانی خود جان میگیرد و میخواهد حاکمیت مطلق خود را دوباره با جادو برقرار کند، دردسرهای واقعی لاری شروع میشود. لاری از تئودور روزولت (رابین ویلیامز) کمک میخواهد. آملیا هم قبول میکند به لاری کمک کند. آیا لاری و دوستانش میتوانند اوضاع را به حالت عادی برگردانند و این شلوغی و هرج و مرج را به پایان برسانند؟
نقد
کسانی که قسمت اول «شبی در موزه» را دیدند و صحنههای جذاب و تماشایی آن را پسندیدند، مشتاقانه در انتظار نمایش عمومی قسمت دوم آن بودند. سازندگان فیلم هنگام تولید قسمت جدید، به تماشاگران قول دادند که این بار فیلمی جذابتر و تماشاییتر را خواهند دید. سوالی که در همان زمان مطرح شد، این بود که سازندگان فیلم در قسمت دوم آن چقدر میتوانند جلوتر بروند و چه چیزهای تازهای را میتوانند به ماجراجوییهای قسمت اول اضافه کنند! در قسمت اول فیلم، حرف اصلی زده شده بود و انواع و اقسام جلوههای ویژه در آن به کار رفته بود.
مهمترین بخش قصه، جانبخشی به کاراکترها و موجودات متنوع و تاریخی موزه تاریخ طبیعی بود. این کار در قسمت اول خیلی خوب صورت گرفته بود. برای قسمت دوم، کار تازهتر و بیشتری در این رابطه نمیشد انجام داد. تنها کار ممکن این بود که تعدادی شخصیت تازه به قصه اضافه شود. فیلمنامهنویسان فیلم این کار را انجام دادهاند و چون تعدادی از این کاراکترها و موجودات در داخل موزه تاریخ طبیعی وجود ندارند، آنها با تغییر لوکیشن حضور آنها را توجیهپذیر میکنند.
فیلمی مثل «شبی در موزه 2» کاملا وابسته به جلوههای ویژه جدید سینمایی است. جلوههای کامپیوتری این روزها امکاناتی را برای صنعت سینما و فیلمها فراهم کردهاند که به کمک آنها میتوان غیرممکنها را تبدیل به یک واقعیت کرد. صحنههای مختلف فیلم (با وجود تمام کاراکترها و موجودات متنوعی که دارد) خیلی خوب کار شده است و جلوههای ویژه آن بشدت طبیعی به نظر میرسد. برای مثال دعوا و تعقیب و گریز کاراکتر اصلی با دایناسورها یا صحبت کردن کله لینکلن با آدمهای فیلم، بقدری طبیعی است که انگار در حال تماشای یک فیلم واقعی هستیم. حرف اول را در تولید چنین فیلمهایی بودجه آنها میزند. هزینه تولید این نوع فیلمها کلان است و ستارگان اصلی آن نه بازیگران مشهور (که البته این فیلم برای جان بخشیدن به یک سری کاراکتر معروف تاریخی از وجود یک سری بازیگران مشهور سینمایی بهره گرفته است) که جلوههای ویژه و متخصصان این فن در پشت پرده هستند.
کاراکترهای جدیدی که به قصه اضافه شدهاند، باعث بانمکتر و بهتر شدن قصه و ماجراها شدهاند و در این رابطه حضور امی آدامز پررنگتر از بقیه است. ایرادی که منتقدان سینمایی به فیلم گرفتهاند، به فیلمنامه آن برمیگردد. آنها میگویند این فیلمنامه برای فیلمی یک ساعت و نیمه کم است. همین نکته باعث میشود تا سازندگان فیلم از تمهیدات مختلف استفاده کنند تا صحنهها را کش بدهند. به همین دلیل، برخی از لحظات فیلم تماشاچی احساس خستگی میکند. با این وجود، در کل میتوان «شبی در موزه 2» را فیلمی سرگرمکننده ارزیابی کرد که جمع خانواده را سرگرم میکند. تلاش سازندگان فیلم این بوده که قصه و ماجراجویی را تعریف کنند که تمام اعضای خانواده از تماشای آن لذت ببرند. البته انجام چنین کاری چندان هم راحت و ساده نیست و نمیتوان در آن واحد فیلمی را تولید کرد که هم بچهها آن را بپسندند و هم والدین آنها. با این حال، «شبی در موزه 2» توانسته در این رابطه خوب عمل کند. ولی از آنجا که قسمت دوم فیلم در مقایسه با قسمت اول آن حرفی برای گفتن نداشت، این سوال مطرح میشود که اگر قرار باشد قسمت سوم آن هم تولید شود، این یکی چه قصه و حال و هوایی خواهد داشت؟ در حقیقت، اضافات این قسمت که تازهتر از 2 قسمت قبلی باشد چه خواهد بود؟
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم