وقتی احزاب به محاق می‌روند

احزاب به عنوان ستون فقرات دموکراسی در جامعه تعریف می‌شود، از آن‌رو که کارکردهای مهم آن ، عرصه را برای رشد و شکوفایی و ارتقای سطح آگاهی یک جامعه دموکراتیک هموار می‌کند.
کد خبر: ۲۵۴۴۷۳

انتقال مطالبات مردمی به هرم قدرت، کمک به گردش نخبگان، تدوین سیاست‌های عمومی، آموزش سیاسی و... کارکردهای مهمی هستند که احزاب به عهده دارند یا باید به عهده بگیرند؛ اما جامعه امروز ایران در مقوله تحزب از چند عارضه مهم در رنج است:

1- تشکیل معکوس احزاب؛ به این معنا که به جای آن که از بدنه جامعه تشکیل شوند و افراد در آن رشد کرده به مراکز قدرت نزدیک شوند، احزاب از سوی مراکز قدرت و برای سهم‌خواهی بیشتر شکل می‌گیرند. علاوه بر این که فصلی بودن بسیاری از احزاب باعث می‌شود پس از انتخابات دچار خزان زودرس شوند و تشکیلاتی از آن باقی نماند.

2- بی‌اعتمادی افکار عمومی به احزاب همچون تازیانه‌ای است که بر اندام نحیف تحزب وارد می‌شود. درست است که افکار عمومی به دلایل گوناگون معمولا به احزاب به دیده تردید می‌نگرند؛ اما دولتمردان نیز هیچ‌گاه سعی نکردند این ذهنیت منفی افکار عمومی را ترمیم کنند و گاه خود نیز به این ذهنیت منفی دامن زده‌اند.

مگر بزرگانی چون شهید بهشتی از همین احزاب به جامعه معرفی نشدند، مگر حزب جمهوری نبود که اعضای آن کشور را از مراحل سخت گذراندند. اگر انتخابات نهاد دموکراسی در جامعه است  که هست  پس باید پیش‌نیازهای آن که وجود احزاب قدرتمند در کشور است، فراهم باشد.

3- و عارضه دیگر احزاب، دیدگاه‌های متفاوتی است که حکمرانان کشور همواره درخصوص احزاب در کشور داشته و دارند و این تعدد دیدگاه‌ها، گاه تحزب را در اوج شکوفایی قرار داده و گاه چنان دچار بی‌اعتنایی و بی‌اعتمادی کرده که مجال رشد نیافته‌اند.

از آنجا که هدف و غایت احزاب تاثیرگذاری بر انتخابات و مشارکت در قدرت است، نقش آنها در فصول انتخابات از جمله انتخابات پیش رو بیشتر نمایان می‌شود، اما این دوره از انتخابات، نقش احزاب در حمایت از کاندیداها و ارتباط این دو، از صفر تا 100 در نوسان است.

کاندیدایی که اعتقادی به تحزب ندارد و معتقد است برآمده از حزبی نبوده تا بخواهد منافع آنها را تامین کند و کاندیدای دیگری که دل در گرو حمایت از احزاب داده، رای خود را در سبد احزاب جستجو می‌کند، اما نه آن اقتضای یک جامعه دموکراتیک است و نه این در شأن یک دولت اسلامی. نه باید احزاب را که آمده‌اند به چرخش نخبگان کمک کنند نادیده گرفت، نه باید چنان خود را اسیر جریانات سیاسی کرد که مطالبات افکار عمومی فدای حمایت احزاب شود.

برای ترمیم جایگاه احزاب در کشور چند مورد مهم ضروری می‌نماید:

اول این که احزاب با اساسنامه، رویکرد و اهداف مشخص شکل گرفته، افرادی که تمایل به مشارکت سیاسی نه در معنای عام آن که در انتخابات جلوه می‌کند بلکه به معنای خاصش یعنی مشارکت در قدرت دارند، بتوانند مسیر پایین به بالای هرم قدرت را به مرور طی کنند. چنین افرادی طی گذر از چنین فرآیندی تجربه و آگاهی لازم را برای اداره سیاسی کشور در هر قسمتی کسب خواهند کرد و می‌توانند پشتوانه مدیریتی خوبی برای مسوولان نظام باشند.

دوم این که همان‌گونه که در ابتدا طرح شد، احزاب کارکردهای مهمی به عهده دارند که ذیل آن هم باید در مشارکت در قدرت بیندیشند اما در کشور ما تمامی کارکردهای حزب فدای سهم‌خواهی از قدرت می‌شود، مسوولان احزاب باید چنین روندی را تغییر دهند.

و سوم این که حکومت زمینه را برای رشد و شکوفایی و هدایت احزاب شناسنامه‌دار فراهم کند و به نیروی برآمده از احزاب به عنوان پشتوانه مدیریت سیاسی کشور بنگرد. در چنین فضایی حیطه مدیریتی جامعه از باند و گروه فراتر رفته، زمینه مشارکت بیشتر نخبگان جامعه در سطح کلان کشور فراهم می‌شود.

عباس محمد‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها