در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حافظ شیراز در انتقاد از وحشی گری اسکندر و خشونت نیروهایش و در اشاره به زندان او در یزد گفته است که:
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت - رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم
گفته اند که منظور حافظ از «ملک سلیمان» پاسارگاد ، در 130 کیلومتری شمال شیراز بارگاه کورش کبیر بنیان گذار سلسله هخامنشی است که این سلسله را در 550 قبل از میلاد مسیح (ع) در ایران بنا نهاد.
زندان اسکندر در یزد در دوره اسلامی به مدرسه تبدیل و اکنون به مدرسه ضیاییه مشهور شده است.تا پیش از ورود تازیان یا اعراب به ایران، مردم یزد مانند دیگر مناطق میهنمان به آیین زرتشت عقیده داشتند و مطابق آن، خدای یگانه را پرستش می کردند.
در دوره اسلامی بخصوص عصر زرین فرهنگ ایران یعنی سده های سوم تا ششم هجری در سطح مناطق مختلف کشورمان از جمله یزد مدارسی ساخته شد که مدرسه ی ضیاییه یکی از قدیمی ترین آن ها است.
زندان اسکندر را ضیاالدین حسین پسر شرف الدین علی یزدی در سده های ششم و هفتم هجری به مدرسه تبدیل و آن را تکمیل کرده است. گنبد زیبا و بلند این بنا از خشت خام بوده که در سال های گذشته تعمیر و نماسازی شده اما از خطوط کوفی داخل آن اثر چندانی باقی نمانده است.
شبستان مدرسه دارای محراب بوده و اطراف صحن آن، رواق ها و اتاق هایی و نیز در بالای آن بادگیری زیبا ساخته شده است که همچنان خودنمایی می کند. وسط صحن مدرسه همان چاهی قرار دارد که اسکندر در قعر و اطراف آن زندان برای شاهزادگان و فرماندهان هخامنشی ساخته بود.
مدرسه ضیاییه که نمایانگر گوشه ای از تاریخ و فرهنگ ایران است متعلق به قرن ششم و هفتم هجری بوده و در جوار مجموعه های تاریخی و بافت قدیمی یزد واقع شده است. ایرانیان عصر زرین فرهنگ ایران با تکیه بر خرد، زندان را به مدرسه و اقوام نافرهیخته متجاوز مانند مقدونی ها، ترک ها ، مغولان یا تاتارها و افغان را به اقوام فرهیخته تبدیل کرده اند.
پژوهشگران و تاریخ نویسان، تاریخ سکونت انسان در خطه یزد را هزاره سوم پیش از میلاد دانسته اند به طوری که در عهد پیشدادیان ، قبیله ها و طایفه های در حال کوچ از بلخ به پارس ، این خطه را «یزدان» نامیدند و از آن زمان به بعد ، یزد محل عبادت یزدان شد. مطابق تحقیق واژه شناسان، یزد به معنای پاک و یزدگرد به معنای داده خداوندی است. در دوره اسلامی ، شهر یزد را دارالعباده نامیدند.
از ابتدا خطه یزد جزو ایالت پارس بوده و بزرگ ترین ناحیه این ایالت به حساب می آمده است. این ناحیه همواره در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان از راه های معتبر و امن، موسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است.
در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان برای جلوگیری از هجوم بیگانگان ، دژها، راهدارخانه ها و چاپارخانه های متعدد در یزد احداث شد که افزون بر عملکرد نظامی و تجاری ، از آن ها به عنوان بارانداز کاروان ها نیز استفاده می شده است. در این دوره ها کشاورزی، دامداری، نساجی و صنایع دستی در یزد رواج داشته و بازارهایی مناسب برای داد و ستد و مبادله ی کالا نیز به وجود آمده بود.
یزد در زمان خلیفه سوم به دست پسرش سعید بن عثمان اشغال شد و دو قبیله از اعراب را در آن اسکان دادند و بر آن مسلط کردند. تا پایان دوره امویان ، اعراب انواع مالیات را از مردم شهر یزد می گرفتند و به مرکز خلافت می فرستادند. در زمان عباسیان ، «محمد زمجی» از طرف ابومسلم خراسانی عهده دار حکومت یزد شد و در روزگار و حاکمیت آل بویه تا زمان عضدالدوله دیلمی یزد تابع حکومت ایالت پارس بود.
از قرن دوم تا هفتم هجری همزمان با احیای حکومت های ایرانی ( طاهریان، صفاریان، سامانیان، علویان، بوییان ، دیلمیان، اتابکان و خاندان مظفر) که آزادی ، امنیت و آرامشی نسبی در ایران زمین برقرار شد، در منطقه یزد رشد مناسب نیروهای تولیدی ، رونق تجارت، احداث و حفر قنات یا کاریز و نهر آبیاری و توسعه زمین های کشاورزی و باغ ها رواج یافت.
در این دوره، مسجدها (مانند مسجد جامع کبیر)، مدرسه ها (مانند مدرسه ضیاییه)، کتابخانه ها، محله های جدید، برج و بارو و یک حصار با چهار دروازه بر گرد یزد ساخته شد که هنوز پابرجا بوده و مورد توجه گردشگران و ایرانگردان است.
برخی از این طرح های توسعه ای و آبادانی به وسیله آل مظفر که یکی از خاندان های قدرتمند ناحیه یزد بودند، صورت گرفت. در زمان آن ها، بویژه شاه یحیی مراکز علمی و کانون های فرهنگی و هنری در یزد از جمله هنر معماری ، کاشیکاری و صنعت نساجی شکوفا شد. مسجد جامع یزد، خانقاه سید رکن الدین ، میدان وقت الساعه، رصد خانه و مدرسه ی مظفریه از جمله آثار دوران حکومت خاندان مظفر است که از آنها دیدن کردیم.
ادامه دارد....
حسن سلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: