در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از بحث عاقبت بخیری در سینما دور نشویم،با نگاهی به کسانی که از کودکی به عشق بازیگری وارد دنیای سینما شدند و اکنون که دوره کودکی را پشت سر گذاشتهاند، هنوز هم در سینما فعالیت میکنند، متوجه میشویم که عاقبت بخیرهای سینما کم نیستند.
بزرگ بازیگران فراموش نشدنی
شاید تعداد کسانی که در کودکی به انگیزه بازیگر شدن وارد سینما شدهاند، خیلی بیشتر از کسانی باشد که از ابتدا میخواستهاند در شاخههای دیگر این هنر مثلا کارگردانی فعالیت کنند. سیروس حسنپور که اکنون یکی از کارگردانان سینمای ایران است با فیلم «سفر» ساخته بهرام بیضایی به دنیای سینما پا گذاشت. خودش در خاطراتش گفته است که همراه برادر و دوستانش در کوچه مشغول فوتبال بازی بوده که بیضایی میآید و او و برادرش را برای بازی در فیلم سفر انتخاب میکند. حسنپور بعد از آن در فیلم «رگبار» و «چریکه تارا» برای بیضایی بازی میکند.حسن پور در ادامه فعالیتهایش با مجید مجیدی آشنا میشود و در برخی از فیلمهای او مانند «آواز گنجشکها»، «پدر و باران» در گروه کارگردانی با او همکاری میکند. بازیگر فیلم سفر اکنون 47 سال سن دارد و فیلمهای «دهقان فداکار»، «تصمیم کبری»، «چوپان دروغگو» و... را کارگردانی کرده است. او بزودی فیلم «مروارید» را در جنوب کشور مقابل دوربین میبرد.
زمانی که بهرام بیضایی فیلم «باشو غریبه کوچک» را کارگردانی و اکران کرد برخی از نشریات سینمایی موجی را راهبری کردند با این موضوع که بیضایی با کودکان فیلمهایش بدرفتاری میکند و باعث میشود که آنها دچار اختلالات رفتاری شوند. بیضایی در آن زمان پاسخهای قانعکنندهای به این منتقدان داد و در ادامه مشخص شد که ریشه این انتقادات نابسامانیهایی است که گریبان «عدنان عفرانیان» بازیگر فیلم باشو را گرفته است. عدنان که اصالتا جنوبی بود بعد از بازی در فیلم باشو و زمانی که به شهر خود برمیگردد، دچار چندگانگی شخصیتی میشود و نمیتواند به زندگی عادی خود ادامه دهد. البته در آن زمان بیضایی گفته بود که درست است کارگردانان باید از کودکانی که در فیلمهای آنان به ایفای نقش میپردازند، حمایت کنند، اما آنها نمیتوانند خود را ملزم کنند که تا آخر عمر قیم این کودکان باشند.
کودکان جلیلی
این انتقادات دامن ابوالفضل جلیلی را هم گرفت و اکثر منتقدان و خبرنگاران در جشنوارههای مختلف که جلیلی در آنها حضور داشت این مساله را پیش میکشیدند که آیا شما از سرنوشت کودکان فیلمهای خود باخبر هستید؟ در یکی از همین جلسات که در یکی از جشنوارههای سینمای جوان برگزار شده بود، جلیلی در پاسخ به خبرنگاری که از او انتقاد کرد و گفت که نگاه شما به کودکان در سینما ابزاری است با خونسردی به میان جمعی که در سالن نشسته بودند اشاره کرد و پسر جوانی را نشان داد و گفت؛ اسدی بلند شو، پسر جوان از جایش بلند شد و جلیلی با افتخار گفت این جوان مهدی اسدی است، بازیگر فیلم «گال» او هنوز هم در فیلمهای من بازی میکند و تصمیم دارد فعالیت در سینما را ادامه بدهد و من هم هر کاری از دستم برآید برایش انجام میدهم.
اسدی در فیلمهای «مرد ناتمام»، «شیرک»، «یک داستان واقعی» و «بهار» بازی کرد و بعد به حرفه صدابرداری در سینما روی آورد.
از فیلمهایی که اسدی در آنها به عنوان صدابردار حضور داشته، میتوان به گل یا پوچ و پروانهها بدرقه میکنند اشاره کرد.
کودکان مجیدی
خیلیها دوست دارند از سرنوشت بازیگران کودک فیلمهای مجید مجیدی باخبر شوند، بعضیها بر این باورند که مجیدی کارگردانی کاملا مقرراتی، رسمی و بدخلقی است که در سر صحنه با هیچکس شوخی ندارد و همه عوامل در سر صحنه از روبهرو شدن با او پرهیز میکنند. برخی هم میگویند خدا به حال و روز کودکانی که با او کار میکنند رحم کند! اما واقعیت این است که با دیدن پشت صحنه فیلمهای مجیدی میتوان این گفته را رد کرد. مجیدی کارگردان سختگیری است اما با کودکان بسیار مهربان است. اگر شما هم فیلم پشت صحنه آواز گنجشکها را که از شبکه 2 پخش شد، دیده باشید، حتما متوجه شدهاید که او چقدر مهربانانه با کودکان این فیلم برخورد میکند. حتی محسن رمضانی بازیگر نابینای فیلم رنگ خدا از مجیدی خاطرات خوبی دارد او میگوید اگر سختگیریهای آقای مجیدی نباشد فیلم خوب نمیشود. آنهایی که با مجیدی کار کردهاند در خاطرات خود نقل میکنند که او برای گرفتن پلانهای گریه از کودکان معمولا آنها را دعوا نمیکند، بلکه فضا را به گونهای فراهم میکند که بازیگر کودک تحت شرایط فضا و صحنه بزند زیر گریه. برای مثال با یکی از عوامل که روابط دوستانهای با بازیگر کودک دارد، برخورد تندی میکند و با فراهم کردن به اصطلاح یک دعوای زرگری باعث میشود که بازیگر کودک گریه را آغاز کند این در حالی است که دوربین آماده فیلمبرداری است. شنیدهها حکایت از این دارد که بهاره صدیقی بازیگر کودک فیلم «بچههای آسمان» به مادر خود شدیدا وابسته بوده است و مجیدی هر زمان که میخواسته پلان گریه را از بهاره بگیرد از مادر او که همیشه همراه کودک خود در سر صحنه بوده میخواسته که برای دقایقی بدون اینکه به بهاره چیزی بگوید، صحنه را ترک کند. وقتی بهاره متوجه میشود که مادرش نیست گریه را آغاز میکرده و این شرایط بهترین زمان برای گرفتن پلان مورد نظر مجیدی بوده است. البته بعد از این اتفاق و پایان کار مجیدی کلی بهاره را ناز و نوازش میکرده تا او این اتفاق را فراموش کند.
اکنون هم بازیگران کودک با استعدادی در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند که اگر درست راهنمایی شوند و مسیر را خوب بشناسند و ادامه دهند میتوانند آینده روشنی داشته باشند از این بازیگران میتوان به ترلان پروانه، آلما اسکویی، ارسلان قاسمی، آرمیتا مرادی و... اشاره کرد.
میرفرخ هاشمیان و بهاره صدیقی بازیگران فیلم بچههای آسمان بعد از بازی در این فیلم به دنبال سرنوشت خود رفتند. هاشمیان اصلا به دنیای بازیگری برنگشت اما صدیقی 2 سال پیش در یک تله فیلم دیده شد.
بهزاد رفیعی که در همه فیلمهای مجیدی به عنوان دستیار کارگردان حضور دارد، بازیگران فیلمهای مجیدی را انتخاب میکند و از آنها تست میگیرد. رفیعی که این روزها در جنوب کشور مشغول پیدا کردن بازیگر برای فیلم مروارید است، درباره چگونگی انتخاب بازیگران کودک و نوجوان میگوید: «راستش را بخواهید برای پیدا کردن بازیگر مناسب تمام ایران را زیر پا میگذارم. از بچههای زیادی تست میگیرم تا کسانی را که مناسب هستند پیدا کنم. رفیعی درباره سرنوشت بازیگرانی که او انتخاب میکند و در یک فیلم بازی میکنند، میگوید: «اگر علاقمند باشند به آنها کمک میکنم تا بازیگری را ادامه دهند؛ به کارگردانان مختلف معرفیشان میکنم و سعی میکنم رهایشان نکنم اما برخی بعد از بازی در یک فیلم دیگر علاقهای به حضور در سینما نشان نمیدهند. مثلا بازیگری که در سریال «تجربه» به کارگردانی سیروس حسنپور بازی کرد، بچه با استعدادی بود .او تا دیپلم درس خواند اما بعد برای تامین مخارج زندگی به بنایی روی آورد و با برادرش به کار گچکاری پرداخت.»
رفیعی درباره زهرا بهرامی بازیگر فیلم «باران» گفت: «بهرامی اکنون در رادیو برون مرزی مشهد مشغول کار است.»
رفیعی میگوید: «اما از بین تمام کودکانی که برای بازی در فیلمهای مختلف انتخاب کردهام، حسین عابدینی به سرانجام خوبی رسید، او توانست برای بازی در فیلم «باران» سیمرغ بهترین بازیگر مرد را از جشنواره فجر بگیرد.»
عابدینی بازیگری را با حضور در فیلم «پدر» آغاز کرد. او در این فیلم به معنای واقعی کلمه درخشید، اما کسی توانایی او را در لحظات کمیکی که در این فیلم خلق کرد ندید، اگر کارگردانان این توانایی را با سعه صدر بیشتری میدیدند شاید او اکنون به عنوان یکی از بازیگران مطرح طنز برای خودش صاحب سبکی بود، اما تنگ نظریها نگذاشت این بازیگر با استعداد راه خود را به درستی ادامه بدهد. زمانی که داوران جشنواره فجر برای بازی بیبدیل او در فیلم باران به او سیمرغ دادند بسیاری از بازیگران این حرکت را نپسندیدند و گفتند که جشنواره بچه بازی شده است. عابدینی مدتی در دکان میوه فروشی خود کار میکرد، اما چون عاشق بازیگری است، تلاش میکند این حرفه را ادامه بدهد.
البته همین اتفاق برای «رضا ناجی» هم رخ داد. خود او در خاطراتش میگوید: «وقتی برای عضویت در انجمن بازیگران به خانه سینما رفتم، مرا نپذیرفتند و گفتند شرایط لازم را نداری و زمانی که خرس نقرهای جشنواره برلین را گرفتم مرا به عضویت افتخاری خانه سینما درآوردند و برایم مراسم بزرگداشت گذاشتند.»
محسن رمضانی بازیگر نابینای فیلم رنگ خدا هم سرنوشت جالبی دارد. او بعد از بازی در فیلم رنگ خدا اعتماد به نفس خوبی پیدا کرد و توانست با نادیده گرفتن مشکلی که دارد در فعالیتهای فرهنگی و هنری شرکت کند. رمضانی مدتی در نشریه نابینایان فعالیت داشت، عاشق کارگردانی است و اکنون خود را آماده میکند تا یک فیلم نیمه بلند را کارگردانی کند. جالب اینجاست که از همه اتفاقات خرد و کلان سینما باخبر است؛ چون خود را عضوی از این خانواده بزرگ میداند.
مهدی باقربیگی را نمیتوان فراموش کرد، او خود را با بازی در مجموعه قصههای مجید جاودانه کرد. حضور او در این مجموعه باعث شد که همه بپذیرند که یک استعداد فوقالعاده به دنیای بازیگری سینما و تلویزیون ایران وارد شده است اما باقربیگی مانند یک تکستاره آمد و مدتی درخشید و بعد در کمال ناباوری ناپدید شد. شنیده میشود که او در اصفهان مشغول ساخت فیلم کوتاه است. اما باقربیگی بازیگر فوقالعادهای بود که به دلیل تغییراتی که در چهرهاش بعد از پشت سر گذاشتن دوران بلوغ بهوجود آمد و به اصطلاح چهرهاش مردانه شد، دیگر نتوانست به عنوان بازیگر با کارگردانان حرفهای کار کند. نادیده گرفتن بازیگرانی مانند عابدینی و باقربیگی را در دنیای بازیگری میتوان سوزاندن استعدادها دانست. استعدادهایی که میتوانستند غنیمتی باشند.
بچههای پوراحمد
آنهایی که فیلم «به خاطر هانیه» ساخته کیومرث پوراحمد را دیدهاند بر این باور هستند که عباس عالینژاد نقش بشیرو را در این فیلم عالی بازی کرد، یک پسر بومی و متعلق به خطه جنوب که هیچوقت بازی مقابل دوربین را تجربه نکرده بود، در این فیلم چنان درخشید انگار که سالها درس بازیگری خوانده است. میگویند؛ عالینژاد بعد از بازی در فیلم به خاطر هانیه تصمیم داشته است، برای ادامه بازیگری به تهران بیاید، اما پوراحمد از این تصمیم او ممانعت کرده و او را تشویق کرده است که درس بخواند و با تحصیلات دانشگاهی در رشته هنر وارد سینما شود.
مانی نوری بازیگر مجموعه عروسکی «تا به تا» هم از بازیگران کودک و دوست داشتنی بود که میتوانست آینده روشنی در دنیای بازیگری داشته باشد، اما این بازیگر بعد از حضور در فیلمهای «مربای شیرین» و «عزیزم من کوک نیستم» با دنیای بازیگری وداع گفت و ترجیح داد تحصیلات خود را ادامه دهد.
2 سال پیش زمانی که فیلم «نصف مال من نصف مال تو» اکران شد تماشاگران این فیلم که خاطره فیلم «خواهران غریب» را در ذهن داشتند با دیدن بازیگران کودک این فیلم یعنی آلما اسکویی و ترلان پروانه به یاد الهه و الهام علییاری افتادند که در فیلم خواهران غریب بازی میکردند. آنها در این فیلم نشان دادند که میتوانند بازیگری را بهعنوان یک حرفه ادامه بدهند، اما بعد از خواهران غریب این دوخواهر با دنیای بازیگری وداع گفتند. آنها ادامه تحصیل دادند، یکی از آنها عکاسی خواند و دیگری درس مهندسی را در دانشگاه ادامه داد.
از بازیگران کودکی که در یک فیلم خوش درخشیدند وبعد از این دنیا فاصله گرفتند میتوان به آیدا خانی بازیگر فیلم بادکنک سفید هم اشاره کرد که اکنون برای خودش خانمی شده است اما بازیگری برای او جدی نیست. از این دست بازیگران کم نیستند. بازیگران کودک فیلمهای «ماهی» و «بازی بزرگان» هر دو ساخته کامبوزیا پرتوی، بازیگر فیلم بیبی چلچله، ساخته کیومرث پوراحمد، بازیگر فیلم «پسرمریم» ساخته حمید جبلی، بازیگر فیلم «جادههای سرد» ساخته مسعود جعفریجوزانی، بازیگر فیلم «چکمه» ساخته محمدعلی طالبی، بازیگران فیلمهای «امیرو»، «دونده» و «آب باد خاک» هر دو ساخته امیر نادری و ....
اکنون هم بازیگران کودک با استعدادی در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند که اگر درست راهنمایی شوند و مسیر را خوب بشناسند و ادامه دهند میتوانند آینده روشنی داشته باشند از این بازیگران میتوان به ترلان پروانه، آلما اسکویی، ارسلان قاسمی، آرمیتا مرادی و... اشاره کرد.
عطا فرزانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: