گفتگو با زن رمال

تمام آن وردها دروغ بود

روشنک زنی 35 ساله است که با رمالی و فالگیری از مردم کلاهبرداری می‌کرد و پول زیادی از این راه به جیب زده، اما حالا که دستگیر شده باید علاوه بر استرداد آن مبالغ در زندان نیز تحمل کیفر کند. گفتگو با این زن را بخوانید:
کد خبر: ۲۵۶۱۲۹

چه طور شد که به فکر این نوع کلاهبرداری افتادی؟

پول! چه کسی از درآمد زیاد و بدون دردسر بدش می‌آید. من زمانی مشکل مالی داشتم اما از این راه توانستم برای خودم زندگی درست کنم.

چرا برای رهایی از مشکلات مالی به فکر شغل آبرومند نیفتادی؟

اول این که کاری بلد نبودم و در تمام عمرم در هیچ اداره و سازمانی شغل نداشتم ضمن این‌که اصلا حوصله سر کار رفتن را نداشتم، خیلی برایم سخت بود باید صبح زود بیدار می‌شدم. به هزار نفر جواب می‌دادم و آخر ماه یک حقوق بخور و نمیر می‌گرفتم. من دوست داشتم کار راحتی پیدا کنم و بدون دردسر پولدار شوم.

خانوادهات می‌دانستند تو چنین کاری می‌کنی؟

من ارتباط زیادی با خانواده‌ام ندارم. از شوهرم جدا شده‌ام، بچه‌ام با پدرش زندگی می‌کند و به پدر و مادر خودم هم هر از گاهی و خیلی دیر به دیر سر می‌زدم و اجازه نمی‌دادم کسی از کارهایم سر دربیاورد.

نگفتی، چه طور بین این همه جرم و کارهای خلاف رمالی به فکرت رسید؟

من اهل خلاف نیستم. در همه زندگی‌ام از این کارها نکرده‌ام. فکر هم نمی‌کردم کاری که می‌کنم جرم سنگینی باشد. من قبلا درباره این جور کارها زیاد شنیده و حتی خودم هم چند باری پیش دعانویس رفته بودم و تقریبا می‌دانستم آنها چه کار می‌کنند و باخبر بودم چه قدر سرشان شلوغ است.

چهطور ادعا می‌کنی نمی‌دانستی رمالی جرم است؟

این طور نبود که بی اطلاع باشم، معمولا کسی از این افراد شکایت نمی‌کند، ضمن این که این کار به مشتریان آسیب جانی و خطرناک نمی‌رساند. من نمی‌خواستم به هیچ کس صدمه بزنم.

مشتریانت معمولا چه افرادی بودند؟

همه قشر در آنها دیده می‌شد اما بیشترشان دختران و زنان جوان بودند که تحصیلات زیادی هم نداشتند. آنها وقتی پیش من می‌آمدند که از همه جا ناامید شده بودند و هیچ راه حلی برای مشکلاتشان پیدا نمی‌کردند.

این مشکلات که تو ادعا می‌کردی می‌توانی با ورد خواندن و سیاه کردن کاغذ آنها را بر طرف کنی چه بود؟

خیلی از مشتریانم با همسران خود اختلاف داشتند و فکر می‌کردند کسی شوهرشان را جادو کرده است، من هم انجام یک‌سری کارها را پیشنهاد می‌کردم تا به اصطلاح دل همسرشان را به دست آورند. بعضی‌ها هم به خاطر بچه دار شدن و داشتن مشکل نازایی پیش من می‌آمدند و البته دخترانی هم بودند که یا دنبال بخت‌گشایی بودند یا می‌خواستند بفهمند خواستگارشان می‌تواند آنها را خوشبخت کند یا نه. خیلی بندرت موارد دیگری هم داشتم مثل افرادی که به بیماری سختی مبتلا شده بودند یا نمی‌دانستند آیا معامله‌ای را انجام بدهند یا نه

وقتی آنها به نتیجه نمی‌رسیدند به تو اعتراض نمی‌کردند؟

من همه مشتریانم را امیدوار می‌کردم و تلاشم این بود در کنار ظاهرسازی در حد توان و سواد خودم راهنمایی‌شان کنم یا به آنها امید بدهم این را هم می‌گفتم که من نمی‌توانم صد در صد همه گرفتاری‌ها را برطرف کنم و فقط تلاش خودم را انجام می‌دهم. البته بودند کسانی که اعتراض می‌کردند و حتی می‌گفتند باید پولشان را پس بدهم ولی من بهانه می‌آوردم که کارهایی را که گفته‌ام کامل و درست انجام نداده‌اند.

معمولا از مشتریانت چه قدر پول می‌گرفتی؟

رقم‌ها فرق می‌کرد به مشکل طرف و وضع مالیاش بستگی داشت من از ظاهر افراد می‌فهمیدم چه قدر ثروت دارند و بعد مبلغ را تعیین می‌کردم. طوری کار می‌کردم که هیچ مشتری را از دست ندهم و از طرفی پول آنقدر زیاد نباشد که به خاطرش بخواهند شکایت کنند و پای پلیس را وسط بکشند. معمولا بین 50 تا 200 هزار تومان بود.

چه طور بازاریابی می‌کردی؟تبلیغات انجام می‌دادی یا شگرد دیگری داشتی؟

چند نفر از دوستانم در همه جا برایم تبلیغ میکردند در کوچه و خیابان و در و همسایه وقتی فردی را پیدا می‌کردند که به مشکلی بر خورده بود مرا معرفی می‌کردند و درصدی از پول را می‌گرفتند و از طرفی بعضی از مشتریانم هم خودشان آدم‌های جدید را پیش من می‌آوردند.

فکر می‌کنی مردم چرا هنوز سراغ رمال‌ها می‌روند؟

این موضوعی است که به همه ما از بچگی یاد داده‌اند و باور کرده‌ایم. بعضی آدم‌ها با جادو و رمالی می‌توانند خیلی کارها انجام بدهند، من خودم با وجود این که قبلا از همین رمال‌ها کمک گرفته بودم حالا که به واقعیت کار آنها پی برده ام دیگر اعتقادی به این خرافات ندارم.

 با وجود اطلاع رسانی‌های زیادی که دراینباره انجام شده، هنوز خیلی‌ها فریب می‌خورند یا این که واقعا به این نوع کارها و خرافات اعتقاد دارند، تو در این باره چه فکر می‌کنی؟

همان طور که گفتم بعضی از ما از بچگی این طور یاد گرفته و باور کرده‌ایم و تغییر دادن این طرز تفکر کار خیلی سختی است، اما به نظر من آدم باید تلاش کند خودش با کوشش و تفکر به مشکلاتش پایان بدهد و اگر هم با مانعی رو به رو شد و خودش نتوانست آن را از بین ببرد، پیش افراد واقعا متخصص برود مثلا درمان نازایی یک کار پزشکی است و با جادوگری مشکلی حل نمی‌شود یا مشاور خانواده بهترین شخصی است که می‌تواند درباره مشکلات زناشویی آدم را راهنمایی کند.

بعضی‌ها ادعا می‌کنند افرادی مثل تو می‌توانند روحیه اشخاص گرفتار را بالا ببرند و از این طریق به آنها کمک کنند با آنها موافق هستی؟

این که روحیه و مسائل روانی خیلی مهم است را قبول دارم، اما اگر افراد به جای این که پولشان را به رمال‌ها بدهند اعتقاد قلبی به خدا داشته باشند و از او کمک بخواهند، همه چیز بهتر و راحت تر حل می‌شود.

تو که اینها را می‌دانی پس چرا خودت دست به چنین کاری زدی؟

گفتم که ! من دنبال درآمد زیاد و راحت بودم و شاید اگر آن زنی که برایش نسخه محبت پیچیدم اما عاقبت شوهرش او را طلاق داد از من شکایت نمی‌کرد، هنوز هم به همان کار ادامه می‌دادم، اما حالا از کارهایی که کرده ام پشیمان هستم و امیدوارم برای مدت طولانی به زندان نیفتم. به هر حال بعد از تمام شدن محکومیتم دیگر سراغ این کار نمی‌روم و سعی میکنم برای خودم شغل آبرومندانه پیدا کنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها