در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زنگ خانه که به صدا درآمد، الهه پیکر رنجورش را از تخت بالا کشید و با صدایی ضعیف که رگههای امید در آن بود، گفت: در را باز کنید، خانم بهرامیه...
خانم بهرامی، دبیر عربی یک مدرسه راهنمایی دخترانه در شرق تهران است که هر روز برای دیدن الهه میآمد، مادر الهه میگوید: خانم بهرامی تنها کسی بود که الهه بعد از شیمیدرمانی بدون کلاه و پوشاندن سر او را میدید. خانم بهرامی با تمام خستگی میخندید و حرف میزد از آنچه در مدرسه گذشته، از دوستان الهه و ... شاید تنها خدا میداند که وقتی پا را از خانه الهه بیرون میگذاشت، پهنای صورتش از اشک پر میشد.
این را مادر الهه میگوید، خانم بهرامی 40 ساله، سالهاست که در مدارس دخترانه، عربی تدریس میکند، اما در کنار آن برای دانشآموزانش مادر است. حتی بعد از فوت الهه، خانم بهرامی برای خانواده او نقش مادر دوم را بازی میکند، او را هیچکس نمیشناسد، او یکی از همان آسمانیهاست.
اما در همان شهر خانم کرمی دبیر زبان انگلیسی است، سپیده زبان را خوب میداند او شاگرد اول کلاس است، شوق دانستن او را واداشته که از معلمش پیشی بگیرد، همان چیزی که خانم کرمی آن را بر نمیتابد. وقتی سپیده نوجوان پاسخ سوالی را که معلم نمیداند، میگوید، آنچه در انتظار اوست خشم معلم است؛ او اما یکی از زمینیهاست.
شاید تکراری باشد اگر بگوییم رفتار فردی و اجتماعی معلم نسبت به دارندگان سایر مشاغل تاثیر بیشتری بر جامعه دارد، شاید تکراری باشد اگر بگوییم معلمان فرهنگسازند و سکان حرکت جامعه را به سوی کمال در دست دارند. اما در روز معلم تکراری نیست اگر این بار به جای اتهام به آموزش و پرورش یا دانشآموزان در حفظ و پاسداشت شأن معلمان، از درون به نقد جایگاه این قشر البته به نقل از خودشان بپردازیم.
یکسان نبودن قول و عمل
اگر دانشآموز بفهمد معلم به آنچه میگوید عمل نمیکند، محال است او را بپذیرد و اعتماد کند. کبیری دبیر تاریخ منطقه 4 است، او میگوید: متاسفانه هستند همکارانی که بچهها را به نظم و ادب، احترام به بزرگتر، قناعت، راستی و راستگویی و ... توصیه میکنند ولی خود به آنها پایبند نیستند.
این معلم چنین وضعی را کاملا طبیعی میداند و میگوید: فرهنگیان را نمیتوان تافته جدابافته از جامعه دانست، آنها هم خطا میکنند؛ اما به نظر من خطای آنان بسیار کمتر از سایر قشرهاست، چرا که تنها تعداد کمی از همکاران من از شأن و تاثیرگذاری خود بیاطلاع هستند.
عدم تساهل و تحمل
معلمان غالبا دانشآموزان را به رعایت اصول اخلاقی فرا میخوانند، اما در برخی موارد پذیرش افکار مخالف بویژه از سوی دانشآموزان برایشان ناگوار است. بخصوص در مواردی که دانشآموز از معلم میگذرد و دانستههایش بیش از اوست.
فراهانی ریاضیات تدریس میکنند، دبیر منطقه 3 با 20 سال سابقه کار که این ویژگی بعضی از معلمان را مورد نکوهش قرار میدهد، میگوید: «در ریاضیات بارها پیش آمده که جواب یک معادله چندمجهولی برایم دشوار بوده ولی دانشآموزم آن را حل کرده است. این تصور که دانشآموزان چیزی نمیدانند و من به همهچیز آگاهم، یک آفت است.»
به عقیده وی، مطیع بودن دانشآموز در برابر معلم به معنای این نیست هرچه بگوییم بپذیرند، من از دانشآموزانم چیزهای زیادی آموختهام.
فراهانی توضیح میدهد که تدریس یک رابطه دوجانبه است و دانشآموز و معلم از هم جدا نیستند. مثلا پرخاشگری معلم در کلاس، زهر چشم گرفتن از دانشآموز، سردی و خشونت و ترس از باز شدن روی بچهها به معلم و ... از یک طرف کارآیی معلم را پایین میآورد و از طرف دیگر، بر سطح یادگیری اثر میگذارد چون این موارد، ارتباط دوسویه و متقابل را در تدریس خدشهدار میکند.
روش تدریس، باری به هر جهت
هرچند گفته میشود دورههای آموزش ضمن خدمت در افزایش مهارت معلمان در بهکارگیری شیوههای جدید آموزشی موثر است، اما از نظر برخی فرهنگیان استفاده از این شیوهها، هنوز معمول نیست، چرا که هنوز بسیاری از معلمان در رشتههایی به غیر از رشته تخصصیاشان تدریس میکنند و این امر بر کارآییشان موثر است.
این بار از فارغالتحصیل کارشناسی جغرافیا پرسیدیم که همزمان تاریخ و علوم اجتماعی هم تدریس میکند، او میگوید: در تدریس جغرافی مشکلی ندارم ولی برای تدریس تاریخ مجبورم کتابهای دیگری بخوانم که بسیار وقتگیر است. او که ترجیح میدهد، نامش را نگوید؛ اضافه میکند: برای ارزشیابی هم که شده مجبورم ابتکار عمل داشته باشم ولی فکر میکنم از بهکارگیری شیوه تدریس جدید در تاریخ و علوم اجتماعی ناتوانم و بچهها در بسیاری موارد، اطلاعات بیشتری دارند.
او درباره تجربه شخصیاش مثال میزند که یک روز در تعریف جزئیات دو جنگ در 2 برهه تاریخی اشتباه کرده، و یکی از دانشآموزان که پدرش استاد تاریخ است، به او اعتراض کرده است. میگوید برای من تجربه بدی بود، از آن زمان سعی کردم وقت بیشتری صرف مطالعه کنم.
ارتباط همسان با تمام دانشآموزان
یکی از معلمان بازنشسته مقطع ابتدایی تاکید میکند: اگر در دوره دبیرستان معلم با تمام بچهها به یک شکل برخورد کند، فکر میکنم مشکلی پیش نمیآید، اما در دوره ابتدایی معلم باید همه بچهها را با ویژگیهای خاصشان بشناسد و نوع برخوردش با آنها متفاوت باشد.
خانم کمالیزاده که حالا شاگردانش به جای او تدریس میکنند، میگوید: بعضی از بچهها لکنت زبان دارند، برخیها ترسوترند، عدهای هم حساساند و زود زیر گریه میزنند، گاهی بچهها حسودند و بعضیها فقط برای نمره درس میخوانند، گروهی هم هستند که مطالب درسی را دیر میگیرند، خلاصه معلم باید کل بچهها را بشناسد و نمیتواند با همه آنها یک جور برخورد کند.
او درباره اعمال تبعیض در برخی کلاسها و مدارس میگوید: «به نظر من الان تبعیض بیشتر شده که این هم به برخورد نامناسب والدین مربوط است وقتی آنها به هر مناسبتی برای معلم هدیههای گرانقیمت میخرند، ممکن است برخی همکاران نسبت به سختگیری و برخورد نادرست، متمایل شوند، البته به نظر من تعداد این معلمان زیاد نیست.»
کلاس خصوصی، بیزینس جدید
همانطور که نمیتوانیم انکار کنیم که به هر حال بعضی معلمان به تنبیه بدنی اعتقاد دارند و اعمال خشونت را در شرایطی که همه درها بسته میشود، ضروری میدانند، نمیتوان از خاطرات بعضی دانشآموزان گذشت. این خاطرات از وجود معلمانی هرچند اندک حکایت میکند که بخصوص در دوره متوسطه حاضرند با دریافت مبالغی، مباحث درسی را به صورت خصوصی تدریس کنند و البته دانشآموزان را نیز در این زمینه تشویق میکنند.
فراهانی، دبیر ریاضیات در این باره میگوید: من مطمئنم تعداد این معلمان زیاد نیست اما حتی اگر در کلاس معلم به چند نفر تدریس خصوصی را پیشنهاد کند، این شبهه ایجاد میشود که او برای گرفتن پول بیشتر انگیزهای به تدریس همان درس در کلاس ندارد و در این میان بچههایی که پول ندارند، بیشتر آسیب میبینند.
روز معلم اگرچه روز تقدیر از معلمان و پاسداشت شأن آنهاست، اما در کنار توجه به مطالبات مادی و حقوقی آنان، بازبینی درونی جامعه فرهنگیان و توجه به نقاط عطف رفتاری و فرهنگی این قشر در ارتقای جایگاهشان بخصوص در جمع دانشآموزان موثر خواهد بود.
ضرورت حل مشکل معیشتی معلمان
وزیر آموزش و پرورش گفت: در آموزش و پرورش، فعالیتهای مختلفی برای نیل به آینده مطلوب و حل مسائل روزمره در حال بررسی است؛ هرچند گاهی مسائل روزمره نمیگذارد به مسائل مطلوب برسیم.
به گزارش ایسنا، علیرضا علیاحمدی در جمع مدیران مناطق و معلمان نمونه استان فارس، از برگزاری همایشی برای بررسی اسناد تحول بنیادین توسط نخبگان کشور در اواخر اردیبهشت خبر داد و گفت: از همه صاحبنظران و نظرات سازنده آنان درباره اسناد تحول بنیادین استقبال میکنیم، تا سند را به جایگاه مطلوب برسانیم.
وزیر آموزش و پرورش اظهار کرد: سند 17 ساله آموزش و پرورش و چشمانداز 1404 آموزش در حال بررسی بوده و پیشنویس آن نیز تهیه شده است.وی ادامه داد: تحول باید در بدنه آموزش و پرورش آغاز شود و بدنه وزارت و ادارات تابعه باید پیشقراولان نهضت تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد.
وی در ادامه به مقایسه منزلت معلم در عصر کنونی و عصر قدیم اشاره کرد و گفت: معلمان از زمان قدیم همهکاره و موثر در امور آبادیها، روستاها و شهرها بودند؛ ولی امروز این گونه نیست.
علیاحمدی بر این باور است که معلمان رقیب پیدا کردهاند و رقبایشان کسانی هستند که جذاب بوده و میلی به ارزشها ندارند و این رقبا، چیزی جز رسانهها و اینترنت نیستند.وزیر آموزش و پرورش در ادامه گفت: قطعا مسائل معیشتی در تغییر منزلت معلم موثر بوده و اگر معلم از این لحاظ مشکل نداشته باشد، مطمئنا منزلت بهتری در جامعه پیدا خواهد کرد.
وی همچنین درباره برنامههای کوتاه و بلندمدت وزارت آموزش و پرورش گفت: در زمینه برنامههای کوتاهمدت معتقدیم که باید با یک نگاه راهبردی به مسائل نگاه کرد تا مسائل روزمره، مدام وقت ما را نگیرد.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: