پرسش نخست این که در یک چنین حالتی سرمایهگذارها از سرمایه گذاری برای خرید سهام باشگاه چه منفعت مالی و معنویای خواهند داشت؟
سوال روشنتر این که منبع درآمد این دو باشگاه چیست؟ چه املاکی به نام این باشگاههای بزرگ است و از این املاک سالانه چقدر عایدی حاصل میشود؟
باشگاههایی که فقط مصرفکننده هستند و سالانه باید حداقل رقمی بین 6 تا 8 میلیارد تومان صرف آنها کرد، در قبال این همه هزینه چه درآمدهایی دارند؟
این دو باشگاه سالانه برای آن که سر پا باشند و از ته جدول خود را نجات بدهند، حداقل باید یکی دو میلیارد تومان بازیکن بخرند، بازیکنانی که کمترین آنها حرف از 200 یا 300 میلیون تومان میزند.
علاوه بر دستمزد بازیکنها مخارج سنگین دیگری هم در طول فصل وجود دارد؛ حقوق پرسنل، حقوق کادر فنی، خرید مایحتاج تمرین بازیکنان، تغذیه تیم در سفرها، هزینه اسکان در هتلها، پول بلیت هواپیما و بسیاری از هزینههای دیگر که کمتر کسی آنها را میبیند، مثلا پول مداوای بازیکنان سالمی که ناگهان با یک ضربه به مدت یک سال باید تحت معالجه قرار بگیرند، یا همین طور پول بیمه، ملزومات و ...
در قبال این همه هزینه، درآمدهای باشگاه چیست؟!
یک قلم پول بلیتفروشی است که همه این درآمد به اندازه دستمزد یک بازیکن نشده و نخواهد شد. کمک مالی اسپانسرهم که در بهترین شرایط ممکن است فقط دستمزد دو بازیکن را تامین کند.
درآمد حاصل از فروش بازیکنان که متاسفانه این روزها چندان بازار داغی برای بازیکنان ما وجود ندارد و بازی کردن آنها در باشگاههای اماراتی با کسر هزینهها، مبلغ قابل توجهی نمیشود.
این درآمد که اصولا موردی است و نمیشود روی آن حساب ویژهای باز کرد، قطعا باید صرف استخدام بازیکنان جدید، جوانان و آیندهدارها بشود تا بلکه بتوان جای خالی بازیکنان جدا شده را با آن پر کرد. نکته دیگر آن که متاسفانه منبع مالی تعریف شده دیگری هم وجود ندارد. باشگاههای ما که عمدتا دولتی هستند به حاضریخوری عادت کردهاند و همیشه مدیران مدعی بودهاند که به آنها فرصت و مجال درآمدسازی داده نشده است.
با واگذاری سهام، قطعا مدیران باشگاه باید با نظر سهامداران انتخاب شوند، در این حالت اتفاق خوب این است که باشگاهها ناچارند به سمت درآمدزایی حرکت کنند.
اما خطری که وجود دارد، اعمال نظر آدمهایی است که مترصد به وجود آمدن فرصت هستند، به عنوان مثال، اگر عمده سهام این باشگاهها را آدمهای خاص و شناخته شدهای بخرند که آرزوی تصاحب این دو باشگاه را داشتند، در آن صورت موضع واگذارکنندگان چه خواهد بود؟ راهحل و جواب مناسب این است که در شرایط کنونی نمیشود بحثی را در این باره مطرح کرد و در مرحله ابتدایی، نگران آیندهای مبهم بودن، دردی را دوا نخواهد کرد.پس صورت مساله و معادله حل نشده این است که باشگاههای ما با وضعیت اقتصادی موجود چگونه میخواهند آینده روشنی را برای سهامداران خود ترسیم کنند؟
علی رئیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم