در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از این رو، به خون تازهای نیاز داشت و این بیانگر این بود که فصل خوبی در راه است. احساس نیاز بخشی از سینما به آثار اقتباس روز به روز عینیتر شد تا آنجا که کار از نو آغاز شد و آثار برجسته ادبیات جهان با نگاه بصری سینما به تصویر کشیده شدند و بهره کهن ادبیات را صدچندان کردند و حتی نقاط کور و خاکستری در زیر متنها را به منظر دید مخاطبان کشاندند.
اینک زمانی است که میتوان به جرات با حفظ تمامیت سینما، اقتباسهای موفقی را به عمل درآورد، حالا میتوان از ادبیات و قصههای کهن و شاید فرازی از یک شعر قدیمی و حتی از یک تابلوی نقاشی اقتباس و الهام گرفت. این شیوه کار نه فقط کمک به بازخوانی ادبیات است بلکه میتواند پلی باشد تا سینما با جوهره و غنای بیشتری با علاقهمندانش پیوند ایجاد کند و حتی این مددرسانی توانسته دوطرفه هم باشد، زیرا از برکت برخورد سینما و ادبیات در دنیای امروز، دیگر این گونه نیست که یک نویسنده رمان در بند توصیفهای مطول بماند و بلکه با زایش یکبعدی بصری، کلمات داستان همچون شاتهای سینمایی و جملات و پاراگرافها همچون پلان و صحنه دیده شوند و به نوعی تدوین درونی هم برسند.
از شمار کارهایی که توانسته به وامگیری خوب سینما از ادبیات بها بدهد، مجموعه برنامهای تلویزیونی است با نام «سینما اقتباس» که مدتی است این کار ترکیبی را یکشنبه شبها از شبکه 4 سیما مشاهده میکنیم؛ برنامهای که با تهیه و کار علی سلیمانی توفیق داشته و با یک کار گروهی منسجم و کوشا به اهداف برنامهای خود رسیده است. پورعلم مجری کارشناس برنامه، هدایتزاده با برنامهریزی و انتخاب آثار و حسینی زاد مجری طرح و هماهنگی کارها، افرادی هستند که تاکنون توانستهاند طراوت برنامه را حفظ کنند تا از آسیبهای جدی این گونه مجموعهها همچون افت و در جا زدن در قسمتهای میانی در امان بمانند.
باری یکشنبهشب این هفته سینما اقتباس فیلمی را برای نمایش برگزید که از چند زاویه واجد شرایط مناسبی برای پخش بود. نام اثر «گوژپشت» به کارگردانی فیلیپ دوبروکا است، این اثر با روایتی روان از رماننویس قرن 19 به نام «پل فوال» داستانی متنوع و جذاب را به علاقهمندان سینمای فرانسه در سال 1997 میلادی پیشکش کرد؛ هرچند این رمان در سال 1857 میلادی نوشته شد و در پاورقیهای جراید پاریس برای اولین بار منتشر شد، اما در حقیقت حکایتگر دورهای از تاریخ اشرافی و طبقاتی فرانسه است که به اواخر قرن 17 میلادی مربوط میشود. زمانهای که روزگار حکمرانی دوکها و رقابت درونی آنان بر سر تصاحب قدرت و بهرهکشی از طبقه محروم و تهیدست پاریس است که در فیلم به مردمانی تشبیه شده که در خرابهها و زیر پلها زندگی را گذران میکنند.
2 تن از دوکهای سلطنتی بر سر ازدواج با یک دوشس رقابت سخت و خونینی را آغاز میکنند و در این میان، یک معرکهگیر از لایههای فقیر مردم که حتی پیش از برخورد با دوک، نامی برخود نداشته از دوکها فراتر میرود و انسانیتر از آنان عمل میکند و در ایفای مسوولیت پدرخواندگی نسبت به دختر رها شده دوک مقتول، سنگ تمام میگذارد و او را دور از چشم دربار بزرگ میکند تا دختر با خصلتی همچون اهالی کوچه و خیابان به بلوغ برسد و ظریفتر آن که مهارت شمشیر بازی را از پدرخوانده معرکهگیر فرا بگیرد هر چند او نیز از پدر واقعی دختر این فن را آموخته است.
در نهایت این دختر به کمک مرد بینام و نشان، وارث دارایی پدر مقتول خود میشود و دوک غاصب به دست شوالیه معرکهگیر در کاخ کشته میشود. فیلم توانسته بر خلاف ریتم کند اینگونه آثار کهن، با ضرباهنگی روان قصه خود را تعریف کند و حتی در دیالوگنویسی تنها به گفتگوهای کوتاه و عمیقی بسنده کند که نمونهوار میتوان به این چند گفتار اشاره کرد: پاریسیها همهجا میخندند جز در اجراهای کمدی! یا دوک در پنهان کردن احساسات خود نسبت به دوشس کلامش را میبرد و میگوید: طوری تربیت نشدم که احساساتم را آشکار کنم یا در توصیف مرگ یک به اصطلاح نجیبزاده در دربار گفته میشود: زندگی مسخره، مرگ مسخره او همینگونه روی سنگفرشهای خیابان افتاده بود!
فیلم در اجرا با فضاسازیهای تاریخی خود و نورپردازی موضعی در تالارها و اتاقها از چشماندازهای زیبای طبیعت بکر غافل نمانده و برخی وقایع کلیدی ماجرای فیلم را در همین مسیرهای چشمنواز رقم زده است.
همچنین در انتخاب بازیگران، فیلمساز قوی عمل کرده است بویژه دانیل اتوال در نقش معرکهگیر و مری گیلیان در نقش اورور دختر دوک دونور توانستهاند بازیهای ماندگاری از خود به جا گذارند. بر همین اساس میتوان به صحنههای گیرای فیلم نگاهی افکند از جمله صحنه تکان هنده قتل عام مهمانان جشن ازدواج دوک در نمای باز و شمع آجین شدن چهره یک مهمان مرده در نمای بسته که بسیار ماهرانه طراحی شده است.
گوژپشت توانست از جهات مختلفی کاندیدای جوایز جشنواره سزار فرانسه شود و بویژه در صحنهپردازی جایزه اصلی را نصیب خود سازد. اما به تقدیر این کار با آثار برجسته و موفق سینما پیوند میخورد و دیدن آن برای سینما دوستان مغتنم است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: