درسهای زندگی

کد خبر: ۲۵۴۰۹۲

سه بار به دیدنشان رفتم ولی آنها یک بار آمدند، پس دیگه به دیدنشان نمی‌روم.

او به بچه‌هایم 3000 تومان عیدی داد ولی من به بچه‌های او 4000 تومان دادم.

من نیم سکه هدیه دادم، ولی آنها ربع سکه آوردند.

برایشان 2 کیلو شیرینی بردم ولی آنها دست خالی آمدند.

خونشون نمی‌رم چون وقتی از سفر مکه آمدم، به دیدنم نیامدند.

برای فوت ... م فقط یک پارچه سیاه نصب کردند من هم برای فاتحه ...ش هیچ کمکی نمی‌کنم فقط یک پلاکارد نصب می‌کنم.

همیشه در حال حساب و کتاب هستیم و جالب اینجاست تمام این اعداد و ارقام را در ذهن نگهداری می‌کنیم.

ارتباط‌هایمان و دید و بازدیدمان بوی معامله و دادوستد می‌دهد.

انشاء در زندگی: عده‌ای ادعا می‌کنند توانایی نوشتن ندارند و همیشه در این درس ضعیف بودند ولی در مواقعی عجب هنر خارق‌العاده‌ای پیدا می‌کنند. می‌دانید چه زمانی؟ با خانواده شال و کلاه کرده به سمت خانه یکی از اقوام حرکت می‌کنند. در خانه را می‌زنند، ولی کسی در را باز نمی‌کند. پس قلم و کاغذ را درآورده و شروع به نوشتن می‌کنند. آنقدر هنرمندانه می‌نویسند که دیگر خود را از آمدن مجدد تبرئه می‌کنند. در اداره، نامه‌های مربوطه را عالی می‌نویسند. درخواست وام را خیلی استادانه مکتوب می‌کنند، اما در نوشتن یک پیامک محبت‌برانگیز ناتوان و عاجز می‌شوند چه برسد به نوشتن یک نامه عاشقانه برای همسرشان.

زیست در زندگی: در این درس با حقایقی روبه‌رو می‌شویم که نسبت به آنها بی‌توجه بوده و از امکانات و وسایلی از جمله ذره‌بین، میکروسکوپ و... استفاده می‌شود تا شناخت ما را عمیق‌تر کند. در اصل به ما این امکان را می‌دهد تا از آن موجود اطلاعات مفیدی کسب کنیم و ارتباطمان با او راحت و بی‌خطر باشد، اما در فرآیند زندگی قدرتمان از میکروسکوپ هم بیشتر می‌شود و خیلی راحت نکات ریز و جزئی دیگران را کشف می‌کنیم.

طرف چند سالشه؟ چقدر حقوق می‌گیره؟ عجب اخلاق زشتی داره. پول این ماشین را از کجا آورده؟ بعدازظهرها هم کار می‌کنه؟ (انگاری که قرار است به خواستگاری او برویم)‌ نه تنها روابط را نرم نمی‌کند، احساس حسادت و قیاس هم شعله‌ور می‌شود.

تاریخ در زندگی: خیلی از افراد از این درس گله می‌کنند که چقدر نفسگیر و مشکل است. به ما چه ربطی دارد که فلان شخص چه فتوحاتی داشته یا در فلان تاریخ چه اتفاقاتی افتاده؟ ولی در زندگی امروزه خوب تاریخ و گذشته افراد را به خاطر می‌سپاریم و خاطرات تلخ و ناگوار آنها را در ذهن نگه می‌داریم.

نتیجه‌گیری: جای بسی امیدواری است که انسان توانایی‌های زیادی دارد که در مواقعی، خیلی خوب از این نیروها استفاده می‌کند ولی یک سوال ذهن مرا مشغول کرده که چرا در دیدن معایب دیگران کلا منفی‌بینی‌های قدرت‌مان زیاد می‌شود؟ اما دلا‌یل:

1. انسان ذاتا کنجکاو است و دوستدار این است که از مسائل مبهم و سرپوشیده آگاه شود.

2. شاید با پیدا کردن عیبی، از درون، احساس برتری و آرامشی کنیم به دلیل این که آن عیب را نداریم.

3. بزرگی می‌گفت: علت راحت دیدن عیوب افراد این است که ما هم به این عیوب مبتلا هستیم ولی خودمان خبر نداریم. مثلا اگر من در دلم گفتم یارو عجب آدم بی‌نظمی است، شاید من فرد بی‌نظمی هستم. متوجه نمی‌شوم تا این که فردی را پیدا کنم تا مانند یک آینه صفات و شخصیت مرا منعکس کند.

4. در حال مقایسه کردن هستیم. با چه چیز؟ با یک سری از جملات، خاطره‌ها، کلیشه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و... آیا این ساختارها درست هستند؟ چگونه درستی آنها را تشخیص دهیم؟

5. شاید چشمانمان به شستن احتیاج دارد. البته با یک بار خواندن شعر سهراب گشایشی حاصل نمی‌شود. اول از هر چیز باید فکر را شستشو داد بعد به سراغ چشم روانه شویم.

6. در شستن چشم نباید صرفه‌جویی کرد. اسراف در این مورد مطلوب و پسندیده است.

7. از کسی که متنفر یا آزرده خاطر باشیم، استاد عیب ساختن، عیب‌یابی و عیب‌پروری می‌شویم.

جعفر عذاری اهوازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها