در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجری اساسا ماجرای دیگری دارد. مجری بخش خبر سراسری یا مجری فلان برنامه سرگرمی یا مسابقه، هر دو امکان بداههگویی بیشتری دارند در قیاس با یک دوبلور. دشواری کار مجری در این است که باید میان اتفاقات و حوادث پیشبینی نشده، هم تمرکز داشته باشد و هم سرگرمیآفرینی کند. مثلا یک مجری تلویزیونی باید مراقب چهره و نحوه ظاهر شدنش جلوی دوربین هم باشد. یک بار در سالهای دهه 60، زمانی که خانم شاقول (اخبارگوی برجسته و مسلط گذشتهای نهچندان دور) مشغول اجرای خبر بود، ظاهرا سروکله گربهای در استودیو پیدا میشود و او تمام تلاشش را میکند تا این حادثه روال کار را بر هم نزند. یک بار دیگر نیز حین اجرای حیاتی (سرپرست کنونی گویندگان خبر تلویزیون) پروژکتور استودیو با صدای وحشتناکی ترکید، اما او با تسلط کامل کارش را ادامه داد. اما کار مجری نیز در قیاس با کار گوینده، کمی محدودتر است. مجری برای طرح متن نوشتهشدهای که در پیش دارد، درصدی آزادی عمل در تغییر یا بسط و گسترشش دارد، اما گوینده این طور نیست. درواقع بهتر است بگوییم گوینده کسی است که بیشتر زمان کارش باید بداههگویی کند. بداههگویی در برنامهای زنده که از رادیو پخش میشود، کاری است بسیار دشوار که مانند راه رفتن روی لبه تیغ میماند. گوینده در حالی که باید از زمانی که در اختیار دارد نهایت استفاده را ببرد و برای مردم ایجاد سرگرمی کند، باید مراقب محدودیتهای کلامی و نیز مسلط بر آنچه میگوید باشد. گاه در بداههپردازی، گوینده به آنچه میگوید، قبلا فکر نکرده، پس اینجا آنچه به کمک او میآید دانش وی است؛ دانشی که محصول مطالعه و تجربه است. بسیاری از چهرههای برجسته در رادیو و تلویزیون ایران، این سه حرفه را در موازات یکدیگر تجربه کردهاند، اما حقیقت این است که هر کدام از این سه شاخه، دارای قواعد و اصول مختص خود هستند. شاید بشود مهمترین ویژگی کار یک دوبلور را رعایت حس فیلم و زمانبندی مناسب در ادای دیالوگها دانست که با باز و بسته شدن دهان بازیگر، او دیالوگ فارسی را به گونهای بگوید که باور کنیم این حرفها دارد از دهان آن بازیگر خارج میشود (اصطلاحا به این تکنیک، سینک زدن میگویند.) خصیصه اصلی کار یک مجری، رعایت ریتم است در حالی که یک گوینده باید چندین و چند مشخصه را در کارش داشته باشد. هر مجری یا دوبلوری، به نوعی گویندگی میکند، اما یک گوینده حرفهای کسی است که با صدایش، مردم را به آرامش دعوت میکند و در یک پروسه روانشناسانه پیچیده، به آنان امنیت میدهد تا بنشینند و با حوصله به حرفهایی گوش دهند که هم جنبه سرگرمی دارد و هم جنبه آموزشی.
مهران دوستی با حفظ حرفه گویندگی، تعریف دیگری به آن داده است. دوستی جاهطلبی بسیاری از همکارانش را ندارد که برای شهرت بیشتر یا کسب درآمدی افزونتر از تسلط و مهارتش در جاهایی بهره ببرد که هیچ ربطی به حرفه اصلیاش نداشته باشد. مثلا در حالی که برنامه «نشانی» طی این سالها به مهمترین و جذابترین برنامه فرهنگی رادیو تبدیل شده و طبعا اعتبار و شهرت فراوانی برای گویندهاش به ارمغان آورده، اما دوستی از این شهرت استفاده نمیکند تا با گفتن تیزرهای تبلیغاتی ریز و درشت (از تبلیغ صابون و خمیردندان و چیپس گرفته تا تبلیغ بانکها و موسسات حقوقی) اعتبارش را زیر سوال ببرد. او یک گوینده حرفهای است و در یک برنامه کاملا فرهنگی جاافتاده، پس اگر گاهی تیزرهای تبلیغاتی را با صدای او میشنویم، ناگفته پیداست که از طرف او انتخاب شده. یک بار افشار از مجریان باسابقه اخبار شبکه یک، در گفتگویی اعلام کرده بود که معتقد به همه آن چیزهایی است که طی این سالها گفته. یعنی صرفا مثل یک ربات خوشسخن و خوشصدا و مسلط، آن چه نوشتهاند را نمیخواند بلکه به حرفهایی که در قالب خبر میزند اعتقاد دارد. این حرفهایگری و اعتقاد به اصول کاری، در شخصیت دوستی نیز هست. گزیدهکاریاش در تلویزیون طی این سالها از او چهرهای معتبر ساخته. خیلیها باور نمیکنند که مهران دوستی با آن صدای جوانش، 53 سال دارد و از سال 1361 در ایران بیوقفه در حال گویندگی است. او که متولد کجور مازندران است پس از اخذ دیپلم، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. در آنجا در رشته مهندسی مکانیک و تصفیه آب تحصیل کرد و پس از بازگشت، به ناخواسته سراغ حرفهای رفت که عاشقانه دوستش داشت. ابتدا در رادیو گیلان مشغول به کار شد و مدیر تولید و پخش بود. در این مدت هرگز به حرفه گویندگی حتی فکر نمیکرد. یک بار گویندهای که قرار بود سر ساعت حاضر شود تاخیر کرد و دوستی مجبور شد خودش آن برنامه را اجرا کند. به این ترتیب، این اتفاق ناخواسته باعث شد تا دوستی قدم به جریان حرفهای در عرصه گویندگی بگذارد و تا سالها این کار را ادامه بدهد و پس از نزدیک به 3 دهه، به شخصیتی موثر تبدیل شود.
صدای دوستی برای مخاطبان صدایی آشناست، اما ممکن است او را بهنام نشناسند یا به چهره او را بهجا نیاورند. او همان کسی است که رادیودوستان هر روز صدایش را در ساعات 15 تا 17 از رادیوجوان در برنامه «نشانی» میشنوند. کسانی که تلویزیون میبینند حتما صدای او را در برنامههای تخصصی سینما شنیدهاند که در فاصله گفتگوی منتقدان، روی تصاویر فیلمها حرف میزند و درباره جزییات فیلم و فیلمساز میگوید. اگر به سینما علاقه ندارید، حتما شعار جدید شبکه یک را شنیدهاید که با صدای 2 گوینده به گوش میرسد: «شبکه یک، شبکه هر ایرانی.» یک بار شبکه یک را دوستی میگوید و گویندهای دیگر شبکه هر ایرانی را میگوید و برعکس. اما آن که دوستی را در گفتن این دو خط همراهی میکند کسی نیست جز بهروز رضوی. کسی که دوستی او را در کنار امیر نوری (گوینده قدیمی و تاثیرگذار رادیو که مدتها برنامه «در انتهای شب» را اجرا میکرد) جزو بزرگترین استادان گویندگی ایران معرفی میکند.
مهران دوستی 2 سال پس از کار در رادیوگیلان به تهران آمد و مشغول به کار شد. مدتی بعد به تلویزیون آمد و تا سالها نریشن برنامه بسیار معروف و قدیمی «گزارش هفتگی» را میگفت (در کنار دیگر گوینده برجسته خانم سهیلا درودی.) برنامه «جهان سیاست» یکی از معدود تجربیات دوستی در اجرای تلویزیونی است. او اینک بخشی از زمان را به تدریس گویندگی مشغول است تا تجربیات 30 سالهاش را در اختیار نسل جدید و علاقهمند قرار دهد.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: