در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کودک به لحاظ وضعیت جسمی و روحیاش باید مورد حمایت خانواده خود و البته دولت باشد. قانونگذار برای حمایت از کودکان در قانون همان قوانینی را در نظر گرفته است که برای بزرگسالان مقرر شده است. مثلا در بحث دیات و مجازاتهای آزار و اذیت، کودکان را به مانند افراد بزرگسال در نظر گرفته است.
در گذشته قانونگذار بیشتر توجه خود را به کودکان بزهکار معطوف کرده و در حمایت از آنها قوانینی تصویب کرده بود تا این که در تاریخ 25 آذر81 قانونگذار قوانین مربوط به کودکان بزه دیده را هم مورد تصویب قرار داد تا اگر آنها از سوی هر شخصی مورد آزار قرار گرفتند از حمایت ویژهای برخوردار شوند. مطابق قانون جدید هر نوع آزار و اذیت کودکان ازجمله ایراد صدمات روحی و جسمی ممنوع است. مطابق ماده 3 و 4 ضمانت اجرایی برای برخورد با افرادی که به کودکان تحت تکفلشان بیتوجهی میکنند پیشبینی شده است و براساس آن هر گونه خرید و فروش یا بهرهکشی و بهکارگیری اعمال خلاف، مجازات حبس و جزای نقدی را در پی خواهد داشت.
ماده 4 این قانون نیز به طور خاص به ایراد صدمات به کودک، آزار و اذیتهای روحی که به او روا داشته میشود اختصاص داده شده است و محکوم به حبس و جزای نقدی خواهد شد.
مثلا ممانعت والدین از تحصیل فرزندانشان یک جرم تلقی شده و فرد خاطی مجازات میشود. این گونه مسائل مطابق قانون هیچ نیازی به شاکی خصوصی ندارد و دادستان میتواند پس از آگاهی از این مساله به عنوان شاکی و مدعیالعموم وارد پرونده شود و از کودک آسیبدیده حمایت کند. قانون به تصویب رسیده تا حد بسیار زیادی خلا‡های قانونی ما را در این زمینه پر کرده است و به نظر نمیرسد در این مورد قانونگذار کوتاهی کرده باشد، اما این که چرا هنوز هم جرم کودکآزاری به طرز چشمگیری وجود دارد و قانون در این زمینه بازدارنده نبوده بحثی جدای از قانون است. چرا که برای دستگاه قضایی آنچه اهمیت دارد و در واقع وظیفه به شمار میرود شناسایی مجرم و مجازات اوست تا هم فرد مجرم تنبیه شود و هم ارعاب را در افراد مستعد این جرم به وجود آورد.
باید در نظر داشت که جرم یک پدیده انسانی است و هر نوع جرمی که در جامعه انسانی به وجود میآید در واقع بازتاب مشکلاتی است که در آن جامعه وجود دارد و زمینهساز جرم شده است. ازجمله عوامل زمینهساز فقر اقتصادی، فرهنگی و نبود بهداشت روانی در بین افراد است. هر چه وقوع جرم بیشتر شود ما به این نتیجه میرسیم که موارد یاد شده شدت بیشتری در جامعه پیدا کرده است. زمانی که بهداشت روانی در فرد وجود نداشته باشد آستانه تحمل او پایین آمده و با کوچکترین عمل تحریککنندهای به شدت تحریک شده و واکنش نشان میدهد. نکات ذکر شده فقط شامل حال والدین نمیشود بلکه مربیان مهدکودک، معلمان و مربیان شیرخوارگاه هم در صورت نداشتن بهداشت روانی ممکن است با بچهها بدرفتاری کنند.
البته باید بین حوادثی که ممکن است در مهدکودکها به خاطر بیاحتیاطی به وجود آید با کودک آزاری و ایراد صدمه عمدی به کودک تفاوت قائل شد. مثلا این که کودک در مهد از روی وسیله بازی به زمین میخورد مطابق قانون ما کودک آزاری نیست و این امر فقط یک حادثه است. هرچند این حوادث در برخی کشورهای پیشرفته هم مجازات دارد و جرم تلقی میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: