آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
در بازی، آنها همیشه یک رئیس داشتند که هر سری یکی از بچهها به قید قرعه رئیس میشد. یکی از این دو پس شر و دیگری خیر بود . هر وقت که این پسر شرور رئیس میشد به همه بچهها زور میگفت و ظلم میکرد و هیچ کس دوست نداشت آن پسرک شرور رئیس شود.
یک روز از این روزها بچهها دور هم جمع شدند تا بازی کنند و قرعهکشی کردند و قرعه به نام آن پسر بد افتاد. بچهها یکصدا گفتند: نه... ما این قرعهکشی را قبول نداریم... ما نمیخواهیم او رئیس شود.... باید دوباره قرعهکشی کنیم.
پسرک خیلی لجش گرفت و ناراحت شد و گفت: چرا قبول ندارید. ما که هنوز بازی نکردیم... از کجا میدانید که من بدم؟
یکی از بچهها گفت: ما چند بار امتحان کردیم. تو وقتی مثل همه بازی میکنی بد نیستی، ولی عیب تو اینه که وقتی اسمت را رئیس میگذاریم عوض میشوی و گردنکلفتی میکنی... جر میزنی و دغلبازی درمیآوری... با بچههای قوی یار میشوی و حق ضعیفها را پامال میکنی... دستور میدهی و دعوا راه میاندازی و آن وقت صدای پدر و مادرهایمان را درمیآوری... ولی ما میخواهیم امروز راحت و بیسر و صدا با هم بازی کنیم و همه باهم برابر و برادر باشیم... به این دلیل دوباره باید قرعهکشی کنیم.این بود که دوباره قرعهکشی کردند و این بار قرعه به نام پسر خوبی که همیشه خیر بود درآمد و بچهها ذوق کردند و از شوق فریاد کشیدند و خوشحالی کردند چون که آن پسرک خیلی مهربان و عادل بود و همه در بازی راحت بودند.
ولی از آن به بعد پسرک شرور یاد گرفت که شرارت و بدجنسی را کنار بگذارد تا همه او را نیز مثل پسرک عادل و مهربان دوست داشته باشند.
گلنوشا صحرانورد
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....