خلیج فارس در گذر تاریخ

10 اردیبهشت ماه روز به یاد ماندنی‌ای در تقویم ایران زمین است. شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 565 مورخ 21/4/84 به پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی، سالروز اخراج پرتغالی‌ها از خلیج فارس را به عنوان روز ملی خلیج فارس تصویب کرد. این اقدام در واکنش به ‌تلاش‌های خزنده‌ای صورت گرفت که براساس توطئه‌ مشترک محافل غربی، صهیونیستی و عربی برای تحریف نام خلیج فارس آغاز شده بود.
کد خبر: ۲۴۹۷۵۳

پیشینه تاریخی

از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس یا معادل‌های آن در دیگر زبان‌ها ثبت شده است. در فرهنگ‌هایی که به زبان‌های مختلف تدوین و چاپ شده است، از جمله فرهنگ‌های آلمانی، انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی، ترکی و... خلیج فارس نیز به همین نام آورده شده است.سازمان ملل نیز در سند مورخ 5 مارس سال 1971 میلادی و یادداشت AD113/GEN به دولت ایران، یادآور می‌شود که عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه‌های جغرافیایی منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده شود و این بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلس‌ها و فرهنگ‌های جغرافیایی است.

این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی که سازمان ملل در برخی اسناد در به کار بردن نام خلیج فارس مرتکب شده، عذرخواهی کرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند 26 ژوئن 1991میلادی در سازمان ملل) و از کارگزاران سازمان خواسته است همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند. حتی دانشمندان عرب مانند شهاب‌الدین النویری و ابن حوقل النصیبی بغدادی که نام خلیج فارس را همراه با نقشه آن به‌گونه‌ای مستند مشخص کرده‌اند، با حفظ حرمت قلم، تشکیک در نام این دریا را حتی در ذهن خود خطور ندادند و پایبندی به صداقت و راست‌اندیشی را از خود به یادگار گذاردند. نخستین بذر فتنه تحریف نام خلیج فارس در سال 1958 به وسیله رودریک اوون و سر چارلز بلگریوی انگلیسی پاشیده شد و اوون با ارائه استدلالی ضعیف در توجیه این اقدام خود نوشت: من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم، ولی در چند سال اقامتم در خلیج فارس متوجه شدم ساکنان ساحل عرب هستند، بنا بر این ادب حکم می کند این خلیج را عربی بنامیم.

تحریف نام خلیج فارس فصلی جدید از یک سناریوی واحد

همچنانکه گفته شد تلاش برای تحریف نام خلیج فارس بر اساس یک طرح انگلیسی از چند دهه و درست از زمانی که ستاره امپراتوری بریتانیای کبیر پس از جنگ جهانی دوم رو به افول گذاشت، همواره وجود داشت و با افشاندن بذر نفاق و تفرقه قبل از خروج نیرو‌های انگلیسی از منطقه خلیج فارس پشتیبانی می‌شد؛ البته این بذرهای نفاق تنها خاص ایران و اعراب نبود، بلکه در بین کشورهای عربی نیز با ایجاد تقسیمات ارضی و مرزی اختلاف برانگیز دنبال می‌شد، به‌گونه‌ای که تا چند سال پیش کمتر کشور عربی را در منطقه می‌شد پیدا کرد که اختلاف ارضی و مرزی با دیگری نداشته باشد. در چارچوب یک چنین طرح کلانی بود که انگلیس پیش از خارج کردن نیرو های خود از منطقه خلیج فارس، با مانع‌تراشی بر سر اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه این فتنه را تا آخرین لحظات ترک خلیج فارس در اواخر دهه 70 میلادی مدیریت کرد و بدین ترتیب بذر نفاق را میان ایران و اعراب نیز پاشید .با خروج انگلیس از خلیج فارس وواگذاری این ماموریت به آمریکا، بتدریج نقش آمریکا نیز در این زمینه بویژه پس از انقلاب اسلامی اشکار شد. با توجه به این‌که وجود مستندات فراوان استفاده از تحریف نام خلیج فارس را در طرح اختلاف افکنی مشکل و غیر ممکن میکرد، لذا آمریکا ورود به این طرح را با جانبداری غیرمستقیم از مواضع کشورهای عربی درخصوص جزایر ایرانی تنب و ابوموسی آغاز کرد و تنها پس از تشدید موضوع هسته‌ای ایران بود که علائمی از ‌تلاش‌های نامحسوس از جانب آمریکا البته از سوی موسسه مطالعاتی نشنال جئوگرافی این کشور به منظور تحریف نام خلیج فارس مشاهده شد.

با توجه به فضای منطقه‌ای حاکم بر طرح چنین موضوعی، می‌توان این اقدام سیاسی را به عنوان مکمل ‌تلاش‌هایی ارزیابی کرد که در چارچوب طرح موسوم به خاورمیانه بزرگ، اعلامی از سوی نومحافظه کاران حاکم بر دولت بوش و برای تقویت و نهادینه کردن محوربندی‌های موجود در منطقه (محور سازش و محور مقاومت) صورت گرفت. در مجموع می‌توان گفت تحریف نام خلیج فارس گامی جدید در مسیر اجرای طرح اختلاف افکنی است که رهبری این طرح تا قبل از خروج انگلیس از منطقه با این کشور بود، اما پس از آن و بخصوص در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا نیز به اجرای این طرح پیوست که البته نقش آمریکا در دوره بوش عریان‌تر شد. اما نکته‌ای که نباید در این خصوص از آن غافل شد نقش مدیریتی است که به نظر می‌رسد صهیونیست‌ها در این طرح ایفا کرده‌اند و از این لحاظ می توان انگلیس و آمریکا را مجری طرح‌های تفرقه‌افکنانه صهیونیست‌ها ارزیابی کرد.

خلیج فارس نیازمند نظام امنیتی و اقتصادی جدید

الگوی امنیتی رایج در خلیج فارس همان الگوی قدیمی موازنه قواست که می‌توان از آن به عنوان میراث استعمار نام برد. در واقع این الگو در اروپا و میان قدرت‌های این قاره حاکم بود و رقابت آنها برای تسلط بر خلیج فارس موجب شد این الگو نیز به این منطقه تعمیم داده شود و حتی پس از خروج این قدرت‌ها نیز ادامه یابد. یکی از عوامل ادامه این الگو وجود اختلافات ارضی و مرزی میان کشورهای این منطقه و دیگر عوامل و شکاف‌های اجتماعی و سیاسی بدبین‌زاست که موجبات بدبینی کشورها را به یکدیگر فراهم کرده است.

در نتیجه حاکم شدن چنین فضای بدبینانه‌ای و همچنین در نتیجه وجود اقتصادهای تک محصولی نظام اقتصادی منطقه‌ای نیز در خلیج فارس شکل نگرفته است. از این رو خلیج فارس در حال حاضر نیازمند ایجاد ساختارهای سیاسی، امنیتی  نظامی و اقتصادی  تجاری جدیدی است که بتواند پاسخگوی نیازهای کنونی و آتی باشد .به اعتقاد کارشناسان منطقه عملی شدن پیشنهادهای 12 گانه دکتر احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران به سران شورای همکاری خلیج فارس می‌تواند به این نیازها پاسخ دهد و صلح و ثبات و پیشرفت را برای کشورهای منطقه به ارمغان آورد. زیرا در چارچوب این پیشنهادها زمینه گسترش روابط و همکاری‌ها در هر دو سطح دولتی و غیردولتی میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پیش‌بینی شده است. این پیشنهادها عبارتند از: تاسیس سازمان همکاری‌های امنیتی، تاسیس سازمان همکاری‌های اقتصادی، لغو روادید با هدف تسهیل رفت و آمد شهروندان بین 7 کشور، اجازه تملک اموال غیرمنقول، سرمایه‌گذاری مشترک در منابع نفت و گاز به صورت دو و چند جانبه، برنامه‌ریزی در برقراری تجارت آزاد بین کشورها، فعال کردن کریدور شمال به جنوب توسعه گردشگری، تعاون در کمک به کشورهای اسلامی و کشورهای ضعیف، مبادلات آموزشی، علمی، فناوری و پژوهشی و همکاری در صیانت از محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان.

از آنچه گفته شد مشخص می‌شود تلاش برای تحریف نام خلیج فارس در ادامه ‌تلاش‌هایی قرار دارد که با اهداف و منافع دولت‌های فرامنطقه‌ای و هم‌پیمان منطقه‌ای آنها در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی ارتباط مستقیم دارد و به همین علت متناسب با نیازهای منطقه‌ای این دسته از بازیگران آشوب‌ساز خبرساز می‌شوند؛ بنا بر این مشارکت در این طرح نتیجه‌ای جز به هدر دادن منابع و امکانات و فرصت‌های همکاری موجود در منطقه نخواهد داشت و کشورهایی که با این طرح‌ها همکاری می‌کنند در قبال نسل‌های حاضر و آینده مسوول و پاسخگو خواهند بود. تردیدی نیست که جمهوری اسلامی ایران با در اولویت قرار دادن گسترش همه جانبه روابط با کشور های اسلامی و عربی منطقه و همچنین با ارائه طرح جامع منطقه‌ای برای ساختن آینده‌ای بهتر که در چارچوب پیشنهادهای 12گانه رئیس جمهور تبلور یافته است، احساس مسوولیت خود را به اثبات رسانده است و در حال حاضر انتظار همکاری و همراهی از سوی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را دارد.

احمد کاظم زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها