در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
الیورتویست یکی از نخستین رمانهای اجتماعی است که توجه خواننده را به مشکلات اجتماعی کشور انگلیس در آن زمان و بخصوص قانون نگهداری از تهیدستان و فقرا که این گروه از افراد را ملزم به کار در کارگاهها و کارخانهها میکند، معطوف کرده است. این نویسنده توانمند علاوه بر این توانسته است با احاطه کردن موضوع جدی داستان در قالبی از سخنان طعنهآمیز نفاق و دورویی حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی را نیز مورد توجه قرار دهد. بسیاری از منتقدان آثار ادبی بر این باورند که الیوتویست برگرفته از داستان رابرت بلینکو، فرزند یتمی است که کارکردن در یک کارخانه نخریسی شرایط بسیار دشوار و ناگواری را بر زندگی او تحمیل کرده بود. این کتاب در دهه 1830 میلادی مورد استقبال بسیاری از علاقهمندان به آثار ادبی داستانی قرار گرفته بود. داستان الیورتویست در ساخت بسیاری از فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی مورد اقتباس قرار گرفته است و این در حالی است که این داستان معروف مبنای ساخت یک اثر موسیقایی بسیار موفق نیز بوده است. از آنجاییکه داستان الیورتویست مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر دنیا قرار گرفته است این کتاب تاکنون به بیش از 25 زبان مختلف ترجمه شده است. اگر چه الیورتویست شخصیتی است که بارها و بارها و به شکلهای مختلف در مجموعههای تلویزیونی، فیلمهای سینمایی و حتی انیمیشن به آن پرداخته شده است اما باید پذیرفت که علیرغم تکراری بودن داستان و آگاهی مخاطبان از پایان ماجرا همچنان توانسته است یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی باشد این مجموعه اسطورهای در حال حاضر روزهای سهشنبه ساعت 19 از شبکه چهارم سیما مهمان خانههای شماست تا فراز و نشیبهای زندگی این کودک فقیر را برای علاقهمندان به آثار چارلز دیکنز به نمایش درآورد. بدون تردید این کتاب با مورد توجه قرار دادن بعد اجتماعی و انساندوستانه داستان توانسته است گام مهمی در از میان برداشتن دیدگاه نادرست و غیرمنصفانه داستاننویسان دیگر از دنیای تبهکاران بردارد.
پایانی خوش بر آغازی غمانگیز
الیورتویست که به علت مرگ مادر و عدم حضور پدرش در هنگام تولد از همان ابتداییترین و نخستین دقایق زندگی به یک نوانخانه سپرده میشود در دنیایی از فقر و بدبختی قدم به جهان هستی میگذارد به عبارت دیگر او فرزند پدر و مادر مجهولالهویه و ناشناسی است که به ناچار قربانی شرایط زندگی در این نوانخانه و پیامدهای بعدی آن میشود. به موجب قانون نگهداری از تهیدستان هشت سال اول زندگی الیور در قسمت نگهداری از کودکان و به سرپرستی خانم مان سپری میشود. پس از آن الیور به آقای بامبل مستخدم کلیسا سپرده میشود تا کار در کارخانه نخریسی را آغاز کند اما به تدریج او با شرایط سختی مواجه میشود که به ناچار از نوانخانه فرار کرده و روانه لندن میشود. در شهر لندن الیور با جوانی آشنا میشود که او را با گروهی از تبهکاران و دزدان آشنا میکند.
سرپرستی این گروه را فاگین پیر برعهدهدارد که در ویرانهای در یکی از محلههای فقیرنشین شهر لندن زندگی میکند.
اگر چه الیور پس از مدتی از دست این گروه از افراد فرار کرده و تا بهبودی کامل از ضعف و ناتوانی جسمی در خانه آقای براوانلو میماند اما فاگین از ترس اینکه مبادا الیور او و گروهش را به دردسر اندازد دوباره او را به دام انداخته و الیور را به مانکس میسپرد تا به او اسرار و رموز دزدی را بیاموزد. مانکس فرد ناشناختهای است که قصد دارد به کمک فاگین زندگی اولیور را تباه کند و ...
با توجه به آنچه گفته شد میتوان به این نتیجه رسید که دیکنز در کتاب الیورتویست از آمیختن هجو و حقایق بیرحمانه زندگی به عنوان راهکاری برای به تصویر کشیدن تاثیر صنعتگرایی بر زندگی جامعه انگلیس در قرن نوزدهم میلادی بهره برده است تا به این وسیله قانون نگهداری از فقرا و تهیدستان را نیز مورد انتقاد قرار دهد. الیور کودک بیگناهی است که برای زیستن در این دنیا چارهای جز ماندن در نوانخانه، همکاری با دزدان و تبهکاران گروهی به سرپرستی فاگین پیر یا به زندان افتادن نخواهد داشت. اما آنچه در این میان سبب شگفتی میشود این است که با وجود این که جسم او در دنیایی از زشتیها و شرارتها غوطهور شده است اما در درون او نفسی پاک و به دور از هرگونه آلودگی نهفته شده است که از این محیط پیرامونی جان سالم به در برده است. به همین دلیل او پاداش اعمالش را میگیرد و میتواند ادامه زندگی خود را در کنار دوستانی مهربان و در صلح و آرامش سپری کند.
به این ترتیب دیکنز که پایان خوشی را برای این آغاز غمانگیز رقم زده است، کودک یتیم و درماندهای را که در شرایط مشابه با زندگی الیورتویست به سر میبرد و به زندگی خوب و فرجامی خوش امیدوار میسازد.
آنچه بیش از پیش این اثر ادبی را از دیگر آثار ادبی مشابه متمایز میسازد نمادگری است. بسیاری از موانع و مشکلاتی که الیور در مسیر زندگی با آنها مواجه میشود نشان دهنده و نمادی از خوبی در مقابل بدی هستند. اگرچه تا پایان داستان همواره بدیها و شرارتها در صدد براندازی و از بین بردن خوبیها و نیکیها هستند اما سرانجام خوبی و نیکی برنده این نبرد است. برای مثال فاگین یک شخصیت شیطانی است که پسران جوان را از حرکت در مسیر زندگی منحرف ساخته و آنها را با دنیای تبهکاری آشنا میکند. این در حالی است که مخاطب در اولین صحنه آشنایی با این شخصیت درداستان او را درکنار آتش و در حالی که میله گداختهای را دردست دارد، میباید و این در حالی است که او حتی یک شب پیش از اعدام نیز از اعتراف به گناهان خود و درخواست بخشش از درگاه خداوند اجتناب میکند. غذا نیز نماد دیگری است که در این داستان مورد توجه قرار گرفته است.
همه حوادثی که برای الیور اتفاق میافتد از اینجا شروع میشود که او تنها به خاطر یک درخواست ساده برای غذا توسط بامبل تنبیه میشود و پس از پیوستن او به گروه فاگین وقتی برای نخستین بار الیور میتواند تا جایی که دلش میخواهد غذا بخورد تغییراتی در زندگی او ایجاد میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. همچنین اسامی انتخاب شده برای هر یک از شخصیتها در این داستان نیز میتواند بیانگر بسیاری از حقایق نهفته در متن داستان باشد. اگر ریشه هریک از این اسامی را در زبان انگلیسی مورد بررسی قرار دهید و درباره آنها تحقیق کنید متوجه خواهید شد که این اسامی با شخصیت موردنظر تطابق کامل داشته و با هدف انتخاب شدهاند که این ویژگی نیز میتواند یکی از نقاط برجسته و قابلتوجه این رمان اسطورهای باشد.
الیورتویست در قاب کوچک
از سال 1909 تا سال 2007 میلادی فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی متعددی با اقتباس از داستان زندگی الیورتویست و به همین نام توسط کارگردانان مختلفی ساخته شده که در آنها هنرمندان مختلفی نیز ایفای نقش الیور و فاگین دو شخصیت اصلی داستان را برعهده داشتهاند. نخستینبار در سال 1909 میلادی فیلم سینمایی صامتی تحت این عنوان ساخته شد که بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. اگرچه پس از آن فیلمهای سینمایی صامت و غیرصامت دیگری نیز با اقتباس از داستان الیورتویست ساخته شد اما نخستین مجموعه تلویزیونی از این رمان در سال 1962 میلادی ساخته شد که در آن مجموعه بروس پروچنیک در نقش الیور و ماکس آرریان در نقش فاگین همکاری داشتند. از آن زمان تا سال 2007 میلادی چهار مجموعه تلویزیونی براساس این داستان ساخته شده است. در آخرین مجموعه تلویزیونی ساخته شده از داستان الیورتویست که در سال 2007 میلادی روی آنتن رفته است ویلیام میلر و تیموتی اسپال به ترتیب ایفای نقش الیور و فاگین را برعهده داشتهاند. اگرچه بسیاری از منتقدان بر این باورند که سینما هیچگاه نتوانسته است رمانهای بزرگ دنیا و عظمت آنها را به تصویر کشد اما باید گفت که الیورتویست از معدود آثار ادبی برجسته دنیا است که توانسته حق مطلب را حتی بر پرده سینما نیز به خوبی ادا کند. یکی از مشهورترین و موفقترین فیلمهای سینمایی ساخته شده و برگرفته از داستان الیورتویست فیلمی است که در سال 1948 میلادی و توسط دیوید لین ساخته شد. این فیلم که پس از جنگ جهانی دوم ساخته شد از آنجایی که به واقعیتهای داستان وفادار بود توانست مورد توجه شمار زیادی از مخاطبان قرار گیرد. دیوید لین ازجمله کارگردانانی بود که بر این باور بود که یکی از رموز موفقیت در این عرصه واقعگرایی است و با توجه به این که داستان الیور تویست دیکنز را داستانی واقعگرایانه و منطبق با شرایط حاکم بر جامعه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و شیوع فقر و نداری در میان مردم میدانست تصمیم گرفت براساس آن یک فیلم سینمایی بسازد که بیتردید میتوانست مورد استقبال چشمگیر مخاطبان در دنیای آن روز قرار گیرد. پس از گذشت 20 سال، کارول رید کارگردانی که فیلم مرد سوم را در کارنامه هنری خود به یادگار گذاشته است، براساس یک نمایش موزیکال فیلمی به نام الیور ساخت که داستان آن تقریبا همان داستان الیور تویست نوشته چارلز دیکنز است. اگرچه موزیکال بودن این فیلم و رعایت قواعد و اصول فیلمهای موزیکال ممکن است مورد توجه همه مخاطبان قرار نگیرد، اما ساخت فیلمی متفاوت براساس این داستان سر و صدای زیادی را در آن زمان به راه انداخت و به همین علت این فیلم موزیکال نیز به عنوان یکی از معروفترین نسخههای سینمایی داستان الیور تویست شناخته شده است. یکی از بهترین مجموعههای تلویزیونی ساخته شده از این اثر ادبی، مجموعهای است که در سال 1999 و توسط شبکه تلویزیونیITV ساخته شد. در این مجموعه تلویزیونی که فیلمنامه آن کاملا براساس داستان اصلی ساخته شده است سم اسمیت ایفای نقش الیور را بر عهده دارد. این در حالی است که رابرت لیندسی نیز نقش فاگین پیر را به عهده دارد. یکی از دلایلی که سبب شده است این مجموعه که توسط آلن بلیسدال ساخته شده مورد انتقاد بسیاری از مخاطبان قرار گیرد این است که برخلاف دیگر مجموعههایی که تاکنون براساس این داستان ساخته شده است، در این مجموعه داستان اصلی پس از نمایش یک پیشزمینه در بسیاری از قسمتهای فیلم حوادث اصلی و شناخته شده داستان را نیز اندکی تغییر داده است که ممکن است چندان به مذاق بینندهای که داستان اصلی را خوانده باشد و براساس آن ذهنیت حوادث را دنبال کند خوش نیاید. یکی از جدیدترین مجموعههای تلویزیونی ساخته شده براساس این داستان، مجموعهای است نوشته سارا فلپس و به کارگردانی کوکی جیدرویکی که در 5 قسمت و از 18 تا 22 دسامبر سال 2007 میلادی از شبکه اول سی.بی.سی به روی آنتن رفت. این مجموعه علاوه بر این در روزهای پانزدهم و بیست و دوم فوریه سال 2009 میلادی در دو قسمت 90دقیقهای و از شبکه PBC آمریکا به نمایش درآمد. وجه تمایز این مجموعه با دیگر مجموعههای مشابه در این است که نهتنها در فیلمنامه آن تغییراتی در حوادث اصلی داستان ایجاد شده است بلکه در روابط فامیلی و خانوادگی نیز تغییراتی دیده میشود و به همین علت با وجود تکراری بودن داستان پخش آن در این دو شبکه تلویزیونی و همچنین دیگر شبکههای تلویزیونی در کشورهای مختلف با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبان مواجه بوده است.
روایتی نو از داستانی کهن
یکی از جدیدترین و مشهورترین نسخههای سینمایی از داستان الیور تویست فیلمی است که در سال 2005 میلادی و توسط رومن پولانسکی ساخته شد. فیلمنامه این فیلم سینمایی توسط رونالد هاروود و با اقتباس از داستان اصلی الیور تویست نوشته چارلز دیکنز، نوشته شده است. اگرچه بسیاری از حوادث اصلی داستان بدون اینکه دستخوش هرگونه تغییری شوند در این فیلم به تصویر کشیده شدهاند، اما این نسخه سینمایی از برخی جهات با رمان اصلی متفاوت است. سادهپردازی داستان یکی از مشخصات اصلی این نسخه سینمایی است. جالب است بدانید که در فیلم رومن پولانسکی با حذف شخصیت مانکس برادرناتنی الیور و خانواده میلی و همچنین بسیاری از اتفاقات و حوادث غیرمرتبط با داستان تنها به شخصیت الیور بال و پر داده شده است. این در حالی است که در آن بسیاری از حوادثی که تاکنون در هیچ نسخه سینمایی به آنها پرداخته نشده است مانند چگونگی ملاقات الیور با فاگین به نمایش درآمده است.
رومن پولانسکی یکی از فیلمسازان سرشناس لهستانی است که در فرانسه زندگی میکند. اگرچه اقتباس وفادارانه و نگرش کاملا مستقیم او به داستان چارلز دیکنز مورد انتقاد بسیاری از رسانهها و منتقدان آثار سینمایی قرار گرفته است، اما او خود بر این باور است که با ساخت این نسخه سینمایی جدید از این داستان قدیمی اسطورهای توانسته است بدون بهرهگیری از فناوریهای نو در ساخت فیلمهای امروزی طیف وسیعی از مخاطبان را از سن 9 سالگی تا 99 سالگی و بدون هیچ گونه تحریفی در داستان اصلی با خود همراه سازد. او بر این باور است که آنچه امروز بر میلیونها کودک استثمار شده در دنیا میگذرد شباهت بسیار زیادی با شرایط اقتصادی و اجتماعی لندن در اواخر قرن نوزدهم میلادی دارد. اگرچه لندن امروز در مقایسه با گذشته بسیار توسعه یافته و تغییر کرده است، اما بسیاری از مردم به امید پیدا کردن جایی برای زندگی بهتر از کشورهایی مانند چین که با رشد بیرویه جمعیت روبهرو است به این کشور مهاجرت کرده و به ناچار با مشکلاتی مواجه میشوند که میتواند آنها را در رسیدن به هدفشان با شکست روبهرو کند. پولانسکی که فیلمهای مستاجر، چاقو در آب و همچنین فیلم بسیار مشهور مکبث را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است در سالهای پیری نسخه جدیدی از یک روایت کهن است. به گفته بسیاری از منتقدان او توانسته است با مورد توجه قرار دادن جزییات، دنیای سرشار از تاریکی و ابهام و فضای مهآلوده شهر لندن را همچون داستان اصلی و بخوبی به نمایش درآورد. اگرچه بسیاری بر این باورند که دنیای کودکی و زندگی سراسر رنج و سختی رومن پولانسکی مهمترین انگیزه او برای ساخت این فیلم بوده است که بدون تردید نقش بسیار مهمی نیز در موفقیت آن داشته است. او پس از نمایش این فیلم به این موضوع اشاره کرده و یادآور شده است که این فیلم درست مثل زندگی خود او در دوران کودکی است که او امروز از دیدگاه متفاوتی به آن پرداخته است.
فرانک فراهانیجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: