در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عمر 69 ساله رادیو در ایران را معمولا به دو بخش پیش و بعد از انقلاب تقسیم میکنیم. نیمه اول یک دوران 39 ساله ثابت است که چیزی بر آن نمیتوان افزود و چیزی از آن نمیتوان کاست، اما قضاوتها درباره آن با دورشدن از شرایط انقلابی به تدریج کارشناسانهتر، عمیقتر و مستندتر میشود.
اما نیمه دوم سال به سال کاملتر و سنگینتر میشود و ضمن مشخصتر شدن تصویر در اذهان اهل فن، امکان مقایسه منصفانهتر خود را با نیمه قبلی فراهم میکند.
39 سال اول، سالهای اقتباس و تقلید و پیروی از پیشینه رادیو در نقاط دیگر جهان است. اقتباس و پیروی در محدوده نگاهی حکومتی که جز تمرکزگرایی استبدادی و میل به مشغول داشتن مردم چیزی از خود ندارد و باقی همه، الگوها و روشهای دیکته شده است که از تنها شبکه موجود به مخاطبان القا میشود و علیرغم تلاشهای پراکنده و مستقل پارهای چهرههای هنرمند و اندیشمند، هرچه هست تلاش برای استحاله و سرگرم داشتن و خوشیهای کاذب دادن است.
رادیو در چنان فضایی، غالبا یک بوق بزرگ سیاسی است که از موضع عقل کل حرف میزند، القا نظر میکند، سلیقه میسازد و در جهت یکسانسازی فکرها و نظرها و سلایق و تخلیه روانی مردم نقش بلند گو و سوپاپ اطمینان را توامان ایفا میکند.
سپس با رسیدن به آستانه انقلاب، همان رادیو، که در عین پیروی از منویات مقامات، داعیه پیشگاهی و پیشرو بودن داشت، پیرو نبض جامعه میشود و نیم سال 57 را در التهاب سرشار از شگفتی سر میکند تا نوبت خفقان به پایان برسد و حکومت مردمان آغاز شود. نحلههای مختلف درون این کانون اصلی سخن پراکنی به اندیشه پراکنی و سلیقهسازی راه مییابند، به چالش مشغول میشوند، دوران تلاطم پس از انقلاب را سپری میکنند و به تدریج نسل تازهای از متولیان رادیو شکل میگیرند که با نیروهای مستقل پیش از انقلاب هماهنگی و رفاقتی شگفتانگیز دارند. چنین است که رادیو دوباره و این بار با قصد رادیو بودن یا رادیوشدن متولد میشود و میکوشد تا صرفا بوق نباشد. سوپاپ اطمینان یا القاگر سلیقهای واحد نباشد. تخدیر کننده نباشد. عقل کل نباشد، عملکرد و کار کرد مجلهای پیدا نکند و در سایه رابطهای پویا با شنوندگان که برقراری و حفظ آن بسیار سخت مینماید در عین مفرحسازی به غنیسازی اوقات فراغت مخاطب بپردازد، پاسخگوی تمام سلایق یا حداکثر قابل قبولی از آنها باشد و برای تامین رضایت همه طیفها در ارتقای توان و محتوی کارشناسی و توسعه توان فنی و افزایش تعداد شبکهها بکوشد تا پس از 30 سال هماکنون از یک شبکه به 20 شبکه برسد. این مرور شتابزده بر کارنامه دو دوره مستقل و متفاوت البته شاید متناسب با شرط انصاف نباشد و بیشک با مقتضای جمعبندی مورد انتظار در آستانه 70 سالگی رادیو در ایران سازگار نیست، اما میتواند بهانه و دعوتی باشد تا همه همکاران، کارشناسان و مخاطبان تیزبین مشارکت در تامین شرایط قضاوت منصفانه و تدارک کامل جشن 70 سالگی اهتمام بورزند. چنین مشارکت و اهتمامی البته و به یقین راهگشای تبدیل 70 سالگی به یک آغاز بزرگ یک نقطه عطف و یک مبدا جهش همهجانبه کیفی خواهد بود در حالی به پایان شصت و نهمین سال حیات رادیو در ایران میرسیم که یک دوره 15 ساله گسترش فنی و دگردیسی تکنولوژیک را نیز در رادیو پشت سر گذاردهایم و اینگونه جهشها و دگردیسیها تنها زمانی به افقهای مطلوب خود میرسید که از پشتوانه و حمایت کیفی برخوردار گردند و به تغییر و تحولی مثبت از دیدگاه عموم مخاطبان در چگونگی برقراری ارتباط، تامین زمینههای تعامل واقعی، غنیسازی اوقات، پاسخ به نیاز مخاطبان و تامین انتظارت سلایق مختلف و در جهت اصلاح و جهتدهی و ارتقای سلایق، آگاهی، ظرفیتها، قابلیتها، نشاطمندی و خلاقیت و همگرایی آحاد جامعه منجر شود. رادیو اکنون با داشتن اهداف و شعارهای تعریف شده برای هر شبکه خود مدعی است که در جهت تامین نیازها، انتظارات و مصالح طیفهای مختلف سنی، فکری و اجتماعی گام بر میدارد، اما در غیاب یک ارزیابی دقیق کارشناسی همواره این خطر وجود دارد که اکتفا به دریافت نظرات مثبت پارهای از مخاطبان و گرایش به تایید گرفتن از تاییدکنندگان موجب گمراهی و در افتادن به دام چالهای ذهنی شود و مسیری را که گمان میکنیم مسیر رشد ماست به بیراهه انحراف تبدیل کند. چنین است که 70 سالگی را از همین ابتدا 69 سالگی تدارک باید دید و موانع را باید برداشت تا بتوان سکندروار از اندیشههای عموم مردم و کارشناسان چراغ راهی برای خود فراهم ساخت و به فتح تمام تاریکیهای وهنانگیز و خلق، ثبت و تثبیت روشنیهای مستمر نایل آمد.
حمید خزایی، قائم مقام معاون صدا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: