البته درهمین ابتدا باید روشن کنیم که مقصود از فراملی شدن ادبیات داستانی دفاع مقدس، فراملی شدن آثاری است که نویسندگان ایرانی با موضوع دفاع مقدس به رشته تحریر درآورده و میآورند و نه فراملی شدن موضوع دفاع مقدس. در واقع مراد این نیست که انتظار داشته باشیم تا داستاننویسان دیگری نیز در سطح جهان از نگاشتن آثاری با موضوع جنگ ایران و عراق استقبال کنند.
پس این پرسش به میان می آید که آیا داستان نویسی جنگ، یا شاخه داستانی خاصی که ما نویسندگان، منتقدان و دست اندرکاران این عرصه، غالبا ترجیح میدهیم تحت عنوان ادبیات داستانی دفاع مقدس از آن یاد کنیم ، به طور کلی و به لحاظ وجوه غیرادبی و غیرهنری، ارزش فراملی شدن را دارد یا خیر؟
البته پرسش حاضر، پرسشی است از کلیت بحث فراملی شدن داستان نویسی دفاع مقدس و در این مرحله از بحث، هنوز به هیچ وجه قصد ورود به مباحث کیفی و جنبههای صورتی و صناعتی (فرمیو تکنیکی) این دسته از آثار در میان نیست. به تعبیر دیگر، بحث این است که آیا در صورت راه یافتن داستانهای دفاع مقدس به میان مردم کتابخوان در سایر سرزمینهای جهان، اساسا سودی عاید ما خواهد شد یا نه؟ و آیا موفقیت در این راه، منافع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قابل توجهی را نصیب ما خواهد کرد؟
حقیقت این است که هیچ ملتی را در هیچ نقطهای از این کره خاکی، از حمایتها و عنایات ملتهای دیگر جهان نمیتوان بینیاز دانست. پس طبیعتا این حقیقت که مردم جهان، به اندیشهها و رفتار و کردار ایرانیان چه سان مینگرند و در باب آنان چگونه داوری میکنند نیز نمیتواند موضوع کم اهمیتی باشد.
برای مثال، تا به امروز آیا از آن بیدادی که در دوران جنگ 8 ساله بر ملت ما رفت، تصویر دقیق و صادقانهای به جهانیان ارائه شده است؟
ابتدا و در حال حاضر باید دید که به پرسشهای پراهمیتی همچون پرسشهای فوق، آن هم در سطوح وسیع جهانی، چگونه و با استفاده از چه ابزارهایی میتوان پاسخ داد؟
تردیدی نیست که یکی از راهها و ابزارهای مناسب برای برقراری گفتگویی مؤثر با مردم جهان، در خصوص وقایع جنگ تحمیلی و تشریح بیدادی که در آن ماجرا بر ملت ما رفت، استفاده از امکانات کارآمد هنر و ادبیات و خاصه ادبیات داستان نویسی است. یعنی آثار داستانی ما به طور مشخص آن داستانها که با درونمایه وقایع شگرف و شگفتانگیز سالهای جنگ تحمیلی به رشته تحریر درآمدهاند چنانچه همراه با ترجمههایی دقیق و سامان مند، به بیرون از مرزهای کشورمان راه یابند و در کشورهای دیگر جهان نیز منتشر شوند، گزارشهای مستند و مؤثری می توانند باشند از همه آن ستمها و بیدادی که در آن دوران سرنوشتساز بر ملت ما رفته است؛ روایتهایی جذاب و خواندنی از سر جلب همدلی و ایجاد حس همذاتپنداری در جانهای پاک و حقیقت جوی انسانها در سرتاسر گیتی، که بی شک، چشم و گوش خواب آلوده جهان امروز را به خود مشغول خواهد داشت.
پس حقیقت این است که بحث حاضر را نمیتوان تنها از جنس مباحث صرف ادبی هنری تلقی کرد، چه، موضوع فراملی شدن ادبیات داستانی دفاع مقدس، علاوه بر بستگی بسیاری که به مقولههای فوق دارد، در ضمن به نوعی ابزار فرهنگی، سیاسی آن هم در عرصههای بینالمللی نیز بدل میشود؛ به این شکل که عرضه داستانهای دفاع مقدس به مخاطبان جهانی ادبیات، میتواند سیمای فرهنگی کشورمان را موجه تر از پیش نشان دهد و گاه حتی اقبال سیاسی دستگاه حاکمه ایران را نیز در عرصههای بینالمللی ارتقا بخشد؛ البته مراد ما از پرداختن به این جنبه خاص، به هیچعنوان سیاسی کردن بحث حاضر نیست درست به همان گونه که اساسا ارتقا دادن اقبال سیاسی دولتها و دستگاههای حاکمه هیچ کشوری نیز در هیچ نقطهای از جهان، نمیتواند جزو وظایف هنرمندان و نویسندگان به حساب آید بلکه مقصود صرفا گوشزد کردن ارزش و اعتبار فراوان مقوله یاد شده است؛ تا بدانیم و بپذیریم که پرداختن به این عرصه، حتی به لحاظ فرهنگی و سیاسی نیز برای کشورمان دستاوردهای بسیار با اهمیتی در برخواهد داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم