قاب خوانندگان

قاب‌های خالی در قاب کوچک

مدتی است که از شبکه دوم سیما مجموعه تلویزیونی «قاب‌های خالی» در حال پخش است. سریالی که قصد دارد به بخشی از تاریخ معاصر ایران بپردازد و از همین‌رو حساسیت خاصی دارد. هر‌‌مجموعه تاریخی با رویکردی ویژه هدفی را در دستور کار خود قرار می‌دهد و از نقطه‌ای آغازگر ماجراهاست که بتواند به سهولت با مخاطبش ارتباط برقرار کند. «قاب‌های خالی» برای رسیدن به این هدف، داستان را از جایی آغاز می‌کند که به روزگاران جاری می‌رسد، یعنی ذکر روایتی عادی توسط پیرزنی که نوه‌ای مشتاق در جمع‌آوری اطلاعات از گذشته‌اش دارد و شاید این نقطه آغازین، مناسب‌ترین بخش ورود برای قصه‌ای تاریخی باشد.
کد خبر: ۲۵۵۲۳۸

این رفت و آمدهای تاریخی یعنی از گذشته به حال، مزیتی خاص دارد و آن سردی و یکنواختی حاکم بر فضاهای چنین داستان‌هایی را تبدیل به یک فضای حرکتی و پر حادثه می‌کند و البته در عین حال منجر به خروج و عدول نامتعارف از جنس قصه‌های تاریخی می‌گردد. «قاب‌های خالی» از این روی و با این دو منظر داستانش طبیعتا سراسر از حادثه و اتفاق است. در مقام دیگر نیز باید این دو فضای نامتجانس را در بستر حوادث خود تحلیل کرد. در بخش زندگی روزمره که روایت قصه دارای چند شخصیت است، هریک به نوبه خود دارای ابعاد ویژه دراماتیک هستند، مادربزرگ که راوی ماجراهای تاریخی است از رنج‌های سال‌های دور می‌گوید و هر بار با طعنه و کنایه داستان را به سوی تاریخ زندگی‌اش سوق می‌دهد و دختر که گویا بتازگی قرار است ازدواج کند در مسیر پر فراز و نشیب زندگی پیرزن غوطه‌ور می‌شود. عدم وجود گره‌زایی منطقی در چنین اصلی، باعث می‌شود تا این دو به همراه شخصیت همسر دختر، فقط به رد و بدل چند دیالوگ عاطفی بسنده کنند و فقط بار روایی کار را به دوش بکشند، گرچه در حوزه دراماتیک به نظر می‌رسد چنین وضعی یک ضعف کلی باشد اما در داستان «قاب‌های خالی» باعث گشته تا قصه به سمت و سویی متوازن حرکت کند. در بخش دوم، داستان تاریخی این سریال است ابتدا باید مشخص شود هدف نویسنده قصه طراحی و بیان تاریخی خاص در مورد ایران است یا صرفا ذکر یک یا چند زندگی قدیمی‌ها در این مورد نیز جای تامل دارد. آنچه بیش از هر نکته‌ای در این داستان تاریخی به نظر می‌رسد، بیان زندگی دو برادر است که پس از سالیان دور قرار می‌شود به دلایل و جهاتی با هم زندگی کنند. این اصل ماجراهاست و به مثابه چنین داستان‌هایی، گره‌ای خانوادگی به مانند، اختلاف فکری، ایده‌ای یا حب و بغض‌ها و کینه‌های گوناگون بروز پیدا می‌کند. اتفاقا «در قاب‌های‌ خالی» سرمنشاء داستان نیز از همین‌جا آغاز می‌گردد و طبیعی است که ادامه روند چنین اوضاعی، نتیجه‌ای جز اختلاف در بر نخواهد داشت.

اما باید توجه کرد اگر در هدف طراحی شده که به نظر چنین می‌رسد، قصه در خصوص ذکر تاریخ است خیلی با آنچه در تصویر، مخاطب می‌بیند، متفاوت است. از همین روی است که داستان مرتبا به نوسان افتاده و در صدد است، تا قبل از معرفی شخصیت‌ها، تاریخ را بیان کند اما به هیچ وجه قادر نیست. این تضاد آشکار هیچ‌گاه نتوانسته، داستان را به یک حرکت ایستا برساند اما قادر گشته از این اثر، یک ملودرام منطقی بروز دهد،‌ این موفقیت هم به قدری بوده که بیننده قبل از هر پروسه و جریان تاریخی به دنبال سرنوشت تک‌ به تک هر یک از شخصیت‌ها دقت کند و شاید از همین روی است که «قاب‌های‌خالی» با استقبال روبه‌رو شده است. در فضاسازی و اجرا نیز در عین آن که نمی‌توان نقطه عطف و نماد خاصی را عنوان کرد، نمی‌شود نقص و خرده‌ای را نیز گرفت.

سیدحمید حجازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها