در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گربه:موشموشیجون کجایی؟/داری عجب صفایی/ وقتی تو رو میخورم/ رَسَم به یک نوایی
موش: (وحشتزده) وای... وای...
گربه: منو که خوب میشناسی؟ به من میگن گربه زبر و زرنگ. بچهها منو پیشی صدا میکنن. خودت که خوب میدونی هر کجا که بری میگیرمت. بعدشم چه کارت میکنم؟
موش: خب معلوم گربهجان! منو میخوری.
گربه: خودتو لوس نکن. از سوراخ بیا بیرون که حسابی گرسنهام.
موش: آخه تو، گربه به این بزرگی دلت میاد منو که موش کوچولویی هستم بخوری؟
گربه: اتفاقا من از موشها خیلی خوشم میاد. برای همین هم اول نازشون میکنم، بعدشم گازشون میگیرم.
موش: وای...
گربه: خب حالا تا ده میشمرم. خودت بیا جلو تا بخورمت.
موش: باشه میام... لطفا چشماتو ببند تا من بیام بیرون (گربه خوشحال چشمهایش را میبندد و موش از فرصت استفاده کرده و فرار میکند)
پسربچه و گربه
قطعه زیر گفتگویی است که میان پسربچه و یک گربه رخ میدهد.
جملههای مربوط به پسربچه نوشته شده است. بنابراین کسی که این نقش را بازی میکند میتواند این جملهها را حفظ کند. اما جملههای مربوط به گربه نوشته نشده است. در واقع بازیگری که نقش گربه را بازی میکند بایست جملههایش را خودش خلق کند. او میتواند با استفاده از صداهای مشخص و محدود مثل میومیوی خفیف یا شدید منظور خود را برساند. این مساله به احساس بازیگری که نقش گربه را بازی میکند مربوط میشود و اینکه گربه چه میخواهد بگوید.
علی: پیشی، بیا اینجا میخوام بهت غذا بدم.
پیشی: میومیو
علی: میدونم که گرسنهای. بیا بخور
پیشی: (میومیو میکند و باسرعت مشغول خوردن میشود)
علی: خوشمزه است، نه؟
پیشی میومیو میکند و دستها و دهانش را میلیسد.
علی: میخوای یک کمی بازی کنیم؟
پیشی: میومیو میکند و با خوشحالی بالا و پایین میجهد.
علی: خیلیخب من این چوب را به طرفی پرتاب میکنم، بعد تو میری اونو میاری، چطوره؟
پیشی: فیف میکند
علی: از این بازی خوشت نمیاد. بیا توپبازی کنیم.
پیشی: «فیف و پو» میکند.
علی: حوصله این بازی رو هم نداری. خیلی خب بیا دوباره غذا بهت بدم.
پیشی با خوشحالی میومیو میکند و دنبال علی به راه میافتد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: