طبق سنت معمول از ارادت مسوولان تئاتر به قشر دانشجو که همیشه در کلام و وعدههای طلایی، آنها را آینده داران تئاتر حرفهای ایران میدانند و میخوانند به سادگی میگذریم اما با نگاهی به آثار پذیرفته شده و مرور آنها یک حقیقت ساده ولی عمیق دستگیر همه میشود و آن اینکه وقتی در همین جشنواره و در بخش مرور آثار صحنهای استادان به تماشای آثار آنها مینشینی به وضوح درمی یابی که وقتی قافله سالاران جماعت دانشجو، ایشان هستند که نمونه کاری عملی آنها را شاهدیم، پس نباید انتظار داشته باشیم تجربه و شوق دیده شدن جوانان در کنار مباحث علمی انتقال یافته از سوی این استادان به بارقههای امیدی ختم شود که آینده تئاتر حرفهای ما را نویدبخش نور، روشنایی و موفقیت گرداند.
شهرام زرگر، رئیس گروه تئاتر دانشکده سینما، تئاتر دانشگاه هنر در این باره معتقد است: بررسی سطح کیفی تئاتر دانشگاهی در حیطه دانشجویی طبیعتا جدا از قضاوت در بخش آموزش و پژوهش آکادمیک نیست، هرگاه کیفیت آموزش در بدنه دانشگاههای تئاتری بالا رود، سبب افزایش کیفیت تئاتر دانشجویی میشود. وقتی در بستر فرهنگی جامعه، تئاتر جایگاهی نداشته باشد طبیعتا پدیدآورندگان آن هم از حمایتها محروم میشوند. با ادامه این روند، نباید انتظار اوج گیری نیروهای خلاق این گونه نمایشی را داشته باشیم چرا که این طرز نگاه نهادها به تئاتر دانشجویی حتی دانشجویان خلاق و مستعد را که تمام توان خود را در راه اعتلای این هنر گذاشتهاند دچار سرخوردگی، انزوا و گوشهنشینی میکند.
موجودی به حال خود رها شده
یک قدم دیگر به سادگی و به سنت معمول برمی داریم و از این نکته و ضعف بارز آثار استادان دانشگاهی در جنبه عملی کارهایشان نیز میگذریم و اعتراف میکنیم همه دانشجوها ضعیف هستند وبیسواد و تمامی استادان سرشار از اطلاعات روز و مملو از آثار عملی قوی! چون حقیقت امر این است که پس از این همه فریادها و نوشتنها و به زمین و آسمان کوفتنها مسوولان راحت میخوابند و راحتتر میشنوند و به سادگی خوردن آب برای رفع عطش فراموش میکنند که استادان و دانشجویان هنر تئاتر چه گفتند و چه میگویند. اما این سوال غیر قابل انکار است که در پس تمام این ندیدنها و نشنیدنها در برابر این همه نیرو و خواست و اراده و آینده چه پاسخی خواهند داشت؟
یدالله آقاعباسی، نمایشنامهنویس، مترجم و مدرس تئاتر نتیجه این همه سکوت مسوولان را در این نکته میداند که تئاتر دانشجویی با این بی تفاوتیها به موجودی به خود رها شده تبدیل شده و میگوید: متصدیان امور فرهنگی و مسوولان مربوطه با تئاتر آشنا نیستند و طبعا چون خودشان به این هنر علاقه ندارند نمیتوانند علاقه بچهها را پاسخگو باشند. به معنای سادهتر مسوولان داوطلب ایجاد امکانات برای بچهها نیستند و دانشجویان باید با چنگ و دندان حداقل امکانات را برای خود فراهم کنند و بسیاری هم پس از برخوردهای مکرر با درهای بسته خسته میشوند و کار را رها میکنند.
فناوران به جای هنرمندان
به طور کلی روحیهای که در مجموع و نه فقط در رشته تئاتر بلکه تمامی رشتههای هنری وجود دارد به برنامههای غلط آموزشی و پایههای نادرست تربیت دانشجو باز میگردد، اینکه دانشگاههای ما تنها تبدیل شدهاند به تولید فناوران هنری نه هنرمند. بنابراین وقتی دانشجو فارغالتحصیل میشود اگر خیلی خوب هم کار کرده باشد، یک فناورخبره است.
ایرج محرمی، کارگردان نمایش و مدرس دانشگاه سوره در پاسخ به این مساله با طرح این پرسش که چرا در یک دهه اخیر، شاهد حرکتهای بنیادین در تئاتر دانشجویی نبودهایم، خاطرنشان میکند: وقتی دانشجویان مجبور میشوند مضامینی را که شورای فرهنگی دانشگاه به آنها تحمیل میکند در اثرشان مورد توجه قرار دهند، پس اولویت انتخاب با مسائل مورد دغدغه ذهنی آنها نیست و این روند ناخودآگاه انگیزه بسیاری از خلاقیتها و جسارتها را از دانشجو سلب میکند. دلیل این تحمیلها به این نکته باز میگردد که تئاتر حرفهای ما هم در همان ضوابط و چارچوبها گیر افتاده است و سال هاست که بدون هیچ تغییری در یک مدیوم ثابت در حال تکرار خویش است. برای دستیابی به موفقیت، محدودیتهای موجود در تئاتر دانشگاهی باید به حداقل برسد.
سطح علمی پایین استادان
اگر در یک کلام به دنبال مهمترین آسیب تئاتر دانشجویی هستیم، بدون هیچ زیاده گویی باید اعتراف کنیم که بزرگترین آسیب تئاتر دانشجویی به سطح پایین آموزش که ناشی از سطح پایین علمی استادان این رشته در دانشگاههاست بازمیگردد.
منوچهر اکبرلو، نمایشنامهنویس و مدرس تئاتر در خصوص سطح علمی استادان و تاثیر آن در سطح کیفی مسائل تئوری و آثار عملی دانشجویان میگوید: عرصه دانشگاه و مدرسان آن مانند تمام عرصههای تئاتر ما در یک طیف قرار دارد، یعنی در دانشگاهها از استادان بسیار با استعداد و تربیت کننده شاگردان موفق داریم تا استادانی که انگیزهای جز امرار معاش ندارند. ملاک یک استاد موفق بیش از همه آن است که در دانشجو عطش و انگیزه برای آموختن هرچه بیشتر بیافریند. منشأ اکثر این آسیبها به این امر باز میگردد که تئاتر دانشجویی در دست متولی اصلی خود یعنی خانه تئاتر دانشگاهی قرار ندارد و اگر روزی این امر اتفاق افتاد، باید توجه داشت که اداره این نهاد نباید در دست متولی دولتی باشد چرا که اگر قرار باشد خط و مشی از طرف مسوولان دولتی انتقال یابد طبیعتا آن خط و مشیها تابع سیاستهای روز متولیان دولت است و با این حساب تئاتر دانشجویی خودجوشی خود را از دست میدهد و تابع افرادی میشود که اساسا تئاتری نیستند چه رسد به آن که متناسب با اهداف تئاتر دانشجویی گام بردارند.
تئاتر محافظه کارانه دانشجویی
یکی دیگر از آسیبها و موانع پیشرفت تئاتر دانشجویی، به ضعف مبرم تئاتر حرفهای ما باز میگردد؛ جایی که استادان و بزرگانی که دانشجویان آنها را به عنوان الگو پذیرفته اند و کارهای آنها را در تئاتر شهر دنبال میکنند به وضوح در مییابند که نوآوری و جسارت تنها فایده اش انزوا و مهجوری است در حالی که با تقلید کورکورانه از آثار دست چندم و به تار و پود رسیده از شدت فرسودگی ذهنیات همین کله گندههای تئاتر میتوانند راهی به تئاتر حرفهای کشور باز کنند و به قول معروف به موفقیت و غایت هدفشان برسند.
علی اکبر علیزاد، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر در این باره با ابراز تاسف از وجود چنین دیدگاه عذاب آوری در تئاتر دانشجویی ایران میگوید: دانشجویان ما با دیدن آثار به اجرا درآمده در تئاتر شهر به خود میگویند که شیوه درست کار همین آثار بزرگان و کله گندههای تئاتری است و آنها نیز برای ورود به تئاتر و به اجرا بردن آثارشان به تقلید کورکورانه از همان آثار روی میآورند و اینجاست که فاصله میان مبانی آکادمیک و کار عملی دانشجویان هر روز بیشتر و بیشتر میشود. به همین سبب است که جو محافظهکارانه تئاتر رسمی وارد تئاتر دانشجویی میشود و این گونه است که عنصر جسارت، پیشرو بودن و تجربه گرایی از آثار دانشجویی رخت برمیبندد.
امین خرمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم