در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرسلسله اساتید ایشان، عارف نامدار مرحوم آیتالله سیدعلی قاضی بود که در تکوین شخصیت او نقش بسزایی داشت. سال 1314 پس از احراز مقام اجتهاد در فقاهت و رسیدن به قله کمال در فلسفه به زادگاهش بازگشت و به تدریس و تالیف پرداخت و بعد از 10 سال به قم مهاجرت کرد و به تدریس علوم معقول و تفسیر اشتغال ورزید. بسیاری از بزرگان و فرهیختگان حوزه همچون استاد مطهری، محمدحسین بهشتی، امام موسیصدر، ناصر مکارم شیرازی، جوادی آملی و... از محضر ایشان بهره میبردند و افتخار شاگردی ایشان را داشتند.
طباطبایی از دانشمندان کمنظیری بود که ابعاد علمیاش روز به روز بیشتر نمایان میشد. شعاع شخصیت این استاد به داخل کشور محدود نگردید، بلکه اندیشمندان بسیاری (همچون پروفسور هانری کربن) را به سوی خویش کشاند و در تمام ابعاد اسلام به بحث با آنان پرداخت.2
جلسات گفتگوی ایشان با کربن غالبا در حضور جمع کوچکی از افراد برجسته نظیر استاد مطهری، سید جلالالدین آشتیانی، سیدحسین نصر و... انجام میگرفت. این جلسات به نزدیک شدن روحانیون با گروهی از استادان دانشگاه و روشنفکران مذهبی کمک میکرد.
سالهای دهه 20 و 30 با اوجگیری فعالیتهای مارکسیستها بویژه حزب توده، همراه بود؛ با هجوم شبهات دشمنان، طباطبایی سلاح قلم به دست گرفت و با تشکیل جلسات عمومی و خصوصی در کنار دروس حوزوی و با حضور شاگردان اندیشمندی چون آیتالله مطهری به نقد و بررسی فلسفههای غربی (خصوصا ماتریالیسم دیالکتیک) پرداخت که رهآورد آن کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» بود.
تلاش علمی علامه درباره مسائلی نظیر روابط اجتماعی در اسلام، امامت و ولایت، ویژگیهای رهبری و مدیریت در اسلام و ... تاثیر زیادی در بازاندیشی روحانیون حوزهها نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام داشت. این مجاهدتها علامه را در جایگاه یکی از موثرترین متفکران در حوزه تفکر سیاسی معاصر شیعه قرار داد. استاد مطهری نیز با برخورداری از محضر اساتیدی چون آن بزرگوار توانست بنیاد تئوریک نیروهای مذهبی را فراهم آورد.3 استاد شهید درباره تاثیر علامه بر خود مینویسد: اصولا من بیشتر مطالبی را که در کتابها و نوشتههای خودم دارم، شاید ریشههایش را از علامه طباطبایی و خصوصا از «المیزان» گرفتهام. علامه طباطبایی خیلی شخصیت عجیبی است. ایشان یک سبک بیان و اسلوب خاصی دارند... مطالب راجع به جامعه و تاریخ یکی از آن نکات عالی است که از «المیزان» به دست آوردهام.4
علامه در ادبیات نیز دست داشت و اشعار بسیار ارزشمند و چشمگیری توسط ایشان سروده شده که «مرا تنها برد»، «هنر عشق» و «پیام نسیم» از آن جمله است.
سرانجام این عالم کمنظیر پس از 81 سال عمر بابرکت در 18 محرمالحرام 1402/1360 بدرود حیات گفت. از ایشان تالیفاتی ارزنده به زبانهای عربی و فارسی به جا مانده که تفسیر المیزان، بدایه الحکمه، بررسیهای اسلامی، حاشیه بر اسفار و... را میتوان نام برد.5
پینوشتها:
1. محمدباقر برقعی. سخنوران نامی معاصر ایران، ج 4، قم: نشر خرم، 1373، ص2516 2. گلشن ابرار، ج2، قم: نشر معرفت، 1382، صفحات 868 867 و870 3. سقوط: مجموعه مقالات همایش بررسی علل و فروپاشی سلطنت پهلوی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1384، صص 57 - 56 4. سرگذشتهای ویژه از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری، ج1، تهران: ذکر، 1366، صفحات 92و 138 5. گلشن ابرار، پیشین، صفحات 874 -873 نیز 869- 868
طاهره شکوهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: