در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خودت را معرفی کن؟
اسمم فرهاد است. 2 سال پیش به اتهام قتل یکی از دوستانم دستگیر شدم و از آن به بعد در زندان هستم.
چرا تو را به اتهام قتل دستگیر کردند؟
به درستی نمیدانم، اما افسر پرونده به من گفته است که چون دیگران علیه من اعتراف کردهاند من به عنوان مظنون دستگیر شدم. پس از آن دیگر آزادم نکردند. برادر مقتول به ماموران گفته است که من برادرش را کشتهام و حتی به پدر و مادرش هم گفته است که قاتل من هستم و هر طور شده مرا باید قصاص کنند؛ در حالی که این حرف دروغ است.
مقتول را از قبل میشناختی؟
من در کار خرید و فروش مواد مخدر هستم و مقتول هم مانند من مواد میفروخت به همین خاطر ما با هم آشنا بودیم، اما بعد از مدتی که او به مواد آلوده شد و دیگر تزریق میکرد من با او رابطهای نداشتم و همدیگر را کمتر میدیدیم من دوست نداشتم با افراد معتاد رفت و آمد داشته باشم به همین خاطر هم با مقتول رابطه چندانی نداشتم.
چه دلیلی دارد که برادر مقتول دروغ بگوید؟
نمیدانم او واقعا چرا این کار را کرده است، اما فکر میکنم به خاطر حمایت از یکی از همکارانمان بود که با من اختلاف داشت.
گفته میشود مقتول مشتریان تو را برای کسی دیگر برده و اختلاف شما 2 نفر از اینجا شروع شده است؟
نه این طور نیست. این حرفها صحت ندارد. من با کسی دشمنی نداشتم و اصلا با مقتول هم کاری نداشتم چون او معتاد بود. البته اینکه من چند ماهی به شهرم برگشته بودم و پیش خانوادهام بودم صحت دارد، به همین دلیل هم جنس نمیفروختم؛ اما مقتول مشتریان من را به سراغ کس دیگری نبرده بود و در واقع این کار امکان نداشت چون من مواد را ارزانتر از همکاران دیگرم میفروختم و مشتری زیادتری نسبت به آنها داشتم. حتی اگر آنها برای مدتی از شخص دیگری مواد میخریدند بعد از برگشتن من دوباره به سراغم میآمدند.
پس چرا همه میگویند تو با مقتول اختلاف داشتی؟
واقعیت این است که من با او اختلاف نداشتم. درگیری من با یکی از همکارانم بود که با برادر مقتول دوستی زیادی داشت. من و دوستانم چند بار با آنها درگیر شدیم، البته برادر مقتول در آنجا نبود و ما اصلا با او کاری نداشتیم؛ اما بعد از درگیری ما رسید و از این اتفاق ناراحت شده بود و برای انتقامگیری و حمایت از دوستش به سراغ ما آمد. من هم اجازه ندادم کسی با او درگیر شود چون ما با هم مشکلی نداشتیم. بعد هم از او خواستم محل را ترک کند و او هم رفت.
ماجرای تیراندازی به سمت تو که گفته میشود آغاز این درگیری خونین بوده است چیست؟
ساعاتی قبل از اینکه مقتول به قتل برسد کسی که با من درگیری داشت به اتفاق برادر مقتول به پاتوق من آمده بود. البته من در آنجا نبودم و دوستانم دور هم جمع بودند. من فاصله زیادی با محل نداشتم. به همین دلیل هم صدای شلیک گلولهها را شنیدم. بلافاصله به سمت پاتوق دویدم و متوجه شدم تیراندازی شده است. پرسیدم چه شده؟ چند غریبه که آنجا بودند گفتند پلیس به محل حمله کرده است؛ اما دوستانم به من گفتند که پلیس نبوده بلکه دارودسته برادر مقتول و پسری که با من درگیری داشت بودند.
مقتول چطور کشته شد؟
من در جریان قتل او نیستم. چند روز بعد از قتل بود که به من گفتند چه اتفاقی افتاده است، اما آن طور که من از ماموران و دوستانم شنیدم او را با شلیک گلوله به قتل رساندهاند و ضارب متواری شده است.
اما دوستانت گفتهاند قاتل تو بودی.
نه این درست نیست. من شاهد دارم که روز حادثه در محل نبودم و مقتول را هم ندیدم. متاسفانه من را به دلیل همین شهادتهای دروغین دستگیر کردهاند.
یکی از دوستانت گفته دقایقی قبل از حادثه تو را در محل و در حالی که اسلحه داشتی از موتورش پیاده کرده است. در این باره چه میگویی؟
من این گفتهها را قبول ندارم. من شاهد دارم که زمان قتل جای دیگری بودم و گفته دوستانم دروغ است.
پس چرا به قتل اعتراف کردی؟
اعتراف کردم چون 6 ماه در بازداشت بودم و در شرایط روحی بدی به سر میبردم. برای رهایی از وضعیتی که داشتم اعتراف کردم.
به هر حال تنها متهم این پرونده تو هستی و خانواده مقتول برایت تقاضای قصاص کردهاند. در این باره چه میگویی؟
باز هم میگویم این کار را نکردهام و تا جایی که در توانم باشد مقاومت میکنم تا بیگناهیام ثابت شود. هر چند در زندگیام اشتباهات زیادی داشتم، اما هیچ وقت آدمکشی نکردم.
سابقه کیفری هم داری؟
بله. چندین بار به خاطر مواد دستگیر و زندانی شدم به همین دلیل است که نمیتوانم بیگناهیام را ثابت کنم. چون سابقهدار هستم و مواد میفروشم کسی حرفم را باور نمیکند.
نظر خانوادهات در این باره چیست؟
پدرم میگوید به شهر خودمان برگرد و همین جا با ما کار کن. پدرم دست تنهاست و چون پیر شده دیگر نمیتواند خودش کشاورزی کند؛ اما من برای این کار نیاز دارم اول بیگناهیام را ثابت کنم.
خودت فکر میکنی چرا این حادثه برایت به وجود آمد؟
مدتهاست که به این مساله فکر میکنم و به این نتیجه رسیدهام چون من موادفروش بودم و جوانان زیادی را بدبخت کردم ناله و نفرین مادران زیادی به دنبال من است و خانوادههای زیادی را به خاک سیاه نشاندهام. در واقع من تاوان اشتباهاتی را که مرتکب شدهام پس میدهم. ایکاش میتوانستم جبران کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: