میرحسین موسوی:

سرنوشت ایران فقر نیست

"میرحسین موسوی" نامزد انتخابات ریاست جمهوری در اولین برنامه تلویزیونی خود با انتقاد از سیاستهای کنونی دولت، گفت: سرنوشت ایران، فقر نیست و می توان با اصلاح سیاستها، از امکانات و توانمندیهای کشور برای بهروزی و پیشرفت مردم استفاده کرد.
کد خبر: ۲۵۴۵۲۵

موسوی که بنا به قرعه کشی انجام شده میان نمایندگان نامزدها، اولین کسی بود که شب شنبه برنامه های تلویزیونی چهار نامزد رسمی انتخابات را کلید زد، با اشاره مکرر به 8 سال نخست وزیری خود در دوران دفاع مقدس، تاکید کرد که هم دولت و هم اغنیای جامعه باید مدافع مستضعفان و در خدمت تولید و کارآفرینی در کشور باشند.

 

اولین برنامه تبلیغاتی مهندس مـیـرحسین موسوی در صداوسیما که از ساعت 21 و 45 دقیقه شب گذشته به مدت نیم ساعت از طریق شبکه یک برگزار شد، او را برای نخستین بار پس از 20 سال از زمان پایان نخست وزیری اش به در قاب تلویزیون جای داد.

 

متن سخنان موسوی را در این برنامه به نقل از سایت اطلاع رسانی "کلمه" که به هواداران او تعلق دارد، پیش رو دارید:

 

... خوشحالم که دوباره در بین شما هستم، با هم هستیم و می‌توانیم با هـم صـحـبـت کـنـیم... اگرچه مــدت‌هــاســت کــه بـعـد از تـمـام شـدن وظــائـفــم در دولــت در سـال 68 امکـان نـداشـتـه اسـت کـه گرد هم بیاییم، چون محدودیتی برای تصویر من در بین بود، ولـی در این مدت از شما دور نبوده‌ام، در مغازه‌ها، کوچه‌ها، خیابان‌ها، روستاها، کــارخــانـه‌هـا، راه پـیـمـایـی‌هـا و فـراز و نـشـیــب‌هــا بــا هــم بــوده‌ایـم و در ایـن موقعیت‌ها با شما حضور داشته‌ام.

لازم می دانم از استقبال مردم از کـــانــدیــداتــوری خــود واقعا تشکر کنم... ایــن پـیشوازها برای شنیدن حرف‌ها، نقدها و شنیدن مسائل کشور بود و الا من ماشین نداشته‌ام که شما را جمع کنم و پول نفتی در آسـتین نداشته‌ام و می‌دانم که شما به خـاطـر این مسائل وارد صحنه نمی‌شوید بـلـکـه حـضـورتـان بـه واسـطـه حساسیت نسبت به مسائل انقلاب است.


جـا دارد از اسـتـقـبـال مـراجع هم تشکر کنم. وجود آنها سکینه‌ای به مردم ما می‌بخشد تا کشور را در جهت اسـلام و انقلاب و چارچوب‌های معنوی هدایت کند.  همچنین جــا دارد از بــرخــی شـخـصـیــت‌هـا کـه بـه خـاطر مسئولیت‌شان درنظام نام بردن از آنهـا در ایـن فرصت ممکن نیست و از جناب آقای خاتمی تشکر کنم. ایشان را همواره به عنوان کسی می‌شناخته‌ام که نسبـت بـه صیـانت از آزادی‌های مصرح در قــانـون اسـاسـی احسـاس مسئـولیـت مـی‌کـرده است و شخصیتی صلح‌طلب و وسـعـت‌بـخـش روابط ما با جامعه جهانی بـوده‌انـد و از ایـن نـظـر سـرمـایه‌ای برای کـشـور تلقی می‌شوند.

 

همچنین جا دارد از خـانواه شهدا و جانبازان تشکر کنم. ما هـر چـه داریـم بـه‌خـاطـر مقاومت و صبر آنـهـا و خـون‌هـای بسیاری است که آنها ایـثـار کـرده‌انـد. بنده همیشه سر تعظیم در بـرابر آنها خم کرده‌ام و خود را مدیون آنها دیده‌ام.

 

نقد و صحبتی که در آستانه انـتـخـابـات صـورت مـی‌گـیـرد بـا کـمـال احتـرام بـه سایر رقبای انتخاباتی است و ایـن نقـدهـا از اعمـال طبیعـی انتخـابات اســت. انـتـخــابـات زمینـه‌ای را فـراهـم مـی‌کـنـد تـا بـه نـقـد وضـعـیـت مـوجـود و گــذشـتـه بپـردازیـم و نگـاهـی بـه آینـده بـیفکنیم. در آستانه انتخابات حساسیت فـراگـیـری نـسـبـت بـه مسائل سیاسی و اقـتـصـادی بـه وجـود مـی‌آیـد و مـردم بـه گـذشتـه نگـاهـی مـی‌انـدازنـد و فـرصتی پیـش مـی‌آیـد تـا تصمیـم بگیـرنـد که آیا وضع موجود را تثبیت کنند یا آن را تغییر دهنـد. ایـن نعمـت بـزرگـی برای انقلاب اسـلامـی مـاسـت.

 

... من در سـفـرهـای اسـتانی متوجه شدم که مردم بـرای درس گـرفـتـن از مـا وارد صـحـنـه نمی‌شوند بلکه برای درس دادن به ما وارد صحنه می‌شوند. وقتی ملاقات‌هایم را با آنها به یاد می‌آورم می‌بینم آنها در این دیدارها دغدغه‌های خود را مطرح می‌کنند و تذکر می‌دهند. در این ملاقات‌ها آنها حساسیتشان را نشان می‌دهند. وقتی در یک روستا مردم در مورد سیاست خارجی واکنش نشان می‌دهند متوجه می‌شویم که رفتارهای بین‌المللی ما زندگی‌های آنان را حتی در کنج‌های دورافتاده کشور تحت تاثیر قرار داده است.

 

در حالی که برنج ایرانی در انبارها مانده، برنج پاکستانی مغازه‌ها را پر کرده است. در مورد پرتقال و چایی هم همینطور. در حالی که 180 هزار تن چای داخلی در انبار مانده چای خارجی امکان رقابت را برای محصول خودمان از بین برده است. وقتی کرمان رفتم باز همین گله‌ها را شنیدم. در صنعت ابریشم هم این مشکل وجود دارد; صنعتی که از زمان صفویه در کشور ریشه داشته. در سال‌های اخیر این صنعت در حال نابودی است. این‌ها موجب از بین رفتن اشتغال می‌شود. فقط محصولات کشاورزان ما نیست که این مشکل را دارد. در صنعت نیز این داستان هست. نمونه‌اش شکر است. حداکثر نیاز کشور به واردات شکر 600 هزار تن در سال است. وقتی که ما نزدیک به سه میلیون تن شکر وارد می‌کنیم طبیعی است که مزارع ما تعطیل می‌شود. در اراک دیدم که همین مشکل را هم در مورد صنایع دولتی و هم صنایع خصوصی داریم. آذرآب که یکی از افتخارات زمان جنگ محسوب می‌شود در خطر است. در مسجد ساوه که خواستم صحبت کنم معلوم بود که اکثر جمعیت کارگرانند و همه از حقوق‌های معوقه و اخراج‌ها گله داشتند. از سرمایه‌گذارها گله می‌کردند. گفتم خود سرمایه‌گذارها هم به علت روشن نبودن فضای کسب و کار نگرانند.

... دود این مشکل فقط به چشم کارگر نمی‌رود. ما از بداخلاقی‌های فرهنگی، اعتیاد و .... می‌نالیم. رابطه معنی‌داری که میان این مشکلات و اعتیاد وجود دارد را از اقتصاددانان مستقل بپرسید. به شما خواهند گفت که یکی از مهم‌ترین علل این ناهنجاری‌ها، بیکاری است. نمی‌شود مشکلات فرهنگی کشور را حل کرد و در مورد بیکاری فکری نکرد. نمی‌شود از جوانان خواست خلاقیت داشته باشند و برای آنها اشتغال ایجاد نکرد. وقتی حرف از احساس عدم امنیت می‌زنیم منظور فقط این نیست که دزد بیاید و اسلحه روی سینه ما بگذارد. وقتی به جوانان ما خبر بازار کار می‌رسد که فرصت‌های شغلی کم است، رانت‌خواری هست، سفله پروری هست گزینش‌های تبعیض آمیز هست،  امنیتشان را از دست می‌دهند.

 

باید در جامعه آرامش روانی ایجاد کنیم و این بدون حل مشکلات اقتصادی ممکن نیست. لذاست که من شعار رهایی از ترس را مطرح کرده‌ام. ... امیرکبیر نقشی بزرگی در توسعه ایران ایفا کرده است...امیرکبیر که من او را از شهدای انقلاب خودمان می‌دانم و همیشه برایش فاتحه می‌فرستم، دغدغه‌اش همین بود. ما هیچ مشکل پیچیده‌ای در میانمان نداریم. همه ما از زمان مشروطیت معتقد بوده‌ایم باید اقتصاد نیرومند داشته باشیم. مردم به شدت متوجه هستند که بدون چنین اقتصادی استقلال و امنیت و سیاست خارجی نخواهیم داشت.

 

در اواخر جنگ که ما مشکل ارزی داشتیم به فکر افتادیم که با استخراج فلزات رنگین درآمدی برای کشور ایجاد کنیم. در اصفهان معدن طلای نیمه‌کاره‌ای بود. پیرمردی آنجا بود و از پدربزرگ‌های خود نقل می‌کرد که اکتشاف این معدن را امیرکبیر شروع کرده است. از زمان امیرکبیر شروع شده بود و هنوز تمام نشده بود. در خاطرات امیر کبیر هست که وقتی خواست برای سواره نظام لباس‌های متحدالشکل درست کند خانمی گفت من می‌توانم دکمه‌های این لباس‌ها را که از فرنگ می‌آورید در داخل بسازم . امیرکبیر ورود این دکمه‌ها را منع کرد.... همه احساس می‌کردند که رابطه وثیقی میان اقتصاد قوی و عظمت کشور وجود دارد.

 

 ... گاه ما نسبت به مسائل بی‌اعتنا و بی تفاوت هستیم ... به شاخص‌هایمان نگاه کنیم. ما نسبت به این مسائل بی‌اعتنا هستیم. ما زمانی می‌توانیم از برادران لبنانی و فلسطینی‌مان حمایت کنیم که خود قوی باشیم. زمانی می‌توانیم دستمان را دراز کنیم و در آمریکای لاتین نفوذ داشته باشیم که در میان همسایگان عزیزمان که با آنها قرابت‌های مذهبی و فرهنگی داریم عمق استراتژیک داشته باشیم. زمانی می‌توانیم با تهدیدها در خلیج فارس مقابله کنیم که در قفقاز و آسیای میانه و شرق ایران عمق استراتژیک داشته باشیم. نه آن که با دست خالی برویم وخیال‌پردازی کنیم.

 

... مردم ما اکنون از گرانی می‌نالند. هر قدر که بگوییم گرانی نیست مردم دارند آن را لمس می‌کنند. 25 درصد تورم یعنی کوچک شدن سفره‌های مردم، یعنی اعتیاد، یعنی بداخلاقی، یعنی بدبینی به نظام. هر دولتی که بیاید از بزرگترین دغدغه‌هایش باید رفع گرانی باشد. در دوران دفاع مقدس زمانی موضوع ترمیم کسری بودجه از طریق افزایش قیمت سیگار پیش آمد اما حضرت امام به افزایش قیمت سیگار اعتراض کردند. امام فرمودند این مسئله مردم عادی را تحت فشار می گذارد و نباید انجام شود. بعد از پیگیری‌های کمیسیون برنامه و بودجه که می‌خواستند بودجه را متوازن کنند امام سرانجام گفتند سیگارهای ارزان را گران نکنید و اگر لازم است سیگارهای لوکس را گران کنید. امام لمس می‌کردند که بالارفتن قیمت‌ها چه تاثیری روی سفره‌های مردم و جبهه‌ها دارد. چرا اکنون وزارت رفاه به وظیفه قانونی خود در مورد اعلام خط فقر عمل نمی‌کند؟. من به این امر با سوء ظن نگاه می‌کنم.

 

... دولت باید برنامه‌ریزی داشته باشد... ما می‌دانیم که بیکاری یعنی چه. همه مهاجرت به همین علت است که اتفاق می‌افتد. بنده به علت کم توجهی به همین موارد است که وارد صحنه شدم. ما اگر بخواهیم در صحنه باشیم باید از ملت خود دفاع کنیم و این کار زمانی ممکن است که دولت قویا قانون را رعایت کند. دولت باید قانون‌گریزی نداشته باشد. دولت باید برنامه‌ریزی داشته باشد نه این که سازمان برنامه و 17 شورای برنامه ریزی و تصمیم گیری کشور را تعطیل کند. باید سازمانی قوی در کشور وجود داشته باشد که جلوی تصمیمات فردی و اقتصاد صدقه‌ای را بگیرد. این کار زمانی ممکن است که بانک‌های مستقل و بانک مرکزی در چارچوب قانون مستقل عمل کنند. بانک‌ها اکنون حیاط خلوت دولت شده‌اند. در چنین شرایطی بانک مرکزی نمی‌تواند از قدرت خرید مردم و ارزش پول ما حمایت کند. پایین‌آمدن قدرت خرید و ضعف اقتصادی یعنی پایین آمدن موقعیت بین‌المللی کشور. من بسیار می‌شنوم مردمی که به حج می‌روند وقتی باز می‌گردند گله می‌کنند که دلار چنان بود و اینک چنین شده است.

 

 ... به هر حال به این علت‌ها بود که وارد صحنه شدم شاید بشود اینها را اصلاح کرد. از اول هم چنین فکری نداشتم. در زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی مشاور بودم. در زمان دکتر احمدی‌نژاد هم در اوایل نظراتم را ارائه کردم و انتظار هم نداشتم که همه آنها اجرا شود. مشکلی با کسی نداشتم. اما از مصالح غفلت شد. چرا باید پروژه‌های اساسی را که می‌توانند اشتغال دائمی ایجاد کنند متوقف کنیم و پول ومنابع را در پروژه‌های کوچکی توزیع کنیم که موجب این تورم بشوند. با ثروتی که در کشور وجود دارد و امیدی که در ما هست امیدوارم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.

 

من می‌خواهم امید بدهم. سرنوشت ایران فقر نیست و اگر مشکلی هست از سیاست‌های ماست و با مدیریت می‌توانیم از این امکانات برای بهروزی و پیشرفت مردم استفاده کنیم; با کمک همه مخصوصا کمک قشرهای زحمتکش. چه اغنیا و چه دولت باید مدافع مستضعفان باشند و منفعت همه دولت‌ها و کارآفرینان این است که در فکر اقشار ضعیف باشند. کسی که دارد و به فکر نادارها نیست به کشورش خدمت نمی‌کند. اما آن کارخانه‌دار و کارآفرینی که ثروتش را به کار می‌گیرد و به اقتصاد ملی وسعت می‌بخشد به فکر کارگر است. اکثریت کارآفرینان ما چنین‌اند. ما می‌توانیم کشوری آباد، شاد و قدرتمند با سیاست خارجی قوی داشته باشیم و از همه آرمان‌های شهدا در سطح بین‌المللی و داخلی دفاع کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها