در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به هر حال اگر این هنرها را نداشت که ایادی مشت بر دهان خورده نمیشد، این هفته اما این ایادی ما کل جهان فانی و باقی را بیخیال شده بود تا برود به سراغ کاندیداهای ریاست جمهوری و با آنها گپ بزند، این جناب ایادی اصولا در این گونه مواقع نانش حسابی توی روغن است و گاهی به اندازه 100 هفته مطلب جمع میکند تا در مابقی ایام سال که خبری از این حرفها نیست و همه جا امن و امان است، دستش خالی نباشد و راحت بتواند برای خودش توی این صفحات جولان بدهد.
بگذریم، برویم سر اصل مطلب که گفتگوی جناب ایادی است با یک کاندیدای ریاست جمهوری. البته ایادی بالای این گفتگو نوشته که: «این گفتگو کاملا توهمی است و هر گونه تشابهی که با عالم واقعیت پیدا کند بشدت تکذیب میشود.»
ایادی: سلام جناب کاندیدا شما چرا کاندیدا شدهاید؟
کاندیدا: چون دلم خواست، من کاندیدا شدهام تا ایران را طوری بسازم که هر وقت کسی خواست در مورد آباد بودن جایی مثال بزند، بگوید آباد مثل ایران.
ایادی: ببخشید، رشته شما مهندسی عمران است؟
کاندیدا: چه ربطی دارد، من حداقل 40 30 تا دکتری دارم، زمانی که اصلا دانشگاه نبود در این مملکت خیلی از این اساتید دانشگاه داشتند تیلهبازی میکردند من داشتم در بهترین دانشگاههای جهان تحصیل میکردم، اما با همه اینها من کوچک مردم ایران هستم، من خاک پای ایرانیها هستم و اگر احساس نمیکردم که میتوانم باعث جهش ایران در ابعاد تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی و اقتصادی شوم، پایم را در این رقابتها نمیگذاشتم. من اصلا آدمی نیستم که قدرت را دوست داشته باشد، من تشنه خدمتم، خدمت میکنم، بدجور. اگر صلاحیتم تایید شود و مردم به من رای بدهند، آن وقت خواهید دید که چطور در عرصه عمل از شعارهایم هم جلوتر هستم. باور نمیکنید رای بدهید و امتحان کنید، آن وقت اگر ریاست جمهوری مرا مادامالعمر نکردید.
ایادی: از همه اینها بگذریم، نگفتید که چطوری قرار است به سلامتی ایران را طوری آباد کنید که هیچ کشوری به گردش نرسد؟
کاندیدا: عجب سوالی پرسیدی فرزندم. (در این لحظه یکی از مشاوران کاندیدای محترم، در گوششان چیزی میگوید) من معذرت میخواهم که شما را بجا نیاوردم، جناب ایادی خان ببخشید، آقا زهی سعادت. بهبه بهبه صفا آوردید و منور کردید. آقا اصلا میدانید من چه ارادتی به شما دارم. من بسیاری از خطوط کلی برنامههای بلندمدت و فوقبلندمدتم را (استحضار دارید که من اصولا با برنامههای کوتاهمدت بشدت مخالفم و در زندگیام هم برنامههایی که برای خودم تدوین کردهام کوتاهتر از 40 سال نبوده است) براساس گفتگوهای شما طراحی کردهام.
ایادی: نه بابا؟
کاندیدا: جان شما. فقط اگر تایید صلاحیت بشوم.
ایادی: بگذریم، بالا خره نگفتید چطور میخواهید ایران را آباد کنید؟
کاندیدا: اولا که همه کویرهای ایران را جنگل میکنم، طوری که شمال برود جلو بوق بزند، با این کار هم اکسیژن زیاد میشود و هم ترافیک جادههای شمال متر میشود. وسط این جنگلکاری هم یک دریاچه درست میکنم که پوزه هر چی دریاچه طبیعی و غیرطبیعی جهان را بزند. بعد هم دستور میدهم همه خانهها را بکوبند و از اول بسازند تا هم سیمای شهرها زیبا شود و هم مقاومسازی ساختمانی صورت بگیرد، طوری که زلزله 9 ریشتری هم دیگر نتواند کوچکترین صدمهای به این مردم عزیز بزند.
از آن طرف صنعت خودروسازی را طوری ارتقا میدهم که نگو و نپرس. بنز را ایرانی میکنم. از طرف دیگر ایرباس و بوئینگ را هم ایرانی میکنم تا دیگر مجبور نباشیم از بیگانهها هواپیما بخریم. همه جادهها حتی جادههای روستایی را هم اتوبان میکنم. به هر ایرانی و حتی اتباع بیگانهای هم که در ایران هستند، روزی 30 هزار تومان میدهم تا بروند حالش را ببرند. اینها همه به کنار آنقدر کارخانه در ایران میزنم که نهتنها بیکار در جامعه نداشته باشیم، بلکه مجبور شویم از خارج کارگر وارد کنیم.
کنکور را حذف میکنم و تحصیل تا مقطع دکتری را اجباری میکنم آن هم ظرف 12 سال. معنی ندارد که یک نفر 12 سال درس بخواند و بعد تازه دیپلم بگیرد. همه اینها را هم نهادینه میکنم. من از همین جا اعلام میکنم که ما در یک سال اول ریاست جمهوریمان در همه زمینهها از همه کشورها جلو میزنیم. زندان را جمع میکنم، پلیس را هم جمع میکنم، اصلا در کشوری که من اداره میکنم، آنقدر برنامههای فرهنگی پیاده میکنم که کسی دیگر به فکر جرم و جنایت نیفتد. اوقات فراغت ناسالم برای احدی باقی نمیگذارم که شیطان بتواند گولش بزند و او را به راههای خلاف ببرد. البته تصدیق میفرمایید که وقتی خانمان بیکاری و بیپولی بر انداخته شود دیگر جایی برای خلاف کردن باقی نمیماند.
ایادی: این همه کار را تنهایی انجام میدهید؟
کاندیدا: چه پرسش به جایی؟ من مشاورانی دارم بهتر از برگ درخت، تواناتر از لودر و کاریتر از بولدوزر. از اینها کمک میگیرم. همه ایرانیها البته مشاور و مددکار من هستند. در دولت من، وزیر و معاون نداریم، همه با هم برابریم. اصلا چون سفرهای استانی را هم قبول ندارم جلسات هیات دولت را هر هفته در یکی از میادین یا سر چهاراه شهرها برگزار میکنم تا همه با دردها مردم آشنا شوند.
من سالهاست که دارم روی این مسائل مطالعه میکنم. گفته باشم. هر کس هم که بحث کارشناسی دارد بیاید جلو تا به او هم ثابت کنم که من چند مرده حلاجم و او چند مرده حلاج است.
ایادی: احسنت. نگفتید در حوزه سیاست خارجی چه برنامههایی دارید؟
کاندیدا: در حوزه سیاست خارجی برنامههای ما از این هم پیشرفتهتر است. باور نمیکنید، بنشینید و تماشا کنید. اولا که طرح مهمی برای آمریکا و اروپا دارم. این را لطفا ننویسید. چون لو میرود. اصلا نمیگویم.
ایادی: استاد با ما هم.
کاندیدا: حالا چون شما هستید. جهنم میگویم. من در دومین سال ریاست جمهوریام طبق برنامههایی که دارم از سال سوم میرویم توی این فاز که آمریکا و اروپا را به صورت مستعمره دربیاوریم تا دیگر مشکلی بابت رابطه با هیچ یک از دولتها نداشته باشیم. تازه دور خلیج فارس دیوار میکشم و روی دیوار هم مینویسم لعنت بر کسی که نام این مکان را عوض کند. رئیس سازمان ملل را خودم شخصا عوض میکنم. قبر همه مشاهیر جهان اعم از ایرانی و غیرایرانی را به ایران میآورم و هر کدام را برای ارتقای صنعت گردشگری در یکجا نصب میکنم. تازه برج ایفل، پیزا، اهرام مصر و... را میآورم ایران تا ملت عزیزمان مجبور نباشند برای دیدن این بناها به خارجه سفر کنند.
ایادی: برای جوانان و بانوان چه برنامههایی داردی؟
کاندیدا: عرض کردم، کنکور را حذف میکنم، سربازی را هم حذف میکنم. به هر کس که ازدواج کند، یک ویلا با یک حساب تپل در یک بانک میدهم.
همان جا بگویم که در دولت من 40 درصد، نه اصلا 80 درصد مشاغل مهم اعم از وزارت و غیره به بانوان سپرده میشود. هر مردی که 2 تا زن بگیرد را برای عبرت سایرین میبرم میگذارم توی کویر تا در زمینه طرح جنگلکاری در کویر فعال شود و آنقدر کار کند تا آدم شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: