مثبت‌ها

افشین قطبی: فارغ از تمام توانمندی‌های فنی و البته ضعف‌های او در زمین فوتبال، مهم‌ترین عاملی که او را در مدت کوتاه یک سال و نیمه‌اش در فوتبال ایران به شهرت رساند، نوع رفتارش با رسانه‌ها حتی در اوج عصبانیتش بود. البته دوستانی هم هستند که چه طنز و چه جدی عنوان می‌کنند، افشین هم اگر فارسی‌اش به اندازه انگلیسی‌اش خوب بود، شاید در این دسته خوب‌ها قرار نمی‌گرفت؛ اما این گمانه بیشتر به همان طنز نزدیک‌تر است.
کد خبر: ۲۴۹۳۸۰

مثالش بازی برگشت تیم پرسپولیس در فصل گذشته در برابر تیم صباباطری است؛ جایی که پرسپولیس با وجود کسر 6 امتیازش توسط فیفا در کورس قهرمانی با سپاهان است؛ ولی در بازی مقابل تیم صباباطری یک پنالتی کاملا اشتباه (و البته مضحک) به نفع تیم صباباطری گرفته می‌شود تا پرسپولیس 3 امتیاز را با یک امتیاز عوض کند. سوت پایان بازی که به صدا درمی‌آید، گزارشگر یکی از شبکه‌ها با این انتظار که افشین قطبی در اوج عصبانیت است، به سراغ او می‌رود تا بلکه بتواند اعتراض تندی از او بر علیه داور بازی بشنود؛ اما افشین فقط با لبخندی بر لب در مورد اشتباهات تاکتیکی تیمش صحبت می‌کند و شاید این ادبیات بود که او را به سرمربی گری تیم ملی ایران رساند.

غلام پیروانی: مربی محبوب شیرازی‌ها با لهجه شیرین شیرازی‌اش همیشه ثابت کرده است که عاشق شهر شعر است؛ شعر‌هایی که او در پاسخ به سوالات فنی خبرنگاران می‌دهد، همیشه زبانزد اهالی فوتبال است. آخرین شعرش هم طعنه‌ای بود که او به محمد مایلی‌کهن زد. طعنه‌ای که شاید بیشتر رنگ و بوی نصیحت از طرف مربی تیم ملی امید به مایلی‌کهن، مربی تیم ملی فوتبال ایران داشت. «کم گوی و گزیده گوی چون در.» هیچ‌گاه نشده است شاغلام مربیان یا بازیکنان تیم‌های حریفش را تخریب کند، در مواردی بوده است که او از سبک بازی حریفش انتقاد کرده است. از پنالتی‌های دود شده تیمش گلایه کرده است؛ اما این جمله را همیشه در انتهای انتقاداتش به حرف‌هایش سنجاق می‌کرده که: «البته تیم آنها هم خوب بود و خوب بازی کرد. این پیروزی را به تیم حریف تبریک می‌گویم.»

مجید جلالی: منتقدانی که می‌خواهند به او طعنه بزنند، به او می‌گویند مجید کامپیوتر! اما اتفاقا این طعنه منتقدانش نه‌تنها مشکلی برای او پیش نیاورد؛ بلکه باعث محبوبیت این مربی محجوب شده است. البته مجید جلالی آنقدر‌ها هم که فکر می‌کنیم صبور نیست؛ ولی وقتی در اوج عصبانیت است، کاملا مسلط به خود و آرام و شمرده دلایل عصبانیتش را عنوان می‌کند. مثالش را باید برگردید به دوره دوم لیگ برتر؛ زمانی که جلالی سرمربی تیم پاس بود و این تیم در کورس قهرمانی با تیم استقلال می‌جنگید. در 3 بازی مانده با پایان لیگ پنالتی تیم پاس در دقیقه 90 برای این تیم از سوی داور آن بازی (رحیمی‌مقدم) دیده نشد تا جلالی بعد از مسابقه و در حالی که عصبانیت از چهره‌اش می‌بارید، رو به دوربین‌های تلویزیونی آن جمله معروفش را گفت: «آقای رحیمی‌مقدم اگر پاس قهرمان نشود، شما را هیچ‌گاه نمی‌بخشم!» پاس همان سال قهرمان شد. مجید جلالی هم رحیم رحیمی‌مقدم را بخشید! اما چیزی که مشهود و البته تازه بود، این نکته بود که در کلمات جلالی نه توهینی بود، نه تهمتی و نه الفاظ رکیک و زشتی که دوربین‌های تلویزیونی بخواهند لب‌های جلالی را شطرنجی کنند!

بازیکنان: قرار نیست برای این که از نوع ادبیات خوبی برخوردار باشید، حتما انشایتان خوب باشد. اصلا نمره انشا در دوران تحصیل برای داشتن ادبیات خوب ملاک نیست. شما ممکن است اصلا رشته‌تان ریاضی باشد؛ اما بتوانید با نوع گفتارتان، دل خیلی‌ها را ببرید ولی منظورمان دل هوادارانتان است، البته اگر داشته باشید. از میان بازیکنان خوش‌صحبت (که شاید بتوانیم معادلی برای همان ادبیات خوب استفاده کنیم) می‌توانیم به مهدی مهدوی‌کیا اشاره کنیم. مهدی از همان دورانی که در تیم بانک ملی در زیر گروه جام آزادگان و زیر نظر علی دوستی کار می‌کرد، به خوش‌رفتار بودن معروف بود. خوش‌اخلاق بودن یک بازیکن نسبت زیادی با تعداد کارت‌های زرد و قرمزی که در زمین فوتبال گرفته است، ندارد؛ بلکه نوع رفتار و گفتار او در بیرون از زمین برای ما مهم است. مهدوی‌کیا در پرسپولیس وقتی یک ستاره تمام‌عیار بود، هیچ‌گاه قابل مقایسه با ستاره‌های کنونی پرسپولیس نبود، البته او زیادی بچه مثبت بود؛ بدون حاشیه و کم‌حرف با قابلیت‌های بالای فنی. همین شد که وقتی او از پرسپولیس به آلمان رفت و سال‌ها در آنجا درخشید، خیلی‌ها یادشان رفت این بازیکن محبوب زمانی در تیم قرمزهای پایتخت توپ می‌زده است. وحید هاشمیان، کریم باقری و محمد خاکپور شاید نمونه‌های دیگری از این بازیکنان باشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها