جالب این است که حرکت به سمت خصوصی شدن نیز تنها در مرحله حرف است و بواسطه فراهم نبودن زیر ساختهای این کار، کسی رغبت نمیکند که در این عرصه پر خرج وارد شود. شاید تنها باید کسانی مثل حسین هدایتی با پولهای میلیاردی خم به ابرو نیاورند که در مسیری بدون بازگشت به لحاظ سرمایهگذاری وارد شده و به نوعی از خرج کردنهای نجومی نیز کلی کیف میکنند که البته تعداد این نوع سرمایهگذارها در ورزش و فوتبال کشورمان بسیار اندک است. تازه این نوع خرج کردن نیز تابع عوامل و پارامترهای خاص خویش است ؛ مثل اینکه باید تبلیغاتی مناسب پیرامون آن تیم یا باشگاه شکل بگیرد تا کسانی مثل هدایتی از خرج کردن صرف دست و دلشان نلرزد.
اگر بپذیریم که یکی از شروط AFC در راه حضور در لیگ حرفهای آسیا به همین موضوع خصوصی شدن باشگاهها و تناسب دخل و خرجشان بر میگردد، باید زمینههای اجرایی شدن این مساله را ولو به آهستگی فراهم آورد و بی خود و بی جهت از پول بیت المال در راه حاتم طایی شدن استفاده نکرد. یقینا فوتبال باشگاهی ما زمانی تاثیر گذار و قابل توجه جلوه گر میشود که به اعتبار و جایگاهمان در آسیا خدشهای را وارد نسازد، چه در غیر این صورت فوتبال باشگاهی ایران با نتایج ضعیف در آسیا به محاق خواهد رفت و نمیتواند به صرف کمیت بالا، کیفیت خود را نیز تضمین کند. به هر حال باید واقع بین بود و به صرف کمیت گرایی، کیفیت فوتبال را بر باد فنا نداد.
بی شک هنر این نیست که لیگ برتر ما با حضور 18 تیم و بلکه بیشتر برگزار شود، بلکه هنر این خواهد بود که این تیمها را در بستر حرفهای شدن بیندازیم و به سویی هدایت کنیم که روی پای خود بایستند. خصوصی شدن و پیش رفتن در این مسیر به معنای واقعی میتواند فوتبال باشگاهی مارا صاحب هویتی تازه کند؛ هویتی که جایگاهمان را در عرصه لیگ حرفهای آسیا ارتقا ببخشد و امیدوار باشیم که میتوانیم این جایگاه را نیز با کاری خوب و منظم حفظ کنیم . در نهایت نباید از یاد برد که غنای لیگ فوتبال ایران، چشم انداز روشنی را پیش روی فوتبال ملی ایران قرار میدهد.
حجت الله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم