در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شمس لنگرودی شاعری است که گرچه اندکی دیر دست به چاپ شعرهایش زد اما به واسطه چاپ همین شعرها به چهرهای مطرح در صحنه ادبیات معاصر تبدیل شد. او سال 1329 در لنگرود متولد شد و سرودن شعر را از دهه پنجاه آغاز کرد. نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در 1355 منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعههای «خاکستر و بانو» و «جشن ناپیدا» در اواسط دهه شصت به شهرت رسید. شهرتی که به حق سزاوار آن بود. شاید بزرگترین تحول شعری این شاعر را باید انتشار کتاب پنجاه و سه شعر عاشقانه دانست. کتابی که او در آن دیگر از شعرهای ایماژگونه دور شد و به شعر عاشقانه روی آورد. شعرهای عاشقانهای که فقط حاصل نگاه و تجربههای این شاعر است و به هیچ شعر عاشقانه دیگری شبیه نیست. زبان او در شعرهایش بعد از چاپ این مجموعه نرمتر و روانتر شد و گاهی اوقات با تصویرهای بدیعی در شعر مواجه میشویم.
در واقع شاید بزرگترین خصوصیت شعرهای شمس لنگرودی اصیل بودن آنها و نزدیک بودنشان به ذات شعر است. همان چیزی که امروز در شعر بسیاری از شاعران امروز گم شده است. شاعرانی که سر خود را ایسمها و باید و نبایدهای ادبی گرم میکنند تا در نهایت خود شعر را از یاد ببرند. شما با خواندن اشعار این شاعر، به خود شعر نزدیک میشوید، به ماهیت و چگونگی واقعی شعر بدون آن که شاعر بخواهد با کلمات پر طمطراق یا شیوههای ادبی شما را گول بزند. همه چیز در شعرهای شمس لنگرودی لمس کردنی است. تصویرهایی که او به ما نشان میدهد تکاندهندهاند. مثلا به این شعر دقت کنید: در اشتیاق گلی که نچیده ام / میلرزم» او پنهانیترین احساسات آدمی را عریان میکند و در برابر چشمانش میگیرد. شاید به خاطر همین، شعرهایش این همه تاثیرگذارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: