این روزها سفالها هم چینی شدهاند. ارزان و خریدنی. از سوی دیگر این روزها سفالگران ایرانی هم برای کار کردن رغبت ندارند. صادرات این هنر معنایی ندارد و فروش داخلی را هم که چینیها گرفتهاند. مانده است همین دوسالانهها و نمایشگاهها که چراغ کورهای روشن بماند و لابد ببالیم به خود که سفالگری هنوز زنده است.
برگزارکنندگان نهمین دوسالانه سفالگری ایران که قرار است از اوایل خرداد ماه در سمنان به عنوان یکی از پایگاههای هنر سفالگری ایرانی برگزار شود، عقیده دارند هنر سفالگری این روزها اصلا آشنای ذهن مخاطبان نیست. این را منیژه آرمین به عنوان دبیر این دوسالانه قبول دارد و میگوید: به نظرم در میان تمام ارگانها و نهادهایی که میتوانند در این مساله دخیل باشند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نقشی اساسیتر را ایفا میکند.
سفالگری یادگار هزاران ساله اجداد ما ایرانیها و بیش از سایر هنرها، محمل هویت و اصالت ایرانیهاست. او میافزاید: با توجه به اینکه سفالگری پیش از هرچیز یک هنر ایرانی است، باید به آن به دیده هنرمندانه نگریسته شود. بسیاری از نهادها مانند وزارت صنایع و وزارت کار نیز میتوانند در توسعه و رونق این هنر دخیل باشند؛ اما به نظرمیرسد وزارت ارشاد با حمایت از تشکیل خانهای به نام خانه سفال ایران میتواند نقشی اساسی در احیای این هنر ایرانی داشته باشد. صحبتهای آرمین چندان بیراه نیست، زیرا وزارت صنایع میتواند سفال را به عنوان یکی از کالاهای مهم صادرات غیرنفتی مورد بررسی قرار دهد. این در حالی است که اکنون آنچه به عنوان صنایعدستی به خارج از کشور صادر میشود تکرار مکررات است که نگاهی سنتی را به این هنر داشته و نتوانسته بازار جهانی یا حتی منطقهای را نیز به دست آورد.
جعفر نجیبی، رئیس انجمن سفالگران ایران نیز در این باره عقاید خاص خود را دارد. او میگوید سفالگری با توجه به اینکه به نوعی ریشه در اعتقادات و آیینهای ایرانیان دارد و بدون شک در بسیاری از موزههای بینالمللی دنیا ردپایی از این هنر ایرانی را میتوان یافت، اما وی نیز عقیده دارد باید توجهی متفاوت به این هنر صورت بگیرد.
نجیبی میگوید: در عصر حاضر، جنبه هنری سفال و سرامیک مطرح است و هنرمند با احساسات و تفکر و تجربیات خود در این حوزه فعالیت میکند و سفال و سرامیک به عنوان هنری مستقل در عرصه تجسمی مطرح شده است.
بهزاد اژدری، یکی از هنرمندان برجسته این حوزه در کشورمان به شمار میرود. او که تاکنون داوریهای متعددی را در این حوزه به عهده داشته است، در این باره میگوید: تولید سفال در ایران در 3 بخش مورد توجه قرار گرفته است.
بخش نخست گرایشی است که سازمان میراث فرهنگی ایران به دنبال رونق آن است و آن هم توجه به حفظ میراث این هنر ایرانی است و بخش دیگرش به حامی صنایعدستی بر میگردد که آثاری را که قدرت تولید و تکثیر دارند را با قیمتی مناسب در اختیار مردم قرار دهند. او اما در عین حال به بخش دیگری نیز اشاره میکند که آینده این هنر به نوعی در این بخش قرار گرفته و آنهم حمایت از هنرمندان آرتیست سفالگر است که به عقیده وی نباید به دنبال انبوهسازی در این بخش باشیم.
خریداران این بخش به عقیده اژدری عده خاصی هستند که با کمک به هنر سفالگری آرتیستیک، آینده هنری این هنر را رقم میزند.
آرمین اما در این باره به نکتهای جالب اشاره میکند که شاید کلید آشنایی دوباره مردم با این هنر باشد. او پیشنهادی را مطرح میکند تا بر اساس آن شهرداران شهر های کوچک و بزرگ کشورمان به استفاده از سفال و سفالگری در چیدمان مبلمان شهری بپردازند.
او میگوید: عمده مشکل این هنر در کشورمان شاید در این کار خلاصه میشود که مردم تصور میکنند سفال تنها به بشقاب یا کاسهای کوچک خلاصه میشود که در بهترین شرایط گوشهای از منزل امروزی ایرانیان را آن هم به صورت فانتزی یا غیرکاربردی پر کند، در صورتی که هنر سفالگری جنبههای مختلفی دارد که یکی از همین راهها استفاده از طرحهای مختلف در میدانهای شهری است.
او میگوید: وجود این آثار در میدانهای شهری میتواند به تلطیف روان شهروندان کمک کند و فرهنگ بصری آنها را ارتقا دهد.
وی ادامه میدهد: این کار در عین حال به کودکان ما آموزش میدهد هر روز به میراث فرهنگی خویش احترام بگذارند. آرمین اما در این زمینه هشداری را نیز مطرح میکند که بر اساس این هشدار نباید فضاهای داخلی و خارجی شهرها از آثار ضعیف سفالی پر شود.
وی میگوید: در برخی موارد دیده میشود سیاستگذاران شهری با سفارش آثار کم کیفیت به غیرهنرمندان شهرها را از آثای پر میکنند که در این وادی قرار نمیگیرند.
اژدری اما در این میان به نکتهای دیگر اشاره میکند. او میگوید: استفاده از سفالها در میدانهای شهری یکی از اتفاقات خوبی است که میتوان برای آینده سفال و سرامیک ایران متصور بود، اما مهمترین مشکل این است که هنر سفال اکنون در ذهن و جان مردم ناآشناست. بنابراین کارگاههایی که اکنون در گوشه و کنار کشور مشغول این فعالیت هستند به تولید هنر کاری ندارند و همین مساله باعث میشود کارهای ضعیف سفالی وارد بازار شود و مردم با نخریدن این آثار به نوعی اعتراض خاموش داشته باشند به سفال، سفالگر و اصولا سفالگری.
او ادامه میدهد: اکنون ارتباط آرتیستیک یا همان هنرمند با کارگاههای تولید انبوه آثار سفالین در کشور قطع شده است و این یعنی همان اتفاقی که باعث شده است انبوه آثار سفالی در کارگاههای شهرهای مبدا سفال در ایران مثل لالجین روی هم انبار شود.
حرفهای اژدری چندان بیراه نیست، زیرا اکنون مانند بسیاری دیگر از رشتههای هنری سفال در قبضه کشوری مثل چین است که با ورود آثار سفالی که با اندکی توجه هنری و البته قیمت ارزان تولید شدهاند، دیگر مجالی برای عرضاندام سفال ایرانی نمیگذارند.
نجیبی که یکی از قدیمیترین هنرمندان این رشته در ایران نیز به شمار میرود، برای خروج این هنر از نکتهای که اکنون شاید از آن میتوان به عنوان بحران یاد کرد، پیشنهاد جالبی دارد.
او میگوید مسوولان هنری با حمایت از خانه سفال میتوانند کمک بزرگی در زمینه احیای دوباره این هنر داشته باشند.
وی البته به حرکتی معناگرا که چند سالی است در میان هنرمندان این رشته آغاز شده، اشاره میکند و میگوید: شاید بتوان جوانان جویای این هنر را که هر روز نیز تعدادشان افزوده میشود، بنیانگذاران فصل نوی هنر سفالگری در ایران بنامیم.
این رفراندوم هنری که وی از آن یاد میکند، اتفاقی شیرین است که البته نیاز به حمایت و هدایت دارد. حضور جوانان علاقهمند به سفال و سفالگری در سالهای اخیر امری است که بسیاری از کارشناسنان را به تعجب واداشته است؛ زیرا بر اساس اطلاعات به دست آمده نزدیک به 95 درصد هنرمندان شرکتکننده در دوسالانه نهم سفال و سرامیک را جوانان تشکیل میدهند که این خود آینده بسیار روشنی را نوید میدهد. اژدری که خود یکی از هنرمندان جوان اما پرتجربه این رشته است، باید به دنبال کمیت هنرمندان سفالگر باشیم تا این هنر در میان هنرمندان نیز دغدغه شود.
وی میگوید: آموزش این هنر نیز یکی ازمواردی است که باید به آن به دیده آکادمیک نگریسته شود.
وی مثالی را در این زمینه مطرح میکند که در کشوری مانند آمریکا اکنون نزدیک به 100 تا 120 هزار سفالگر حرفهای تنها برای خلق آثار هنری مشغول فعالیت هستند و این خود باعث ایجاد کلونی بزرگ هنرمندان سفالگر در این کشور شده است که هر روز با افزوده شدن بر کمیت هنرمندان بر کیفیت آثارشان نیز افزوده میشود.
وی میگوید: این اصلا قابل قبول نیست که با قدمت بسیار زیادی که سفال در ایران دارد، تعداد سفالگران آنقدر اندک باشد که نتوانند جمعیتی هنری را تشکیل دهند. این که این روزها سفال باید زیبا باشد یا کاربردی دغدغه جمعی از هنرمندان کشورمان است که میخواهند چراغ این هنر روشن بماند. از زمانهای گذشته مساله زیبایی و کاربردی بودن سفالها چنان در هم تنیده شده است که بسختی میشود این دو مفهوم را از هم جدا کند. همین سفالینه مشهور بز شهر سوخته که ایرانیان باستان نخستین انیمیشن جهان را روی آن نقش کردهاند یا اصلا راه دور نرویم، همین کاسههای سفالین نیشابور که علاوه بر کاربردی بودن، رویشان با خط کوفی نگاشتهاند، همه و همه پیوند عجیب این دو مقوله را با هم نشان میدهد. ایرانیان از آغاز شکلگیری تمدن همواره به فکر ترکیب هنر در زندگی روزمره بودهاند. فرش، گلیم و البته سفال. به این سه هنر ایران نگاه کنید. میبینید که چقدر مردمان این سرزمین باستانی از ابتدا این هنرها را ستوده و البته کاربردی کردهاند.
شاید احیای هنر سفالگری و استفاده از آن در زندگی امروزی ادای احترامی باشد به هنر؛ هنری که پیش از هر چیز کاربردی بوده است و البته خاص ایرانیان.
دستپختههای 6هزار ساله
کهنترین ظرفی که در ایران یافت شده، ظرف سیاه دودآلودی است که همانند قدیمیترین ظروف سفالی کهن است که در جاهای دیگر پیدا شده است. نخستین ظرفهای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن به دست آمده و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح و در بینالنهرین یافت شده است. کهنترین سفالی که در ایران یافت شده، نیز متعلق به همان دوره است. این ظرف دستساز نسبتاً ابتدایی به دنبال خود ظرفی سرخ با لکههای سیاه ناشی از پخت ناقص داشت. پیشرفت فنی در حرفه کوزهگری سبب به وجود آمدن سبک جدیدی شد. این سبک با تغییرات و وقفههایی که داشت، بیش از 2000 سال در بعضی مناطق فلات ایران دوام کرد. از نیمه سده گذشته باستانشناسان تعداد زیادی ظروف سفالی و اشیای دیگر را در منطقهای از مشرق ایران تا عراق و از قفقاز تا دره سند از زیر خاک بیرون آوردند. سفالهای پیش از تاریخ که در این منطقه وسیع یافت شده از لحاظ شیوه و سبک ساختن تقریبا یکنواخت و از نظر فنی به طرز اعجابانگیزی پیشرفته است. نخستین نمونههای آن از شوش در ایلام که اولین سکونتگاه ایرانیان در پای فلات ایران بود به دست آمد. سفالهای شوش تنها مربوط به خود شوش نیست، بلکه سفالینه تپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و سومر و تل حلف در عراق و شمالغربی هندوستان و بلوچستان یا فلات ایران در تپه گیان و تپه حصار و تورنگ تپه و سیلک یا در قسمت شرق تا آنائو که امروز در ترکستان روسیه است، جزو طبقه سفالهای شوش نامیده میشود. سفالهایی که به نام شوش اول معروف است، متعلق به زمانی از 3500 تا حدود 2500 پیش از میلاد مسیح است. در اینجا باید متذکر شد که مردمانی با تمدن نوسنگی نیز در ایالت کانسوی چین پیدا شدند و ظروف سفالی آنها ویژگیهایی همانند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم