در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر چه روند تولید علم و دانش در ایران، حرکتی لاکپشتوار، آهسته و البته گسسته دارد و ما هنوز به مرزهای روشنی در زمینه تولید علم بویژه علم جمعی نرسیدهایم؛ اما در همین آشفته بازار فعلی هم میتوان کسانی را یافت که با تکیه بر سالها تلاش، کوشش، تحصیل و تدریس، در این راه گام برمیدارند.
رفیعپور برای استادان، دانشجویان و پژوهشگران اجتماعی نام بسیار آشنایی است. علت این نام آشنا هم کلاسهای درس جذاب و شیوه تدریس او و هم کتابهای متنوع او درباره مسائل اجتماعی ایران و هم شخصیت و منش او در برخورد با دانشجویان و تلاش پیگیر او برای تربیت متخصصان علوم اجتماعی در ایران است.
کتابهای رفیعپور 2 دستهاند: تعدادی از کتابهای او، درسی هستند که وی برای دانشجویان رشته علوم اجتماعی نوشته است و در آنها علاوه بر پرداختن به موضوعات درسی، از تجربیات خود در سالیان گذشته، دیدهها و شنیدههایش در داخل و خارج از ایران و بسیاری از مسائل اجتماعی ایران و چگونگی آنها سخن گفته است. از این رو این کتابها صرفا کتابهای درسی نیستند و در آنها میتوان نظریات و تحلیلهای خاص او را هم مشاهده کرد. اما بخش اعظم کتابهای او نتایج تحقیقاتی است که از سوی وی و دستیاران و دانشجویانش حال یا به سفارش مرکز تحقیقاتی، یا در قالب پایان نامههای کارشناسی ارشد یا به عنوان تحقیقات شخصی برای پاسخگویی به کنجکاویهای علمی خود او انجام شده است، سپس با افزودن مباحث نظری و تئوریهای مرتبط و روش تحقیق همراه با نتیجهگیری مفصل و تحلیل مساله و ارائه راهحلهای آن، در قالب یک کتاب آمده است. این کتابها مرجع و منبع مهمی برای کسانی است که میخواهند مسائل اجتماعی ایران را بررسی و تحلیل کنند.
شاید بتوان مهمترین و قابل توجهترین کتاب رفیعپور را «توسعه و تضاد» دانست که در آن به تحلیل مسائل اجتماعی ایران پرداخته است. او از انقلاب اسلامی ایران شروع میکند و با استفاده از نظریههای انقلاب به تشریح چگونگی وقوع، علل و پیامدهای آن میپردازد. سپس روند تحولات اجتماعی ایران را در دوران پس از انقلاب، سالهای جنگ و دوران سازندگی پی میگیرد.
تز اصلی رفیعپور در این کتاب، این است که سیاست توسعه یا مدرنیزه شدن، برنامهای است که از سالها پیش (اواسط دهه 1340) در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی آغاز شده و پس از انقلاب بخصوص در دوران سازندگی ادامه یافته است. به نظر رفیعپور، سیاست توسعه، نظام اجتماعی ایران را دچار دگرگونی و آشفتگی کرده است و انقلاب اسلامی تنها یکی از پیامدهای آن بوده و با روند کنونی که سیاست توسعه در راس برنامههای دولت قرار گرفته است باید در انتظار عواقب بعدی آن باشیم. او توسعه را به اسب تروا تشبیه کرده که با ظاهری زیبا وارد کشور ما شده است و سپس از درون کشور را تخریب میکند. به اعتقاد رفیعپور، انتقال فناوری از کشورهای دیگر باید همراه با برنامه متفکرانه و حساب شده از نظر علمی، در یک نظام اجتماعی منسجم و کارا و با هدف دقیق و مشخص انجام شود و حتما فناوری اخذ شده با نظام اجتماعی تطبیق داده شود. توسعه سریع و بیبرنامه، تنها موجب افزایش تضادهای اجتماعی، به هم خوردن تعادل جامعه، زوال منابع و از دست رفتن نیروهاست. فرامرز رفیعپور که تاکنون جایزه کتاب سال 1365 را به خاطر کتاب «جامعه روستایی و نیازهای آن» به دست آورده و سال 1375 هم به عنوان استاد نمونه کشور شناخته شده است، هم اکنون علاوه بر عضویت در فرهنگستان علوم کشور، همچنان به تدریس جامعهشناسی در دانشگاه و به کار روی پایان نامههای تحصیلی دانشجویان مشغول است.
در نهایت به آنانی که دغدغه علم و تفکر دارند، کتاب «موانع رشد علمی ایران و راهحلهای آن» را توصیه میکنیم، شاید که بخشی از موانع جریان تولید علم را در آن بیابند.
فرامرز رفیعپور در زمینه تولید علم نیز دغدغههای فراوانی دارد، تا آنجا که کتابی را با عنوان «موانع رشد علمی در ایران و راهحل آن» تالیف کرده و در آن با نگاهی کلان و همه جانبه به مساله علم و تفکر در ایران پرداخته است. او در این کتاب، مشکلات جریان تولید علم را نه در کمبود دانشمندان و افراد فرهیخته میداند و نه در کمبود امکانات و تجهیزات و نه کمبود بودجه و تخصیصات، بلکه مشکل اصلی را به ساختارهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سازمانی مربوط میبیند:
الف - مساله سازماندهی
رفیعپور براین اعتقاد است که برای تولید علم بیش از هر چیز به یک سازمان منسجم و کارا نیاز است؛ سازمانی که دانشجویان و دانشمندان جوان به آن وارد شوند، از دانش، تجربه و تخصص استادان و دانشمندان واقعی بهره گیرند و در نهایت، نوعی بذر کشی و تکثیر دانشمندان صورت گیرد.
او میگوید براساس جریان فعلی تولید علم در ایران، دانشگاهها به مدرک گاههایی تبدیل شدهاند که از تربیت و تولید دانشمندان واقعی باز ماندهاند. علم به مسالهای ظاهری تبدیل شده است و هر کجا کسی را مییابیم که توانسته است علمی را تولید کند، باید بگوییم او با تلاش و کوشش فردی خود به این جایگاه رسیده است و به دلیل نبود یک نظام سازماندهی قوی، توانایی تکثیر او وجود ندارد. علم چنین افرادی محدود به دوران عمر آنهاست و با مرگ آنان، علمشان نیز پایان مییابد.
ب - ساختار سیاسی
از منظر سیاسی، رفیعپور عامل اصلی را نبود دانشمندان و متخصصان با تجربه، بدون حب و بغض و با رویکردهای صرفا علمی در راس ساختار علمی ایران، همچنین تعدد مراجع تصمیمگیری درباره علم، تصمیمگیریهای گاهی متناقض و البته تصمیمگیری برای دانشگاهها خارج از محیط دانشگاهها میداند.
ج - ساختار فرهنگی
از نظر فرهنگی نیز موانع متعددی در برابر جریان تولید علم قرار گرفته است: فرهنگ استبدادی، فرهنگ هنجاری، احساس گرایی به جای علمگرایی، فردگرایی، روحیه غرور و خودنمایی و تضاد از مهمترین موانع تولید علم در ایران هستند. چنین فرهنگی باعث شده است که افراد تنها به فکر نمایش خود، تاکید بر علم و رشته علمی خود و مقابله با دیگران و دیگر رشتههای علمی باشند و این مساله، آنان را از انجام یک کار علمی که نیازمند فروتنی، گذشت، صبر در برابر اشتباهات و خطاهای دیگران و تعاون و همکاری است، باز میدارد. بنابر این به نظر رفیعپور، برای تولید علم بخصوص علم جمعی در ایران بیش از هر چیز به یک سازماندهی قوی و یکپارچه با سلسله مراتب دقیق نیاز است که در آن هرکس جایگاه خود را بداند، همه با هم به دور از تضادها و تفاوتها برای انجام فعالیتها و پژوهشهای علمی تلاش کنند تا به این ترتیب علاوه بر تولید علم و تفکر، مشکلات و مسائل موجود در کشور از طریق دانشگاهها و دانشمندان حل شود و کشور در مسیر پیشرفت و توسعه واقعی قرار گیرد.
فاطمه نصراصفهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: