در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میگفتند: از این ادارات، بویژه راهنمایی و رانندگی، به وسیله بازی با تابلوها و قوانین ید طولاتری یافته، اما باور نمیکردیم.
میگفتند: افسرانی، فقط در حال پر کردن برگههای جریمهاند، بیآنکه تخلفی واقعا رخ داده باشد و صف اعتراض رانندگان گرفتار، گاهی طولانی است، باور نمیکردیم.
میگفتند: کسی سالها از فلان شهر خارج نشده، جریمه همراه با دیرکرد و مبلغ دوبرابری فلان تخلفاتش در بهمان شهرها به دستش رسیده، باور نمیکردیم.
میگفتند: مسوولان برخی ادارات تصور میکنند تعداد زیادی از همین مردم گرفتار، عطای پرداخت جرایم یا اشتباهات را به لقای اعتراض و اتلاف وقت خود در پیچ و خم و شلوغی دوایر ترجیح میدهند و از این رو، مبالغی از همین طریق به خزانه مربوط واریز خواهد شد، اما باور نمیکردیم.
میگفتند: صرفنظر از خیابانهایی که امروز دوطرفهاند و فردا یکطرفه و هفتهای دیگر از آن طرف دیگر! قوانینی که امروز سفت و سخت، اجرا میشوند و فردا به فراموشی سپرده میشوند، ابتدای همین سال نو را که خاطرتان هست؟ مگر در حالی که هنوز بخشی از برچسبهای ورود به محدوده طرح تحویل صاحبانش نشده بود، خودروهای همین مردم را متوقف یا جریمه نکردند؟ درست است که مسوولان راهنمایی و رانندگی فرمودند جریمههای فوق باطل خواهد شد، ولی وقتی رفتید و دیدید باطل نشده و باید برای جلوگیری از هدر رفتن بیشتر وقتتان، دست به جیب ببرید؟... اما انگار از برخی شواهد، چارهای جز باور کردن این برخی گفتهها نیست! مثال میخواهید؟ بفرمایید:
از ابتدای سال، تابلوهای توقف ممنوع در خیابان فردوسی، حدفاصل کوشک مصری تا سرهنگ سخایی در اقدامی مناسب برچیده شده. بهبه! ولی گویا روی شیشه خودروهای متوقف در این محدوده همچنان به روال سابق برگههای جریمه راهنمایی و رانندگی چسبانده میشود! جالب است که گاهی ماموران محترم، در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر بر سر وقت همین رانندگان درگیر با سرعت زندگی و کمبود وقت در پایتخت، سعی در واریز مبالغ بیشتری به جیب و خزانه اداره متبوع دارند!
راننده یک خودروی متوقف در همین محل میگوید: اولین بار هر چه به دور و بر نگاه کردم تابلوی توقف ممنوعی ندیدم، اما به سبب دوری از درگیر شدن در بروکراسی و پیچاپیچ اداری، مبلغ 7000 تومانی مورد نظر را قبل از پایان یافتن مهلت یکماهه پرداخت کردم و هنوز هم آرزو میکنم عملیات بانکی مربوط اعمال شده باشد تا مجبور نباشم بار دیگر به همین درد دچار شوم، اما چندی بعد، نه یک جریمه، بلکه 2 برگه جریمه در یک تاریخ و برای همان به اصطلاح تخلف را زیر برفپاککن شیشه خودرو خود دیدم!
در عین ناباوری برای دریافت توضیحی از باب اشتباه احتمالی خودم به مامورانی مراجعه کردم که کمی جلوتر، موتورسواران را کنترل میکردند، اما جواب آنها فقط این بود: «نگران نباش. از این 2 برگه فقط یکی اعمال میشود.»
توضیح دادم: «ولی در این قسمت همچنان که میگویید تابلو ممنوعیت توقفی نیست». فرمودند: «بله ولی اگر اعتراض داری باید به منطقه 12 مراجعه کنی!»
گویا باید بعضی بازیها با تابلوها و قوانین را باور کرد!
زهرا عرب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: