در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آفریقا برای سگهای وحشی برنامه تکثیر با نظارت سازمانهای جهانی حفظ محیط زیست به اجرا درمیآید و... جهانگردان و دوستداران اکوتوریسم از تنوع حیاتوحش آفریقا لذت میبرند و آن را متعلق به خودشان و همه کشورها و جهان آینده میشمارند... در ایران و در لرستان اما رخدادها به گونهای دیگر رقم میخورد. اخیرا پس از مشاهده اتفاقی یک خانواده کمجمعیت و بیرونق پلنگ ایرانی/ لرستانی دوستداران محیط زیست پر از سپاس و ستایش شدند ولی هیچ حرکتی برای حفاظت و صیانت از نسل این پلنگ شکل نگرفت در کشوری که همه چشمها به دولت است، کاری از موسسات خصوصی برنمیآید... پلنگ مشهور لرستانی که از 2 دهه پیش گمان میرفت منقرض شده اتفاقی با 3 تولهاش مشاهده شد اما مشاهده و اعلام حضور دوباره پلنگ همان و تکرار تاریخ کشتارهای بیرحمانه و کمخردانه همان. از قدیم برای محلیها کشتن شیر و پلنگ به نوعی دارای وجنات و کلاس تلقی میشده، مثلا به همت اسلحههای جدید (و نه از روی شجاعت یا ناگزیری) شیرهای ایرانی را میکشتند تا وقتی که مردند روی قبرشان تندیس کوچک سنگی بگذارند که بعله! این پیر تازه درگذشته ناکام نبوده بلکه در جوانیاش فلان و بهمان بوده و «شیر شکار» بوده...! سازمانهای مسوول و غیرمسوول ایرانی! بدون در نظر گرفتن تمهیداتی برای پرورش و تکثیر این گونهها، باعث شدند با بیمبالاتی این تنها بازمانده از گونه پلنگهای نادر لرستانی (نسل فراموش شده زاگرس) از بین برود و سرنوشت 3 تولهاش هم در هالهای از ابهام قرار بگیرد. و تازه! یکی از مسوولان منطقه از خواب برنخاسته، تهدید کند که اگر تولههای شیرخوار پلنگ (که 2 هفته است خبر و اثری از آنها نیست) چنین و چنان شوند، با روستاییان و عوامل این حادثه چنین و چنان رفتاری و برخوردی صورت خواهد گرفت.
مگر پیگیری و دستگیری چند تا شکارچی از یک روستای مشخص چند ده نفره چقدر زحمت و کار اطلاعاتی میطلبد؟
تازه اگر همین مسوولان به وظیفه ملی و میهنیشان واقف بودند که اجازه نمیدادند چنین فاجعهای رخ بدهد و بعد یاد تهدید کردن بیفتند.
ببر مازندران که تکلیفاش مثل همین پلنگ لرستانی معلوم و مشخص است!
نژاد شیر ایرانی را هم هندیها حفظ کردهاند وگرنه شیر شکارها نسلش را در داخل مرزها بریدند. بسیاری از گونههای پرندگان شکاری خراسان توسط گروههایی کوچک به حاشیه جنوبی خلیج فارس قاچاق میشود و ...
اما کو گوش شنوا و چشم نگران و البته شاید هم اتفاق مهمی نیفتاده باشد. چند قلاده توله پلنگ و مادرشان کشته و این گونه نادر به همین راحتی منقرض می شود، مگر یک توله خرس سیاه ماده در سقز کشته نشد، مگر یک گونه نادر خرس در روستاهای اردبیل با سیم بکسل تکهتکه نشد تا روغنش صرف اوهام و خرافات دکترهای علفی شود. چه اتفاقی افتاد، چه کسی مقصر شناخته شد، هیچ. چون اتفاق مهمی نیفتاده بود.
حتی این همه مهم نیست که در آن سوی کره خاکی کشورهایی که تمدن نداشتهاند و خشت روی خشت گذاشتن به عقل سلیم شان هم نرسیده، اکنون از همان جانورهایی که تا دیروز با آنها زندگی میکردند، برای ارتقای اکوتوریسم استفاده میکنند و پول درمیآورند. اصلا خیلی چیزها مهم نیست. ما بیخود نگرانیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: