در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رحمت برادر رضوانه برای آن که وضعیت بحرانی زندگی خواهر و خواهرزادگانش و البته خود را بهبود بخشد، به دنبال راه چاره میگردد و برای همین تلاش میکند اسباب ازدواج گلبوته، دخترک نوجوان رضوانه را با پیرمردی به نام قدرت، که همسرش نازا است و از همینرو در پی تجدیدفراش است، فراهم آورد و از قبل آن، مادیانی را که به عنوان شیربهای عروس در نظر گرفته شده است به دست آورد و امورات معیشتی خود و خواهرش را سامان دهد. اما این روند با مخالفت رضوانه و مقاومت گلبوته مواجه میشود با این حال پس از فراز و نشیبهایی، سر آخر این وصلت سر میگیرد و دخترک به قیمت بهبودی موقعیت زندگی اعضای خانوادهاش راهی خانه بختی میشود که صاحبش پیرمردی هم سن پدربزرگ اوست.
مادیان یکی از بحث برانگیزترین آثار سینمایی پس از انقلاب اسلامی است و اغلب منتقدان و نویسندگان سینمایی در مطالب خود آن را مثبت ارزیابی کردهاند. (حتی تهمینه میلانی هم در همان سالها با این که منتقد نبود، نقدی ستایش آمیز را در ماهنامه فیلم برای این اثر نگاشت) البته این نکته که بسیاری از مخاطبان احساس میکردند پایان فیلم چندان منطقی به نظر نمیرسد و احتمالا به دلیل برخی تحمیلها صورت گرفته است در اغلب این نقدها نوشته شده بود. گفته میشود در قصه اصلی این فیلم، پایان اثر چنین رقم میخورد که رضوانه در حال انجام کارهای روزمره است که گلبوته در حالی که طفلی نوزاد را در آغوش دارد به اتفاق مادر شوهر و هوویش نزد مادر برمی گردد و فیلم با تصویر لبخندی تلخ از جانب دخترک به اتمام میرسد. این در حالی است که در نسخه به نمایش درآمده فیلم با اجتماع همه آدمها در خانه گلبوته تمام میشود و دخترک لبخندی رضایتبخش به لب دارد. البته سیدمحمد بهشتی مدیر عامل وقت بنیاد سینمایی فارابی بحث ممیزی و پایان الصاقی و تحمیلی را در مورد این فیلم نفی میکند و در گفتگویی که با عوامل سازنده فیلمی مستند درباره مادیان (از سری جدید برنامه سریالی مستند یک فیلم یک تجربه که هم اکنون در حال پخش از شبکه چهارم سیما به تهیه کنندگی ناهید دلآگاه است؛ مستند مادیان ساخته پوریا رفیعی است که در جایی علت ساخت این اثر را چنین عنوان کرده بود: «اولین چیزی که مرا به ساخت مستندی درباره این فیلم تشویق کرد تیتری بود دریکی از روزنامهها با عنوان «جوانمرگی هنری» و این مساله را مطرح میکرد که چرا فیلمسازی مثل ژکان یک فیلم خوب میسازد و دیگر تمام میشود» این نکته را مطرح کرده که بین فیلمنامهای که ژکان به فارابی داد و فیلمی که از روی آن ساخته شد تفاوتی وجود نداشته و موارد ادعایی مربوط به این تغییرات صحت ندارد. فیلم مادیان که در چهارمین جشنواره فیلم فجر در سال 1364 برای اولین بار به نمایش درآمد و یک سال بعد هم در اکران عمومی 3 میلیون و 794هزار و 603 تومان فروش کرد. این فیلم که در رایگیری از منتقدان فیلم رتبه اول را به دست آورد (به عنوان بهترین فیلم اکران شده در سال 1365)، بنا به ماهیت اقتباسش از رویدادهای واقعی و مستند روی داده در نواحی روستایی مربوطه روستای بورخانی ؛ واقع در استان مازندران که بین شیرگاه و قائم شهر واقع شده است ابتدا قرار بود با صدای سرصحنه صدابرداری و فیلمبرداری شود ولی این نیت محقق نشد و در عوض اغلب بازیگران مانند روال متداول آن سالها (در دهه شصت برخلاف اکنون بیشتر فیلمها دوبله میشد و به ندرت صدابرداری سرصحنه انجام میگرفت) در اتاق دوبله به جای خودشان صحبت کردند.
علی ژکان اگرچه قبل از مادیان سابقه فیلمسازی نداشت ولی به سینما علاقهمند و در آن فعال بود. او تا قبل از سال 1347 به عنوان هنرور در فیلمها ایفای نقش میکرد ولی فضای نه چندان سالم سینمای دوران پهلوی، او را برانگیخت تا از این موقعیت فاصله بگیرد و در عوض به عنوان هنرجوی بازیگری با گروه هنر ملی وزارت فرهنگ و هنر وقت ارتباط برقرار کند و با سماجت و اصرار به شکل مستمع آزاد در کلاسهای مربوطه شرکت کند. پس از گذراندن دورهای شش ماهه توانست قبول شود و مدرک بگیرد و به موازات این موفقیت هم هراز چندگاهی سراغ حوزههای نمایشی میرفت و توانست حتی در چند تئاتر مانند قصه حریر و ماهیگیر، آن که گفت آری و آن که گفت نه، سگی در خرمن جا، استثناء و قاعده، تاماروزها و در جنگل بازی کند و این روند، او را مجددا به سمت سینما و نقشهای جدیتر در دنیای فیلم سوق داد؛ اما به دلیل چهره خاص و به اصطلاح اروپایی که در رنگ مو وچشم و ابرو داشت از حضورش استقبال چندانی نشد (آن دوران، دوران سیطره تیپ و شمایلهای سنتی ایرانی برای بازیگران مرد بود) و در معدود آثاری مانند فیلم جاده ساخته ذوالریاستین و نیز مجموعههای تلویزیونی دلیران تنگستان، سمک عیار و افسانههای کهن توانست نقشهایی کوچک و بزرگ به دست آورد. اما در این حین بزرگ ترین دلمشغولی ژکان نه بازیگری که بحث فیلمنامهنویسی و کارگردانی بود و از همین رو در این سالها چند فیلمنامه نیز نوشت که یکی از مهم ترین آنها طرحی برای یک سریال به نام سربداران بود. طرح او توسط مدیران تلویزیون در سالهای قبل از انقلاب (سال 1356) مردود اعلام شد، اما پس از انقلاب از جانب مسوولان تلویزیون با او تماس گرفته شد و برای کار روی این طرح اعلام تمایل و آمادگی شد و البته از آن جا که قبلا توسط افرادی مانند محمدعلی نجفی و فخرالدین انوار مشابه این مضمون در حسینیه ارشاد و با حمایت مرحوم دکتر علی شریعتی روی سن رفته بود به ژکان پیشنهاد شد بابت اجرای فیلمنامهاش به محمدعلی نجفی مراجعه کند. همکاری ژکان و نجفی اگرچه بر اساس فیلمنامه ژکان شکل نگرفت و سریال سربداران بر مبنای فیلمنامه مرحوم کیهان رهگذر ساخته شد اما ژکان در این سریال به عنوان دستیار کارگردان مشغول به کار شد و همین مقدمه و پیشزمینهای بود تا او به عنوان فیلمساز بتواند انگیزههای جدیتری را در سینما دنبال کند. (اتفاقا بسیاری از عوامل فیلم مادیان هم از پروژه سربداران راه پیدا کرده بودند: سوسن تسلیمی، پرویز شاهینخو، فیروز بهجت محمدی، حسین محجوب و...) از این رو در ارتباط و برخورد و تجربیاتی که در خصوص ازدواجهای تحمیلی برخی نواحی روستایی شمال ایران در اثر فقر و فاقه داشت (داستان و شخصیت اصلی فیلم مادیان براساس زندگی زنی به نام سید رضوانه طالشی نوشته شده است و این زن هنوز در آن روستا زندگی میکند)، فیلمنامه مادیان را نوشت. خود او در این زمینه در گفتگویی گفته است:« من قبل از هر کاری با اندکی احساس و اندیشه یک کار سراغ پیدا کردن محل میروم. در سینما معمولا این کار بعد از طی کردن مراحلی صورت میگیرد ولی من ابتدا باید یک ظرفیت مکانی و یک کالبد فیزیکی برای کارم پیدا کنم. سایر مسائل با مخلوطی از شکافتن زندگی یک خانواده بیسرپرست و زن این خانواده (سیده رضوانه) و ذهنیت من ترکیب شد و فیلمنامه مادیان از کار در آمد. در سالهای 62 و 63 چون بخش خصوصی دوران ترس و سردرگمی خود را میگذرانید و تضمین برگشت سرمایه میخواست و قدرت ریسک سرمایهگذاری برای کارگردانهای جوان از خود نشان نمیداد نیاز به حضور نهادی که شهامت و ابتکار داشته باشد حس میشد که بنیاد فارابی تاسیس شد و حرکت خلاقانهاش منجر به معرفی چند کارگردان گردید و مادیان هم در این میان ساخته شد ( »گفتگوی پیروز کلانتری با علی ژکان در شماره 50 ماهنامه سینمایی فیلم.)
مادیان امتیازهای قابل توجهی دارد و جدا از مضمون انسانی و شریفی که در ارتباط با فقر مادی و فرهنگی که جبرهایی ناگوار را به زندگی بشر تحمیل میکنند مطرح بود و نیز بازیهایی که به شدت درونمایه اثر را باورپذیر ساخته بود، فضاسازی کار نیز توجهات فراوانی را به خود جلب میکرد. ژکان درباره این فضاسازی گفته است: «در خلق فضای مادیان سعی کردم با منطق دوبعدی کردن فضا و ایهام آن کار کنم، به نحوی که جنگل زیبای شمال علاوه بر زیباییهای واقعیاش نمایشگر قانون جنگل زندگی آدمهایش باشد یا طبیعت بارانی و سبز بعد زندگی خیس و گل و لای هستی آن آدمها را نشان دهد. سابقه شناختم از ده به سالیان دور بر میگردد و هرگز رابطهام را با آن قطع نکردهام. فیلمبردار نیز با دیدن مکانهای انتخاب شده در ده متوجه شد که قصد من تصویر کردن گل و لای زندگی آدمهای قصه است. با او توافق کردم که برای ارائه چنین فضایی عموما از لنزهای باز استفاده کنیم و در این میان از لنز 50 برای ارائه یک دید انسانی نسبت به فضا و آدمها بیشتر استفاده شد.»
ژکان در تداوم حرفه کارگردانیاش پس از این فیلم آثاری همچون دخترک کنار مرداب، سایه به سایه، عیسی میآید و چهره به چهره (که این آخری در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر نیز به نمایش درآمد) را ساخت، اما هیچ یک موفقیت و امتیازی را که مادیان برای او حاصل کرد به دست نیاوردند.
مهرزاد دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: