خبر شهادت آقای مطهری کوتاه بود. حدود ساعت 10 شب (12 اردیبهشت 1358) در پایان جلسه شورا که در منزل آقای دکتر یدالله سحابی در خیابان فخرآباد تشکیل شده بود، وقتی آیتالله مطهری در حال سوار شدن به ماشین بودند، شخصی نزدیک میشود و گلولهای بر سر ایشان شلیک میکند و میگریزد. کمی بعد آقای مطهری غرق در خون به شهادت میرسد. این خبر مرا بسیار متاسف کرد. ایشان و من سالها بود که با هم بودیم و به یکدیگر علاقه داشتیم. در آن روزها علیرغم احتمالاتی که در مورد ترور اعضای شورای انقلاب و دولت موقت بخصوص پس از شهادت و ترور شهید قرنی داده میشد، تصور این که ایشان با توجه به آن سابقه علمی و فرهنگی، مورد تهدید باشند، خیلی دور از ذهن ما بود و دلیل این که این متفکر و فیلسوف اسلامی مورد سوءقصد قرار گرفته، برایمان در رده ابهام بود. تحلیل ما این بود که آنها استوانههای فکری و اعتقادی مردم را نشانه گرفتهاند تا از این ناحیه به انقلاب ضربه بزنند.
عباس بشیری، انقلاب و پیروزی، خاطرات هاشمی رفسنجانی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1383، ص 277.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم