در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر که خربزه میخورد، پای لرزش هم مینشیند
یک روز صبح با استاد مطهری به قم میرفتیم. یک دفعه ایشان گفتند: «آقای مدنی اینجا یک خربزه بخرید.» من پیش خودم فکر کردم که خربزه برای چه؟ ما که فقط یک ساعت و نیم در راه هستیم.
پیاده شدم و یک خربزه خوب خریدم. از بهشت زهرا(س) که رد شدیم، به منطقهای رسیدیم که درختان کاج زیادی آنجا بودند. استاد گفتند: «آقای مدنی، همین جا نگه دارید. اینجا درخت هست، حتما آب هم هست.» استاد به گل و گیاه علاقه خاصی داشتند، مخصوصا به گل.
ماشین را زدم توی خاکی و رفتیم آنجا کنار آب نشستیم. ایشان چاقویشان را درآوردند و خربزه را پاره کردند و گفتند: «بخور، آقای مدنی.»
موقعی که خربزه میخوردیم، یک وقت دیدم ماشین پلیس راه دارد اخطار میکند که چرا اینجا نگه داشتید. گفتم: «الان باید جریمه بدهیم.»
استاد بنا کردند به خندیدن و گفتند: «هر که خربزه میخورد، پای لرزش هم مینشیند.»
انتقال اخبار به زندان توسط هندوانه
در جریان قیام 15 خرداد سال 1342 استاد مطهری در شمار علمایی بود که توسط رژیم بازداشت شد و به زندان افتاد.
در آن شرایط خفقان که زندانیان از کمترین امکان کسب خبر نیز بیبهره بودند و دستگاه ستمشاهی اجازه استفاده از هیچ رسانهای را به آنان نمیداد، شهید مطهری، طرحی ابتکاری برای کسب خبر ریخته بود. آیتالله سیدعزالدین حسینی زنجانی که هم بند ایشان بودهاند در این زمینه میگویند:
مرحوم مطهری هم بعد از ما به زندان آمدند و گفتند که برای من گهگاه و به تناسب اوضاع از بیرون به عنوان تحفه هندوانه خواهند آورد و طوری جاسازی کنند که اصلا معلوم نشود که کاغذ در هندوانه است و به این طریق اخبار مهم بیرون از زندان به ما میرسید. مثلا ما از این طریق متوجه شدیم که آقای میلانی تصمیم داشتهاند بهعنوان اعتراض به تهران تشریف بیاورند و رژیم، هواپیمای ایشان را بازگردانده است.
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
استاد مطهریره درباره عالم وارسته، میرزا عسکری شهیدی مشهدی، معروف به آقابزرگ مینویسد:
مرحوم آقابزرگ به وارستگی و صراحت لهجه و آزادگی و آزادمنشی، شهره بود. با این که در نهایت فقر میزیست، از کسی چیزی نمیگرفت. یکی از علمای مرکز که با او سابقه دوستی داشته است، پس از اطلاع از فقر وی، در تهران با مقامات بالا تماس میگیرد و ابلاغ مقرری قابل توجهی برای او صادر میشود. آن ابلاغ همراه نامه آن عالم مرکزی به آقابزرگ داده میشود. مرحوم آقابزرگ پس از اطلاع از محتوا، ضمن ناراحتی فراوان از این عمل دوست تهرانیاش، در پشت پاکت مینویسد: «ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم...» و پاکت را با محتوایش پس میفرستد.
خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 615
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: