123 سال بدون کپی‌رایت

123 سال پیش (1886 میلادی) در شهر برن نمایندگان کشورهای پادشاهی آن روزگار دور هم جمع شدند تا اندیشه و هنر پدیدآورندگان آثار علمی، فرهنگی و هنری حرمت گذاشته شود. این پیمان نوین که بعدها در جهان به صورت قانون «کپی‌رایت» همگانی شده است اجازه اقتباس، ترجمه، طبع و هر گونه حقوق مادی و معنوی را در اختیار آفریننده آن باقی می‌گذارد. در واقع کپی‌رایت بازخوانی مفهوم مالکیت در عرصه علم، هنر و اندیشه است؛ گرچه بر اساس آن هر محصول هنری و فرهنگی بی‌رحمانه مانند کالایی مورد توجه مادی بوده و قابل خرید و فروش است اما در عین حال باعث روشن‌تر و ملموس‌تر شدن ارزش اندیشه و اهمیت آثار شده است. با این حال جز قانون محدودی که از سال 1384 یعنی 119 سال پس از پیمان بین‌المللی حمایت از حقوق مؤلفان (کپی‌رایت)، برای حمایت از حقوق مادی و معنوی آثار نویسندگان داخل کشور تصویب شده، پیمان جهانی کپی‌رایت همچنان از سوی کشورمان مورد پذیرش و اجرا قرار نگرفته است.
کد خبر: ۲۵۱۴۸۴

کپی‌رایت خوب و بد: بسیاری بر این باورند که اجرای قانون کپی‌رایت یکی از پیش‌زمینه‌های فرهنگی عرصه کتاب ماست و بر همین اساس هیچ دلیلی را برای نپذیرفتن این قانون سراغ ندارند. اما آیا واقعیت این است؟

باری گرچه امروز پذیرفتن قانون کپی‌رایت یکی از اصول بدیهی و مسلم عضویت در جامعه فرهنگی جهان است، اما در عین حال نمی‌توان از برخی تبعات پنهان و پیدای آن نیز چشم‌پوشی کرد.

این قانون گرچه امتیازاتی چون به رسمیت شناختن حقوق آفریننده، توجه به دقت در صحت اقتباس و مبادله مطمئن و اعتماد متقابل برای حضور پررنگ ما را در بازار نشر بین‌المللی به دنبال دارد، اما چیزی شبیه عضویت ما در سازمان تجارت جهانی است.

قانون کپی‌رایت به کشورها و صاحبان قدرت و بنگاه‌های تولید و عرضه محصولات علمی و فرهنگی اجازه می‌دهد که در صورت تمایل بتوانند کشورهایی را در عرصه‌های مختلف از مهم‌ترین حق خود یعنی دانستن محکوم کنند.

همچنین به واسطه این قانون، کشورهای تولیدکننده انواع کتاب، نرم‌افزار، روش‌ها و... شرایطی نابرابر را در مقابل گزینه پیشرفت کشورهای مصرف‌کننده ایجاد می‌کنند.

‌ کپی‌رایت در فقه اسلامی

بر اساس آنچه گفته شد، ابعاد مختلف قانون کپی‌رایت می‌تواند از جنبه‌های فقه اسلامی نیز مورد بررسی قرار گیرد.

چنانچه برخی از فقها، مالکیت معنوی و حرمت صاحب اثر را پذیرفته‌اند، اما اکثریت فقها انحصار علمی ناشی از آن را به دیده تردید می‌نگرند.

در واقع فقه از باب قواعد اخلاقی نافی رعایت حق مؤلف یا پدیدآورنده از بابت ایجاد یک اثر، نرم‌افزار یا پدیده علمی  فرهنگی یا هنری نیست، اما از منظر رعایت حقوق انسانی و تکالیف الهی برای توسعه علم، انحصار استفاده از تولید علم و فناوری توسط کسی که امتیاز این موضوع را با «پول» می‌خرد به دیده تردید نگاه می‌کند.

کما این‌که دیده می‌شود بسیاری از کمپانی‌ها حتی به صورت پولی نیز آثار خود را به تبعه برخی از کشور‌ها چون ایران نمی‌فروشند.

اعتماد متقابل در بازار کتاب

امیرحسین‌زادگان، مدیرعامل انتشارات ققنوس با اشاره به فضای بی‌اعتمادی به‌خاطر نبود قانون کپی‌رایت بین‌المللی نسبت به ترجمه و چاپ آثار جهانی بدون مجوز لازم در ایران، می‌گوید:

«آنان عملا به چشم راهزن فرهنگی به ما نگاه می‌کنند و عمدتا در نمایشگاه‌های کتاب برخوردهای تحقیرآمیزی با ایرانی‌ها دارند. ناشران حاضر در نمایشگاه بزرگ فرانکفورت گاهی حتی کتاب‌هایشان را از ما پنهان می‌کنند.»

شاید دلیل این گزاره و تجربه نیز به کم‌توجهی خود ناشران ایرانی بازگردد.

اگرچه قانون کپی‌رایت، الزامی قانونی برای رعایت حقی اخلاقی است، اما وجود چند ترجمه از یک متن در بازارهای ایران و تحریف، تقطیع و برداشت ناعادلانه از آثار منتشر شده در پیدایش این بی‌اعتمادی موثر است.

محمدرضا گرجی‌پور، معاون بازرگانی انتشارات سروش با اشاره به همین مطلب اظهار کرد: «افغانستان به عنوان یک کشور جنگزده حدود 2 سال است که قانون کپی‌رایت را اجرا کرده، ولی ما هنوز نتوانسته‌ایم.»

‌ اجرای تدریجی کپی‌رایت

در مقابل چنین دیدگاه‌هایی برخی ناشران نیز معتقد به احتیاط برای پیوستن به کپی‌رایت جهانی هستند.

علمی، مدیر عامل موسسه نشر علم در همین زمینه معتقد است:

«صنعت نشر ایران با اجرایی شدن قانون کپی‌رایت منهدم خواهد شد.»

با وجود اوضاع آشفته کپی‌رایت، برخی ناشران پا از اقلیم بازار داخل فراتر گذاشته و برای شناخته شدن در عرصه بین‌المللی به دادوستد رایت کتاب‌ها می‌پردازند

توجه به آثار چاپی در عرصه‌های مختلف نشان می‌دهد که این اظهار نظر بدبینانه، گوشه پنهان واقعیت بازار و صنعت نابسامان نشر ماست.

امروزه بخش اعظم انتشارات ما از فروش کارهای بازاری و پرسود جهان ارتزاق می‌کند و توانسته به‌رغم مشکلات فراوان همچنان سرپا بایستد.

این در حالی است که ممانعت از چاپ و تجدید چاپ آثار خارجی می‌تواند به نابودی و توقف کار این نوع انتشارات نیز منجر شود.

یکی از مسوولان نشر وابسته به نهادها معتقد است: «این ناشران که حتی نمی‌توانند یک نمایشگاه بدون دخالت و سرمایه‌گذاری وزارت فرهنگ و ارشاد در شهرستان‌ها برقرار کنند، پول هم داشته باشند، نمی‌توانند با خارجی‌ها ارتباط فرهنگی برقرار کنند و رایت بخرند.»

یادمان نرود بجز مشکلات ارتباطی و مالی فراوان، وصفی مدیر بخش بین‌الملل نمایشگاه کتاب اظهارنظر کرده بود که: «مبادله فرهنگی ما در بازار جهانی دارای خلا‡ قانونی در حوزه واردات و صادرات هم هست. موضوعاتی در حوزه وزارت بازرگانی مانند گشایش اعتبار، گمرک و...»

شاید به همین دلایل هم می‌شود گفت بی‌گدار به آب نمی‌توان زد.

بی‌تجربه هم نیستیم

هم‌اکنون به‌رغم این اوضاع و احوال آشفته در حوزه کپی‌رایت، انتشاراتی هم وجود دارند که پا از اقلیم بازار داخل فراتر گذاشته‌اند و برای شناخته شدن در عرصه بین‌المللی به دادوستد رایت کتاب‌ها می‌پردازند. هم‌اکنون نشر قطره، سوره مهر، سروش و برخی دیگر از انتشارات‌ ایرانی توانسته‌اند رایت برخی از آثارشان را به کشورهای دیگر بفروشند.

ویدا اسلامیه، مترجم کتاب‌های معروف هری‌پاتر می‌گوید:

«در چند جلد آخر هری پاتر، توانستیم نظر خانم رولینگ و موسسه‌ای که امتیاز چاپ هری پاتر را به عهده داشت، جلب و آنها را در سود چاپ آثارشان در ایران شریک کنیم که اثر خوبی هم داشت.»

به نظر می‌رسد برخی از موسسات نشر که دارای کلاس فعالیت بین‌المللی هستند، می‌توانند با حمایت‌های دولتی به عنوان پیشتاز و کارگزار صنعت رایت، تجارب و فعالیت‌های خود را در خدمت کل بدنه نحیف و ضعیف صنعت نشر قرار دهند و فضای عمومی را برای همه‌گیر شدن عمل به قاعده اخلاقی کپی‌رایت قبل از اجباری شدن آن به لحاظ قانونی فراهم کنند.

یارانه دولت در بخش رایت پرثمرترین کاری است که می‌تواند جایگزین جشنواره‌ها، همایش‌ها و جوایز متعدد و موازی در سال اصلاح الگوی مصرف باشد.

محمدصادق دهنادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها