استراتژی جدید آمریکا

پس از همکاری بسیار استراتژیک اما مقطعی! ایران با آمریکا در فاصله زمانی اکتبر و دسامبر 2001 در جریان سرنگونی حکومت طالبان، حرکت سریع و فراگیر نیروهای جبهه شمال به پایتخت و فتح کابل، تماس خاصی میان واشنگتن و تهران در قبال تحولات افغانستان صورت نگرفت.
کد خبر: ۲۵۰۵۸۹

اما اکنون رویکرد دولت جدید آمریکا به رهبری اوباما در «به همکاری گرفتن ایران درساماندهی اوضاع افغانستان»، را می‌توان بخشی از استراتژی جدید واشنگتن در به اصطلاح «توزیع ناگزیر مسوولیت بین‌المللی» میان دولت‌ها در نحوه برخورد با بحران‌های منطقه‌ای و جهانی دانست که دراینجا براساس آنچه «واقعیات استراتژیک» می‌گوییم شکل گرفته است.

در این خصوص چند نکته قابل ذکر است:

1- نقش جغرافیای استراتژیک ایران در نزدیکی، هم‌زبانی و پیوندهای دینی و فرهنگی با افغانستان طبعا تهران را به پیگیری دقیق و شفاف تحولات همسایه شرقی خود وا می‌دارد و در مقاطعی که جنگ‌سالاران محلی علیه دیگر گروه‌های افغان یا در جنگ با اشغالگران اتحاد شوروی بودند و یا در مراحل قدرت گرفتن طالبان و سپس اشغال افغانستان و ویرانی‌های پس از آن، ایران همواره خواستار استقرار صلح، امنیت و توسعه آن کشور بوده است.

از این رو دعوت مقامات واشنگتن از تهران برای حضور موثر در چرخه مدیریت و کنترل بحران در افغانستان، رویکردی از موضع قدرت نباید باشد، بلکه درخواست از ایران، برای این بازی جدید از جمله «واقعیات استراتژیک» برای آمریکا و متحدانش محسوب می‌شود.

حدود 950 کیلومتر مرز مشترک میان دو کشور ایران و افغانستان و ملاحظات سیاسی، امنیتی و تجاری دو طرف و دیپلماسی میانجیگرانه ایران در روند آشتی ملی، میزبانی میلیون‌ها مهاجر افغانی طی بیش از 30 سال و حضور در کنفرانس‌های بن (2002) و توکیو (2004) تماما بر نگاه مثبت ایران به اوضاع کلی افغانستان صحه می‌گذارد.

2- براساس ملاحظات ژئوپلتیک، جایگاه ایران در روند بازسازی افغانستان مطابق تعهدات مصوب اجلاس‌های بن و توکیو، جایگاهی مشخص و قابل احصاء است. به ویژه کارنامه ایران در سازندگی ولایت هرات در غرب افغانستان، در عرصه‌های عمرانی، آموزشی و امکانات شهری و روستایی، به گفته خود مقامات افغانستان، کارنامه‌ای درخشان و ماندگار است.

تاکید مکرر مقامات ایران در خصوص تسریع در ارسال کمک‌های بین‌المللی و تامین امنیت فراگیر برای ملت مظلوم افغانستان و این‌که اشغالگران- به ویژه آمریکا- باید مسوولیت ناامنی‌ها و کشتار غیرنظامیان را برعهده بگیرند، حاکی از نگاه ایران به مصالح ملت و دولت افغانستان است.

3- اما از سوی دیگر رویکرد کنونی دولت جدید آمریکا و شخص اوباما در دراز کردن دست همکاری به سوی ایران را می‌توان ناشی از تلاش واشنگتن در سرپوش نهادن بر عملکرد ضعیف، مخرب و ناکارآمد آمریکا و متحدانش در افغانستان دانست و از این رو دولت آمریکا می‌کوشد با فرافکنی مشکلات پروژه افغانستان، بخشی از مشکلات و جبران آنها را بر عهده ایران قرار دهد.

4- برخی از رسانه‌ها «افغانستان در مقطع کنونی» را خاستگاه و زمینه نسبتا ناگزیر و مساعدی برای نزدیکی سیاسی تهران و واشنگتن ارزیابی می‌کنند. اما نکته اینجاست که جبر محیطی فضای جهانی، بسیاری از بازیگران با منافع متعارض را حداقل در مقاطع و برهه‌هایی، در کنار هم قرار داده و همگرایی هدفمندی (استراتژیک) را رقم می‌زند.

آمریکا و ایران در حرکت تعاملی خود به عنوان دو بازیگر، «بازی» (دیپلماسی) خاص خود را در نظر دارند ، اما به نظر می‌رسد «قانون بازی» نسبتا معین و «محیط بازی» نیز مشخص است.

اما با توجه به کارنامه ضعیف آمریکا و متحدانش در افغانستان و بدبینی جهانی شدید نسبت به عملکردشان و با عنایت به ورود با احتمال بالا قدرتمند ایران به پروژه افغانستان ، ضریب موفقیت ایران در تعامل با آمریکا بالاتر به نظر می‌رسد ، چرا که محافل سیاسی و جهانی، هیچ‌گونه بدبینی به دیپلماسی ایران نسبت به افغانستان نداشته‌اند.

مهم‌تر این‌که این گفتار زمانی به نقطه تحقق قرین می‌شود که «نه فرضیه بلکه مفروض ما» این باشد: «استراتژی جدید اوباما ، نوظهور و مستقل از استراتژی بوش به ویژه در قبال افغانستان است.»

سیدمحمد حسینی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها