اگرچه تمام بضاعت ما از سینمای پلیسی جنایی یا ژانر ترسناک آثار سطحی دوره فیلمفارسی نیست و دست بر قضا تلویزیون در زمینه اینگونه ساخت و ساز از سینمایمان جلوتر است، اما باز هم پس از گذشت سالها در ژانر وحشت به درست یا غلط دمدستیترین مثال همان فیلم «شب بیست و نهم» است، زیرا فیلمی بود که قواعد این ژانر را رعایت کرده بود در حد بضاعت و در روند شکلگیری داستان، استانداردهای اینگونه را حداقل تا 2 ایستگاه مانده به پایان فیلم حفظ کرده بود. برای اولین بار در ژانر وحشت به تماشاگر اطلاعات قطره چکانی داده شد تا ماجرا لو نرود و الیآخر.
فیلم سینمایی «حریم» در ظاهر تریلری است جنایی پلیسی و ترسناک. داستان چندین قتل و گرهخوردن یک پرونده جنایی تازه با یک پرونده مختومه نیمقرنی! یک گروه توریستی انگلیسی در جنگلهای شمال دچار حادثه میشوند و از جمع 4 نفرهشان تنها یک نفر زنده میماند. این یک نفر هم بنابر شرایط روحی هولناکی که بر او مستولی است، هنوز در شوک به سر میبرد و نمیتواند شرح ماوقع را ارائه کند. افسر آگاهی مرکز به نام سرگرد محبی که ماموری خوشنام و کارکشته است با دستور تحقیق به محل حادثه اعزام میشود. یافتههای او نشان میدهد توریست زنده مانده اگر چه نمیتواند حرف بزند اما شاهد اتفاقاتی بوده بشدت ترسناک و مهیب و این شوک که به او وارد آمده بیشتر از رویت کامل حادثه بوده تا از دست رفتن و کشته شدن همراهانش. سرگرد محبی هم در ادامه تحقیقات با کنار هم گذاشتن چندین سرنخ به این مهم میرسد که یک پرونده قدیمی مربوط به 45 سال پیش که مختومه هم اعلام شده، تشابهات فراوانی با حادثه اخیر دارد...
حریم را رضا خطیبی ساخته که پیشتر از او فیلم «در شهر خبری نیست، هست» را دیدهایم و سناریو نیز نوشته مهدی حسینینژاد است. سناریویی که به گفته خود خطیبی چیزی حدود 5 سال صرف نگارش و تدوین و درآوردنش شده است. بنا به ذات داستان و ابتدا به ساکن حریم، فیلمی معمایی است. سرنوشت چند توریست و نحوه کشته شدنشان ابهام برانگیز است و تنها بازمانده نیز شوک زده با همین ابتدای فیلم چند جنازه با یک سری معما روی دست تماشاگر مانده. در ادامه با آمدن سرگرد محبی و دستیارانش و همچنین آگاهی از پیشینه وی و طی مراحل تحقیق با فیلمی روبهرو هستیم که اثری جنایی پلیسی یا جنایی معمایی است، اما به سبب مکان فیلم و یکی دو آیتم دیگر مثل همان پرونده مختومه نیم قرنی، رنگ و بوی ترس و وحشت هم به داستان اضافه میشود که اتفاقا این روند عالی است. یعنی این که از ابتدا حریم یک کار ترسناک و هراسانگیز جلوهگری نمیکند. بلکه اثری جنایی، پلیسی و معمایی دارای انگارههای ترس هم میشود. محبی در جنگل به دنبال سرنخهاست. جنگلی که به نوبه خود میتواند در کنار تمام زیباییهایش، ترسناک هم باشد. بویژه افکتهای صوتی و تصویری! حالا چرا حریم در روز در جنگل نمایش داده میشود تا شب یا به ایده خاص کارگردان برمیگردد یا به امکانات سینمایی تهیهکننده یا اصلا به امکانات سینمای ما به طور عام! و تمام این موارد هم به هر حال منطقی پشت سر خود دارد.
«حریم» که در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر هم در بخش مسابقه حضور داشت و اتفاقا طرفداران خود را هم زود پیدا کرد و منتقدان و تماشاگران نیز فیلم را نپسندیدند، یک فیلم تقریبا خوشساخت ایرانی در ژانری است که در سینمای ما کمتر به آن پرداخته شده و نه چیزی فراتر از آن.
مقایسه این فیلم با آثار غربی و فیلمهای ژاپنی و اندازه گرفتن ضریب ترس و وحشت در فیلم «کینه» و انطباق آن با فیلم حریم و مقایسههای دیگر داستان همان مدال طلای جوان کشتیگیر است.
به این مهم کمتر پرداخته شده که رضا خطیبی به دلیل این که تئاتر خوانده و رشته مهمی هم خوانده و از این نظر ذهن پویایی دارد، توانسته حداقل در حریم، آیتم تخیل را هوشمندانه مورد استفاده قرار دهد. او جنگل ترسناک در شب را روز نمایش میدهد - حالا بههردلیلی ، مهم فیدبک ماجراست یعنی مقبولیت این تهور - و پازلها را طوری چیده که حداقل کسی از دیدن فیلم پلیسی جنایی با مایهای ترسناک یکباره از خنده روده برنشود! تمام اینها میتواند موفقیت باشد، اما این که حتی خودش بحث مقایسهها را پیش میکشد و سینمای غرب و وحشت در سینمای ژاپن را متر و معیار میخواند و بحث مقایسهها و تطبیقها چیزی است که سد راه موفقیت فیلمش میشود.
حریم یک تجربه موفق بوده و تماشاگرانش را هم پیدا کرده است؛ اصلا ممکن است در آینده خطیبی به صورت تخصصی دنبال این ژانر برود و چقدر هم خوب. پس دیگر تئوریهای خاص بماند برای زمانی که هم سینمای ما چندین و چند فیلم در این ژانر رو کند یا خودش به فیلمهای سوم و چهارم در اینگونه سینمایی برسد و اتفاقا با حریم نشان داده اهل خطر کردن هم هست. این هرگز چیز کمی نیست و در آخر این که خطیبی در حریم، دیالوگها را بخوبی کنترل کرد طوری که در فیلم سهم تصویر از کلام بیشتر است و این جزو همان ریسک کردنهایی است که خوشبختانه جواب داد.
فریبا نیکنژاد