دولت لبنان به اصلا‌ح امور کشور همت بسته است

ترویج قانون‌مداری

وقتی اعضای یک باند قاچاق مواد مخدر کمتر از یک هفته قبل در مسیر عبوری کاروانی کوچک از نظامیان لبنانی در دره بقاع این کشور کمین گذاشته و 4 سرباز لبنانی را کشتند شاید گمان می‌کردند چون دفعات قبل که اقدام به قتل نظامیان می‌کردند به مکافات عمل‌شان نمی‌رسند. دره‌بقاع که حد فاصل سلسله جبال ساحلی لبنان و مرزهای شرق این کشور قرار دارد از دیرباز کانون بی‌قانونی در این کشور بوده که به قانون‌گریزی شهرت یافته است.
کد خبر: ۲۵۰۴۴۹

دولت لبنان که به واسطه منازعات مذهبی و قومی، فساد شایع بر دستگاه‌های دولتی و مداخلات مداوم قدرت‌های خارجی قدرت چندانی ندارد، معمولا چشمان خود را به روی اقدامات غیرقانونی از جمله قاچاق مواد مخدر و جابه‌جایی غیرقانونی سلاح در منطقه بقاع می‌بست اما این بار ارتش لبنان وارد عمل شد و قاچاقچی‌ها را قلع و قمع کرد.

یگان‌های نظامی با اجرای عملیات پاکسازی دره بقاع 69 تن را بازداشت کردند و اگرچه مقادیر قابل توجهی سلاح، پول تقلبی و تجهیزات تولید و فرآوری مواد مخدر از آنها کشف شد با این حال این عملیات احتمالا تاثیر چندانی بر روند تحولات در این منطقه نخواهد داشت.

صرف‌نظر از میزان تاثیرگذاری اقدام دور از انتظار ارتش لبنان در برخورد با گروه‌های غیرقانونی فعال در دره بقاع این عملیات نمادی از تغییراتی است که پس از روی کار آمدن رهبران تکنوکرات و غیرجناحی جدید این کشور از تابستان گذشته در حال تکوین است. این عده به عنوان راه‌حلی موقت برای عبور از بحرانی سیاسی که می‌رفت رنگ خشونت و خون‌ به خود بگیرد، قدرت را در دست گرفتند اما در همین‌مدت کوتاه نشان داده‌اند مترصد به چالش کشیدن فرهنگ بی‌قانونی هستند که سال‌هاست در لبنان ریشه دوانیده است.

حاکمان جدید بیروت به جای آن‌که وارد بازی‌های سیاسی شده و به نفع یکی از دو جناح معارض صف‌بندی کنند، تمام تلاش خود را معطوف تبدیل کشور به جایی مناسب‌تر برای زندگی‌ کرده‌اند. اولین ثمره این رویکرد فاصله‌گرفتن دولت لبنان از جنگ سردی بوده که به واسطه منازعه فلسطینی‌ها و اسرائیل، برخوردهای فرهنگی و اختلافات قومی و مذهبی در منطقه شکل گرفته است.

هیچ‌کس انتظار نداشت سرلشکر میشل سلیمان، ‌فرمانده پیشین ارتش لبنان که در ماه می‌سال 2008 میلادی پس از نزدیک به 2 سال بن‌بست سیاسی که به درگرفتن منازعات مسلحانه بین گروه‌های رقیب در خیابان‌های بیروت منجر شده بود و با اجماع همه جناح‌های به ریاست‌جمهوری لبنان رسید از عهده ایجاد تغییر در شرایط کشور برآید.

درگیری‌های مسلحانه متعدد بین جناح ضداسرائیلی به رهبری جنبش حزب‌الله و هواداران دولت تحت‌الحمایه آمریکای فواد سنیوره، نخست‌وزیر شرایط حادی را در لبنان به وجود آورده و این کشور را تا آستانه شروع جنگ داخلی تازه‌ای پیش برده بود. در این میان ارائه لایحه‌ای از سوی دولت سنیوره به پارلمان برای خلع سلاح حزب‌الله تنش‌ها را به نقطه اوج رساند.

راه‌حل‌های موقت

اگرچه سلیمان مورد احترام هر دو جناح بود اما توافقی که به راهیابی او به کاخ ریاست‌جمهوری منجر شد در عمل نتوانست به حل مشکلاتی که کشور را دو پاره کرده بود، کمک کند. در حالی که جناح نزدیک به جنبش حزب‌الله خواستار تبدیل لبنان به خط مقدم نبرد با اسرائیل است جناح مقابل سرسختانه به دنبال تبدیل کردن لبنان به کشوری سکولار با تمرکز بر تجارت و جذب گردشگران است.

زیاد بارود که از سوی سلیمان برای هدایت وزارتخانه کلیدی کشور انتخاب شده بود با توجه به این که از حل و فصل مشکلات جدی و ریشه‌ای کشور از سوی دولت ممکن نبود پرداختن به مشکلاتی که می‌توانست تغییراتی در زندگی روزمره مردم کوچه و خیابان ایجاد کند را در دستور کار خود قرار داد و در اولین گام مقابله با مهم‌ترین علت مرگ‌ومیر مردم در لبنان را شروع کرد.

مهم‌ترین دلیل مرگ‌ومیر در لبنان نه تروریسمیا حتی درگیری‌های مسلحانه خیابانی که حوادث جاده‌ای است. جاده‌های لبنان به واسطه سال‌ها فقدان نظارت پلیس به معابری خطرناک و ناکارآمد تبدیل شده بودند تا آنجا که راننده‌ها عملا بی‌توجه به قوانین رانندگی با خیال جمع از چراغ‌های راهنمایی می‌گذشتند، علائم رانندگی را نادیده می‌گرفتند و با سرعت تمام در مسیرهای شهری و بین‌شهری تردد می‌کردند.

به دستور بارود ساماندهی عبور و مرورخودروها با اجباری کردن استفاده از کمربند ایمنی و واداشتن مالکان خودروها به معاینه فنی وسایل نقلیه‌شان شروع شد و با برخورد جدی با فساد در نیروی پلیس و مقابله با اقدامات غیرقانونی‌ای چون صدور گواهینامه رانندگی در برابر اخذ رشوه ادامه یافت.

تصمیم‌های عقلایی

دوران زمامداری سلیمان می‌رود تا سایر وجوه زندگی لبنانی‌ها را هم متحول کند. دولت با همکاری حزب‌الله و همچنین ایالات‌متحده در حال نوسازی و تجهیز قوای مسلح کشور است که زمانی به حدی ضعیف و محروم از امکانات مناسب بود که در سال 2007 برای سرکوب قیام یک گروه تندرو از هلیکوپترهای قدیمی 40 سال پیش استفاده کرد.

در گذشته همه طرف‌های درگیر در لبنان خواستار وجود چنین ارتش ضعیفی بودند اما اکنون به نظر می‌رسد نوعی اتفاق‌نظر در زمینه تقویت توان نظامی لبنان وجود دارد. موارد متعدد قیام سنی‌های افراطی که امنیت و یکپارچگی لبنان را در معرض خطر قرار داده به شکلی غیرقابل انکار در شکل‌گیری این اتفاق‌نظر دخیل بوده است. آمریکایی‌ها که نگران به مخاطره افتادن منافع‌شان در لبنان هستند خواستار سرکوب افراطیون هستند و حزب‌الله با توجهبه مواضع افراطی گروه‌های جهادی علیه اهل تشیع با مهار آنان مخالف نیست.

وجود چنین فضایی موجب شد دولت لبنان طی یک سال گذشته با خریدهای تسلیحاتی از روسیه و قبول کمک‌های نظامی آمریکا تمامی هم‌وغم خود را معطوف تقویت ارتش لبنان و تمرکز بر اهدافی چون تامین امنیت مرزها و مقابله با تهدیدات تروریستی کند. در همین اثنا اعمال سیاست‌های منطقی از سوی بانک مرکزی لبنان به در امان ماندن این کشور از تبعات بحران مالی جهان کمک شایان توجهی کرد. ریاض سلامه، رئیس بانک مرکزی لبنان با جلوگیری از اتخاذ قوانین سختگیرانه بانکی که در سایر جاها موجب شد موج ناشی از بحران مالی جهان خیلی زود به منصه ظهور برسد تا حدود زیادی وضعیت لبنان را تثبیت کرد. اگرچه او قبل از انتصاب سلیمان به ریاست‌جمهوری به ریاست بانک مرکزی رسیده بود اما تمدید دوران مسوولیت او به اعتبار زمامداران جدید لبنان و وجهه‌ آنان به عنوان گروهی فراجناحی افزود.

ترمیم پنجره‌های شکسته

لبنان در سایه سیاست‌های سلیمان و تیمش به جزیره ثباتی در دنیایی پرآشوب می‌ماند. در نگاهی کلی‌تر سلیمان و اعضای کابینه‌اش امید دارند بتوانند همان کاری را برای لبنان انجام دهند که برخی شهرداران آمریکایی چون رودولف جولیانی برای پاره‌ای شهرهای آمریکا در دهه 1990 میلادی انجام دادند. این عده با روی آوردن به تئوری «پنجره‌های شکسته» امید دارند با اعاده نظم و قانون به زندگی عمومی مردم، بتوانند آنان را به مشارکت برای احیای نظامی قانونمدار در دولت و جامعه ترغیب کنند.

نکته تاسف‌آور این که سلیمان و کابینه‌اش احتمالا آنقدر فرصت نخواهند یافت تا بتوانند تاثیری ماندگار بر فرهنگ لبنان بگذارند. با انتخابات پارلمانی آتی که قرار است در ماه ژوئن (مرداد)‌ برگزار شود احتمالا زخم‌های کهنه دوباره سر باز می‌کنند. بعید است دو جناح معارض حاضر به حفظ شرایط کنونی رضایت دهند. حزب‌الله آنقدر به جناح رقیب نزدیک به آمریکا اعتماد ندارد که با ادامه شرایط کنونی موافقت کند و در نقطه مقابل مخالفان حزب‌الله این روزها تمام توان خود را روی تبلیغ علیه این جنبش و ترساندن مردم از شرایطی که به ادعای آنها با تسلط حزب‌الله در کشور به وجود خواهد آمد، متمرکز کرده‌اند.

مخالفان سعی دارند این‌گونه به مردم القا کنند که کسب اکثریت پارلمانی از سوی حزب‌اللهبه حدی که برای تشکیل دولت توسط این جناح کفایت کند معادل انزوای بین‌المللی و حتی اعمال تحریم‌هایی مشابه آنچه پس از تسلط‌ حماس بر غزه اتفاق افتاد، خواهد بود.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد سرنوشت لبنان حتی از دستان بهترین و برجسته‌ترین فرزندان این کشور هم خارج است. مادامی که احزاب و جناح‌های لبنان حاضر نباشند به حاکمیت قانون و خواست مردم تن دهند امیدی به برقراری آرامش درازمدت در این کشور نمی‌رود. دلیل دیگری هم برای آن که لبنانی‌ها کمربندهای خود را محکم‌تر از گذشته ببندند، وجود دارد: اگر تلاش‌های کنونی برای برقراری صلح در خاورمیانه شکست بخورد احتمال آن که آتش جنگ داخلی یکبار دیگر در لبنان شعله‌ور گردد، زیاد خواهد بود.

فرضیه کارآمد

نظریه پنجره‌های شکسته اولین بار در سال 1982 میلادی توسط جیمز ویلسون با انتشار مطلبی در ماهنامه آتلانتیک مطرح شد.

بر این اساس افراد بی‌خانمان و اوباش به شکستن شیشه‌های خانه‌ای که تعدادی از پنجره‌هایش، شیشه شکسته دارد بیشتر رغبت نشان می‌دهند تا خانه‌ای که مرتب است و اثری از نابسامانی در آن به چشم نمی‌خورد. ویلسون با این تئوری سعی کرد نشان دهد برای حل مشکلات بزرگ اجتماع ابتدا باید درصدد حل مشکلات کوچک‌تر برآمد. با تلاش برای برقراری نظم و امنیت و برخورد با تخلفات کوچک، جامعه به سمت قانونمداری گرایش پیدا می‌کند. این ایده در دهه 90 در برخی شهرهای آمریکا که جرم و جنایت در آنها بالا بود، آزموده شد و دست بر قضا موثر از کار درآمد.

منبع: تایم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها