کشاورزان خرده پا با تعاونی های روستایی جان می گیرند

مفهوم سیاست توسعه کشاورزی کشاورز محور، بر یک قضیه ساده ، اما مهم استوار است . توسعه واقعی در درجه اول نه در زمینه اقتصاد و اهداف تولیدی ؛ بلکه در زمینه توسعه مردم ، بالا بردن منزلت آنها به عنوان انسان و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی آنها رخ می دهد.
کد خبر: ۲۴۸۸۰
نتیجه این سخن آن است که هر راهبردی که در تعقیب چنین اهدافی به کار گرفته شود، باید بر افزایش مهارت ها، آرمان ها، اعتماد به نفس افراد و بر توان آنها در ایجاد و کنترل موسساتی تاکید کند که بتوانند از طریق آن به اهداف توسعه که خودشان تعیین کرده اند دست یابند. تا جایی که به بخش روستایی مربوط می شود، این امر به معنای تاکید بر نیازهای یکایک کشاورزان و خانواده هایشان و نیز تاکید بر راههایی است که آنان می توانند تاحدی که مایل اند برای منافع مشترک و متقابل به طور جمعی و کارآمد عمل کنند. توسعه کشاورز محور درصدد است تا حمایت ، تعهد و مشارکت کشاورزان دخیل در فرآیند بهبود زندگی را جلب کند، آنان را نسبت به یافتن و به کارگیری راه حل هایی برای مشکلاتی که خود آن را احساس کرده اند، توانا سازد و از بیشترین مزایای ممکن حاصل از نتایج تلاشهای آنان برای توسعه بهره گیرد. برای تحقق این امر، ضروری است که کشاورزان بیشترین کنترل ممکن را بر محیط اقتصادی که به عنوان تولیدکنندگان اولیه در آن عمل می کنند، به دست آورند. این کنترل ، علاوه بر مهارت های فنی و مساعدت هایی که به عنوان کشاورزان منفرد بدان نیازمندند، شامل سازماندهی و مدیریت واحدهای شغلی مستقل نیز می شود. این واحدها، حمایت های اساسی را از فعالیت های تولیدی آنان به عمل می آورند.

حرفه کشاورزی

یک کشاورز برای رونق بخشیدن به کار خود و حتی ادامه حیات باید مقادیر کافی پول ، زمان ، انرژی و تجربه را به کار گیرد تا از زمین خویش محصولی تولید کند که ارزش آن در بازار دست کم سودی منطقی را برای سرمایه گذاری اش به دنبال داشته باشد. در کشورهای در حال توسعه بی تردید در شرایط معیشتی ، سود منطقی معمولا به معنای درآمدی است که زندگی خانواده کشاورز را از سالی به سال دیگر تامین می کند. در این فرآیند، او باید مجموعه ای از تصمیمات سرنوشت ساز را در مورد عملیات حرفه خویش اخذ کند. با در نظر گرفتن شرایطی که یا بر آنها کنترل محدودی دارد یا هیچ کنترلی ندارد (اقلیم ، آفات ، بیماری خودش یا دامهایش ، تقاضای بازار و غیره) و در مورد زارعان محصولات فصلی ، در فاصله طولانی بین زمان کاشت و برداشت ، خوراک و پوشاک خانواده اش را فراهم آورد. این وضعیتی کاملا آشناست که مسائل و دشواری های آن برای کشاورزان خرده پا و فقیر حادتر می شود. بویژه کشاورزان خرده پایی که در شرایط تولیدی بسیار حاشیه ای کار می کنند و یا با بازارهای نامطمئن سر و کار دارند. به لحاظ تاریخی ، این شرط ادامه حیات بوده است که حرفه کشاورزی خرده پا را طی قرون و در همه کشورها حفظ کرده است . بسیاری از مشکلات تلاش برای امرار معاش از زمین در کشورهای در حال توسعه طی دهه های گذشته در قرن بیستم ، مدتهای مدیدی همراه بشر بوده است . دست کم برخی از راه حل ها برای تخفیف یا حتی حل این مشکلات یا به عبارت دقیق تر، بهترین راه حل ها (در اثر آزمون و خطا) در چارچوب دانش و تجارب موجود نیز از دیرباز مطرح بوده اند. یافتن و به کارگیری چنین راه حل هایی برای مشکلات کشاورزان خرده پا به گونه ای که متناسب با شرایط و اوضاع و احوال کار آنان باشد همچنان یکی از دلمشغولی های حیاتی در جهان در حال توسعه است . بویژه در جایی که توان تولید و فروش چیزی شبیه انتخاب میان بی نیازی محض و گرسنگی محض برای هر یک از کشاورزان است و نیز هنگامی که نقش کشاورزان خرده پا در اقتصاد ملی برای ثبات و رفاه کل کشور، سرنوشت ساز است . حرفه کشاورزی با 2مشکل بسیار مرتبط، ولی مجزا روبه روست ؛ مشکل اول مربوط است به جنبه های فنی تولید (مهارت های کشاورزی ، زراعت و دامپروری ) مشکل دیگر در بردارنده کارکردها و خدماتی است که برای تسهیل فرآیند تولید مورد نیاز هستند. بدین منظور که بتوان به استانداردهای بهتر تولید دست یافت و بهترین بازدهی ممکن را به دست آورد. تمایزی که بدین نحو برقرار می شود تا حدودی کاذب است ؛ ولی به دلیل شرایطی که کشاورزان خرده پا در آن فعالیت می کنند، برای اهداف این بحث مفید است . کشاورز روی زمین کار می کند، درباره محصولاتش تصمیم می گیرد و از احشام مراقبت می کند. او برای این که این کارها را با یک انتظار منطقی از کسب موفقیت انجام دهد، لازم است که به تسهیلات دیگری از جمله اعتبار، لوازم کشاورزی و بازار دسترسی داشته باشد. او برای به دست آوردن این تسهیلات ناگزیر از مراجعه به سایر کارگزاری هاست . بدین منظور که امکاناتی را بیاید که متناسب با نیازها و شرایطش باشند، حامی تلاشهای فردی او باشند، به آسانی و همواره در دسترس باشند، سازماندهی کارآمدی داشته باشند و از هزینه منصفانه ای برخوردار باشند.

خدمات برای کشاورزان خرده پا

این مقاله درباره خود فرآیند تولید نیست ؛ بلکه به سازماندهی و عرضه خدمات مورد نیاز کشاورزان خرده پا بویژه کاربرد فنون سازماندهی تعاونی ها به منظور ارائه خدمات در زمینه اعتبار، عرضه و بازاریابی مربوط می شود. در ورود به این بحث باید تکرار و تاکید کنیم که کشاورز خرده پا در کشورهای در حال توسعه ، همچون هر کشاورز دیگر، صرف نظر از میزان سادگی عملیاتش در یک واحد تجاری به کاری مشغول است . او مانند هر تاجر دیگری باید به سرمایه گذاری و مدیریت منابع بپردازد و چنانچه بخواهد موفق باشد، باید ارزش سودی که کسب می کند، بیش از نهاده باشد. به گونه ای که هر سال مقداری سود برای سرمایه گذاری در راه بهبود وضعیت مزرعه باقی بماند. با توجه به این که فرآیند تولید، ترکیبی از کار سخت و حتی طاقت فرسا با مهارت های زراعی است ، زراعت موفقیت آمیز در گرو خدمات ضروری است و نیز به مجموعه ای کلی از تصمیم های شغلی وابسته است که باید با توجه به کاربری و سازماندهی آنها اخذ شود. البته کشاورزان معیشتی مشکلات بسیار ویژه ای دارند که ناشی از کمبود منابع و فقر آنهاست . با وجود این ، استفاده احسن از منابع موجود برای ادامه حیات آنها ضروری است . یکی از بحث های اصلی که در حمایت از سازمان های تعاونی در کشاورزی می شود این است که آنها مستقیما یکایک کشاورزان را در فرآیند تصمیم گیری دخالت می دهند و بدین روی تضمین می کنند که تسهیلات فراهم شده ، با نیازها و شرایط خاص آنان متناسب باشد. در عین حال ، همان گونه که موفقیت هر کشاورز به تلاشهای جسمانی ، مهارت های زراعی و روش او برای مدیریت منابع بستگی دارد، کارآیی تجاری یک تعاونی یا هر سازمان دیگری که کشاورز ممکن است عضو آن باشد، در ارضا کردن نیازهای او بسیار حائز اهمیت است . این بحث تا آنجا که به تولید مربوط می شود، به سازماندهی و ارائه خدمات (بویژه اعتبار، عرضه و بازاریابی) به کشاورزان منفرد که مستقلا کار می کنند، محدود می شود و فعالیت های زراعی مشترک یا دستجمعی را مدنظر قرار نمی دهد؛ البته نه به دلایل ایدئولوژیکی ، بلکه تنها به این دلیل که در کشورهای در حال توسعه ، روش انفرادی تا حد زیادی رایج ترین روش تولید است و زراعت دستجمعی ضرورتا در یک ساختار سازمانی کاملا متفاوت عمل می کند.

راهبرد توسعه

توجه به سازماندهی خدمات مورد نیاز کشاورزان خرده پا به شیوه تعاونی به منظور تسهیل فعالیت های مولد آنان ، ضرورتا باید در بافت گسترده تر فرآیند توسعه اجتماعات و نظامهای اقتصادی روستایی صورت گیرد. بنابراین خوب است که چارچوب ارزشها و نگرشها به سوی توسعه و نقشی که تعاونی ها می توانند ایفا کنند، سوق داده شود. در چنین چارچوبی است که مباحثات ما صورت می پذیرد. باید بتوانیم نقش اساسی تعاونی ها را از نظر فلسفی و نیز به لحاظ اقتصادی و کاربردی توجیه کنیم . این رویکرد می تواند پس زمینه ایدئولوژیکی برای توجه به واقعیت های عملی سازماندهی فعالیت تعاونی و به عنوان بخشی از فرآیند توسعه باشد که به شرح زیر خلاصه می شود:

رشد

توسعه با رشد در ارتباط است ؛ رشد منابع اقتصادی و رشد تولید؛ اما آنچه مهمتر است عبارت از بهبود وضعیت زندگی ، افزایش اعتماد به نفس ، مهارت ها و توانایی های افراد و اجتماعات آنها. توسعه واقعی فرآیندی است که از طریق آن ، افراد توان خویش را برای به دست گرفتن کنترل شرایط زندگی خویش و برای بهبود مستمر این شرایط، هم برای خودشان و هم برای نسلهای آینده افزایش می دهند.

ثروت

توسعه همچنین با ایجاد ثروت و نظامهای بهره گیری از ثروتهای جدید و توزیع آن در ارتباط است . برای تداوم بخشیدن به توسعه ، این نظامها باید پاداش و انگیزه کافی برای تولیدکنندگان روستایی فراهم کنند، توزیع عادلانه را تضمین نمایند، سطح معقولی از سرمایه گذاری مجدد را در اقتصاد روستا تامین کنند و محیطی کارآمد را به لحاظ امنیت و پایداری فراهم سازند. به عبارت دیگر، این نظامها باید به لحاظ کاربردی منصفانه و عادلانه و معقول و نیز کارآمد باشند.

فعالیت تعاونی

توسعه اعم از اقتصادی و اجتماعی ، وضعیتی است که در آن فرآیندهای چندی به طور همزمان و در چارچوب یک طرح برنامه ریزی شده برای تغییر روی می دهد. در این طرح ، ایجاد و تحکیم یک زیرساخت نهادی که نمایانگر و پاسخگوی نیازها و آرمان های مردم و اجتماع آنان باشد، اهمیت زیادی دارد. نهادهای تعاونی چنانچه کارآمد باشند، از توان پایداری برای ایفای یک نقش هدایتگرانه و مهم در فرآیند توسعه اجتماعات روستایی و اقتصاد روستایی برخوردارند. تعاونی ها به عنوان موسسات بازرگانی خودگردان که توانایی ایجاد تغییر و رشد را دارند، حاکی از وجود رهیافتی خوشبینانه ولی واقعگرایانه درباره توسعه هستند؛ ولی این تنها در صورتی است که آنها، هم از نظر اصول تعاونی و هم از لحاظ اصول تجاری ، کارآمد باشند. پایبندی به اصول تعاونی ، کارایی ، مدیریت صحیح و دارا بودن پایگاه اجتماعی پیش شرطهای بنیادینی هستند برای این که تعاونی ها بتوانند به طور موثر به مثابه کارگزاران توسعه اقتصادی و اجتماعی عمل کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها