با توجه به آغاز تبلیغات انتخاباتی ریاستجمهوری دهم و با وجود قاطعیت 4 کاندیدای حاضر، آیا راهی برای اجماع در 2 جناح باقی مانده است؟
من فکر نمیکنم کاندیداهایی که ثبتنام کردهاند، فرصتی برای اجماع داشته باشند که بخواهند به نفع کسی کنار بکشند و انتخابات به صورت دوقطبی میان اصولگرایان و اصلاحطلبان دربیاید. آقای کروبی که بارها اعلام کرده است تا آخر میماند و طیف خاصی از اصلاحطلبان هم از او حمایت میکنند. آقای میرحسین موسوی نیز موضعگیریهای روشنی در این زمینه دارد و صفبندیها و جناحبندیهایی که پشت سر او قرار دارند نیز واضح و روشن است.
مشخص است در این میان، اجماع عمومی اصولگرایان بر آقای احمدینژاد است؛ البته آقای محسن رضایی نیز به عنوان یک اصولگرا و به عنوان یک فرد ارزشمندی که در دوران دفاع مقدس و همچنین قبل و بعد از آن در نظام فعالیت داشتهاند و برگ زرین فرماندهی عالی سپاه در اداره جنگ و عملیاتهای بسیار مهم را در پرونده خود دارند یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری هستند. باید ببینیم تشکلها و گروههایی که از او حمایت میکنند، کدامها هستند.
در عین حال فکر میکنم این دوره از انتخابات با مشارکت هرچه بیشتر مردم مواجه خواهد شد و پیشبینیها هم این است که در صورت حضور هر 4 نفر احتمال دارد انتخابات به دور دوم کشیده شود؛ البته اگر کاندیداها بتوانند موجی تبلیغاتی ایجاد کنند و این موج بتواند اقبال مردم را به سمت یکی از کاندیداها سوق دهد، امکان دارد سرنوشت انتخابات در همان مرحله اول مشخص شود و سکان قوه مجریه در اختیار کسی که مقبولیت بیشتری در بین عامه مردم دارد، قرار گیرد.
در میان اصلاحطلبان، 2 تحلیل درخصوص تعدد کاندیداها در انتخابات وجود دارد. برخی این تعدد را به نفع جریان اصلاحات میدانند و عدهای بر حضور به کاندیدای واحد در انتخابات تاکید دارند. نظر شما در خصوص این دو تحلیل چیست؟
به نظر من، هرچه تعداد کاندیداها بیشتر باشد، میزان مشارکت بیشتر خواهد بود. علت آن هم این است که در میان مردم، سلیقههای متفاوتی وجود دارد و به عنوان مثال همان طور که عدهای از اصلاحطلبان فقط خاتمی یا میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدا قبول داشتند، ممکن است برخی نیز آنها را قبول نداشته باشند. برهمین اساس حضور تنها یک چهره در انتخابات نمیتواند تمام سلایق را قانع کند و افرادی که این فرد را قبول ندارند، در صورت حضور نداشتن چهرهای دیگر، در انتخابات شرکت نمیکنند.
در مجموع هر چقدر کاندیداها بیشتر باشند، به دلیل تنوع سلیقههایی که دارند و به دلیل آزادیای که در کشور وجود دارد، مشارکت بالا میرود، اما هر مقدار دامنه کار تنگتر و محدودتر به افراد خاصی شود، مشکلات بیشتری خواهد داشت و در مشارکت تاثیر میگذارد.
البته به نظر من اگر چنین حرفی را اصلاحطلبان زده باشند، به این دلیل است که معتقدند در دور اول نمیتوانند آنچنان اقبالی به دست بیاورند که یک مرتبه کاندیدای مورد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری بنشانند و از همین رو در تلاشند که زمینه رای اصولگراها را کمتر کنند و امیدوارند با رفتن به دور دوم همه ظرفیت و تلاششان را برای پیروزی یک کاندیدا به کار ببرند.
به نظر شما احتمال دارد برخی از اصولگراها از میرحسین موسوی حمایت کنند؟
بعید میدانم. چون اگر چنین چیزی بود، تا الان اعلام میشد. همه تشکلهای 14 گانه اصولگرای عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری از احمدینژاد حمایت میکنند.
اما هنوز بعضی از اصولگراها سکوت کردهاند؟
نه بعضی از اصولگراها نیستند بلکه بندرت چنین چیزی دیده میشود.
هنوز جامعه روحانیت مبارز اعلام نظر نکرده است.
شاید در حال تکمیل بررسیهای خود هستند و اعلام نظر را به تکمیل بررسیهای خود موکول کردهاند.
علت سکوت اصولگرایانی که از محمود احمدینژاد انتقاد داشتهاند، چیست؟
هیچ دولتی نیست که به آن انتقاد وارد نباشد، اما اگر انتقادی هست، باید آن را به صورت سازنده مطرح و با آن به صورت اصولی برخورد کرد که قطعا به نتایج خوبی منجر میشود. اگر در این زمینه مذاکراتی هم باشد و بزرگان اشکالات و نظرات خود را به صورت منطقی مطرح کنند و در جوی صمیمی و باصفا به مذاکره بنشینند، در حوزه نقد نیز مشکلی وجود ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم