در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجراهای این فیلم درباره کشمکش صاحبان معادن طلا با کشاورزانی است که زمینهایشان بر اثر فعالیت جویندگان طلا آسیب دیده است. کشاورزان از صاحبان معادن شکایت میکنند و دادگاه در نهایت به نفع آنها رای میدهد. برای دوبله این اثر تلاش کردم از افراد باسابقه استفاده کنم تا دوبلههای قدیم تداعی شود. همچنین سعی کردم با دوبلهای متفاوت، قدرت فیلم را بالا ببرم. براین اساس از منوچهر اسماعیلی برای نقش فریس استفاده کردم که یکی از ملاکان بزرگ است و اهالی منطقه او را قبول دارند. با توجه به حال و هوای فیلم، اسماعیلی برای این نقش بهترین بود. برای نقش جارد ویتنی که مهندس معدن و حدودا 30 ساله است از منوچهر والیزاده استفاده کردم، زیرا به نظر من صدای وی برای جوانهای 27 26 ساله تا افراد 50 ساله مناسب است.
نقش لنس فریس را که تیم هولت بازی کرده است به عباس نباتی سپردم. سالها پیش غلامعلی افشاریه در «گنجهای سییرا مادره» به جای این بازیگر حرف زده بود، اما به نظر من صدای پخته کنونی وی برای نقش یک جوان خام 20 ساله مناسب نیست. بین دوبلورهای قدیمی، خاصیت جوان بودن صدای نباتی حفظ شده است و من به همین دلیل او را برگزیدم. برای گویندگی به جای اولیویا دهاویلند، مینو غزنوی را در نظر گرفتم، اما وی به دلیل بیماری، موفق به حضور در دوبله این فیلم نشد. انتخاب بعدیام زهره شکوفنده بود. نگران بودم که پختگی صدای وی مناسب نقش سرینا نباشد، اما وی به زیبایی به جای دختری 17 ساله صحبت کرد. به اعتقاد بنده بین خانمهای دوبلور قدیمی فقط غزنوی و شکوفنده میتوانند به جای نقشهای جوان هم صحبت کنند. برای نقش هری که یکی از معدنداران است، دیدگاهی کاسبکارانه دارد و فقط به منافع خودش فکر میکند از اکبر منانی استفاده کردم و وی هم این نقش را به نکویی گفت. نقش کوتاه پیرمردی که کارگزار فریس است و به شکل خاصی حرف میزند را به اصغر افضلی سپردم. برای نقش مکنزی، پیرمردی که خانوادهاش را در سیلاب معدن از دست میدهد، پزشکیان را انتخاب کردم و وی نیز آن را خوب اجرا کرد. هنگامی که فیلم را برای اولین بار دیدم متوجه شدم که بین دوبلورهای قدیمی فقط صدای محمود فاطمی مناسب نقش رالف است و با این که قبلا با یکدیگر همکاری نکرده بودیم، او را دعوت کردم و آمد. برای نقش سرکارگر لمپن معدن، ربیعی را انتخاب کردم، اما وی گرفتار بود و ملکآرایی را جایگزینش کردم. بعد از ربیعی وی تنها کسی بود که میتوانست این نقش را در بیاورد. ملکآرایی با این که در همان زمان عمل جراحی انجام داده بود، برای این نقش سنگتمام گذاشت. معمولا ترجمهها کمبود دارند، اما ترجمه «طلا جایی است که پیدایش کنی» اضافات فراوانی داشت که به کار لطمه زده بود.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: