نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را
ز لعل روحفزایت ببخش آنکه تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی
... یکی است ترکی و تازی و در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛