درباره طرح واگذاری تیم‌های تهرانی به شهرستان‌ها

طرحی نیازمند کامل شدن

21 ماه بعد از شروع طرح واگذاری تیم‌های بزرگ فوتبال تهران به شهرستان‌ها و انتقال پاس و سپس صبا، پیکان و راه‌آهن به همدان، قم، قزوین و شهر ری و در حالی که سایپا پیش از تمام اینها به اختیار خود در کرج سکنی گزیده بود، رئیس سازمان تربیت بدنی معتقد است که واگذاری‌ها خوب بوده و نتایج مورد نظر حاصل آمده است. محمد علی‌آبادی می‌گوید: «سیاست سازمان همچنان تمرکززدایی در فوتبال است و با این که فشار وارده به سازمان در این خصوص زیاد است و انتقال تیم‌های مطرح تهرانی به ولایات با دشواری‌هایی همراه بوده، اما حاصل آن خوب بوده و پایه‌های مناسبی ایجاد شده است.»
کد خبر: ۲۵۰۲۶۵

در حالی که از این طریق حالا تهران فقط استقلال و پرسپولیس را در لیگ برتر حاضر دارد و سایرین هریک به سویی ارجاع شده‌اند و دیگر پسوند تهران را یدک نمی‌کشند، اما هنوز مسائلی وجود دارند که لازم است نظر مقام اول ورزش کشور به آنها معطوف شود تا درباره آن چاره‌اندیشی شود.

حال و هوای سابق

برخی از این انتقال‌ها هنوز فقط در سطح برگزاری مسابقات خانگی تیم‌های منتقل شده، در شهری است که به آن ارجاع شده‌اند و در سایر موارد و روزها فعالیت و تمرین و گردهمایی آن تیم‌ها و هسته اصلی و موجودیت عمده کارهایشان در تهران و در همان محل‌ها و حال و هوای سابق برقرار است. راه‌آهن حتی مسابقاتش را هم در اکباتان یعنی مکان قبلی خود برگزار کرده و صبا اگر در روزهای مسابقاتش در قم مستقر است، در سایر اوقات در تهران و مکان‌های قبلی بیشتر قابل پیدا کردن است. پیکان هر چند بیشتر با قزوین هماهنگ شده، اما این تیم نیز از ورزشگاه ایران خودرو و بواقع از هسته و کانون فعالیت‌هایش در سال‌های اخیر چندان دور نمانده است. پاس بیش از همه، در همدان مستقر شده اما عاملی که به حقیقی‌تر شدن این انتقال یاری رسانده، بعد مسافت است و اگر مثل صبا و پیکان فاصله تهران با قم و قزوین آن‌قدرها هم نبود، شاید بگوویچ و پورحیدری هم24‌ساعته در تهران بودند. هر چند همین حالا هم پورحیدری و تعدادی از تهرانی‌های پاس، اغلب اوقات در تهران‌ هستند!

تعلق کامل

موضوع دوم انتقال جسمانی یک باشگاه و نفراتش به شهرستان بدون انتقال روح و ماهیت آن است که طبعا آن تغییر مکان را صوری ساخته و ثمرات آن را به حداقل می‌رساند. این که دفتر و ساختمانی کوچک (و حتی بزرگ)‌ در شهرجدید محل ارجاع‌تان در اختیار داشته باشید و در روزهای برگزاری بازی‌های لیگ در همان شهر رویت شوید، لزوما به معنای کامل شدن انتقال و رسیدن به این باور نیست که واگذاری‌ها موفق بوده است. این موضوع زمانی کامل می‌شود که تیم واگذار شده به آن شهر، واقعا متعلق به آن مکان شود و هویتی از همان دست داشته و نشانگر همان استان باشد و طبعا از استعداد‌ها و نفرات بومی همانجا بهره گیرد و نه این که تیمی باشد که همچون یک شی در ویترین آن شهر قرار گیرد و شهرت و اعتبار آن به اهالی آن شهر افتخار و شادی ببخشد.

دو فصل بعد از انتقال پاس به همدان این تیم هنوز نماد و نشانه‌ای حقیقی از آن شهر به حساب نمی‌آید و پاس به محلی برای حضور و بازی جوانان همدان بدل نشده و هرچند خیلی‌ها از این تیم رفته‌اند و به تبع آن مهره‌های جدید متعددی در این فصل به بازی گرفته شده و مانع از سقوط پاس از لیگ برتر به دسته‌ای پایین‌تر گشته‌اند، اما پاس به تیمی تبدیل نشده که جوانان بالنده همدان را به رقابت با بهترین‌های کشور گسیل دارد. پاس فقط تیمی است که چون برای همدان تلاش می‌کند و هر برد آن توفیق این شهر و همدان محسوب می‌شود، اهالی منطقه در روزهای مسابقات تنهایش نمی‌گذارند. همه این موارد برای سایر تیم‌های انتقال یافته بیشتر صدق می‌کند زیرا از آن انتقال‌ها مدت بسیار کمتری می‌گذرد.

این که بهترین الگو برای این قبیل واگذاری‌ها کدام است، هنوز نامشخص می‌نماید زیرا شکل فعلی آن در ایران در سایر کشورها امتحان و اجرا نشده و با قالب‌ها و ابزار فعلی‌اش مختص ماست. با این حال سازمان تربیت بدنی به عنوان متولی موضوع و مجری طرح باید موضوع را از نو بررسی و آن را دوباره طراحی کند تا ضعف‌هایی که برشمردیم رفع شود و انتقال‌های بعدی، به تغییر مکان برگزاری مسابقه‌های تیم‌ها منحصر و محدود نشود و باشگاه انتقال یافته، واقعا نماد محلی باشد که به آن کوچ کرده و رنگ و بوی آن را بدهد. یعنی به آنجا خدمت کند و تیمی نباشد که تماشاگران برایش هورا می‌کشند، اما مال آنها و شهرشان نیست و اغلب از جوانان و بازیکنان آن شهر نیز شکل نمی‌گیرد.

وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها