شتر، گاو، پلنگ

زندگی را قورت بده

می‌تراود مهتاب / می‌درخشد شبتاب/ نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک / خواب در چشم‌ترم می‌شکند / بر در دهکده مردی تنها کوله‌بارش بر دوش/ دست او بر در با خودش می‌گوید / غم این خفته چند خواب در چشم ترم می‌شکند.
کد خبر: ۲۵۴۲۷۲

سلام! حال و احوال؟ ما هم خوبیم اما شما باور نکنید! این هفته می‌خواهم به نامه فاطمه از زنجان پاسخ دهم.

دوست خوبم، مشکلی که تو از آن صحبت کرده‌ای مشکل حادی نیست به شرط این که بتوانی عاقلانه با آن برخورد داشته باشی. اگر نظر مرا می‌خواهی به جای انتخاب راه‌هایی چون نامه نوشتن در روزنامه و رساندن حرف‌هایت به خواهر یا فرد مورد نظرت هر چه زودتر تمام واقعیت را برای خواهرت تعریف کن و اجازه نده که او بیشتر از این در رویاهای خودش غرق شود.

این سکوت، در حق خواهرت جز جفا کردن هیچ معنای دیگری نمی‌دهد.

به هر حال تو می‌دانی که به هر دلیلی آن مرد خواهر تو را برای ازدواج انتخاب نکرده است پس چرا از گفتن واقعیت می‌ترسی؟ چرا سعی نمی‌کنی با کمک کردن به او زمینه‌ای فراهم کنی تا خواهرت مرد مورد نظرش را بهتر و بیشتر بشناسد و هر چه زودتر جلوی ریشه دواندن احساسش را نسبت به او در قلبش بگیرد؟ به جای کنار کشیدن و منتظر معجزه نشستن بهتر است کاملا عاقلانه با این موضوع برخورد کنی.

حتی اگر خودت هم نمی‌توانی با خواهرت صحبت کنی با مادرت یا یکی از دوستانش موضوع را مطرح کن و از او بخواه که او را در جریان قرار دهند.

درباره خودت هم باید بگویم بهتر است پیش از هر چیزی با خودت روراست باشی و بدانی احساست نسبت به آن آدم چیست. اگر فقط و فقط یک احساس دوستانه است هر چه زودتر رابطه‌ات را با او قطع کن اما اگر دیدی رنگی از علاقه هم همنشین این احساس شده، باید فکر دیگری برای خودت بکنی.

به هر حال دوست خوبم ممکن است از شنیدن حرف‌های من کمی جا خورده باشی اما راستش را بخواهی این بهترین راهی بود که به فکر من رسید.

زودتر تکلیف خودت را با آن آدم روشن کن و به خواهرت کمک کن تا تکلیف خودش را بداند. خوشحال می‌شوم اگر مرا از حال خودت بی‌خبر نگذاری.

تا نگاه می‌کنی... وقت رفتن است... پس ما رفتیم. تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها