در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بندیکت شانزدهم یا همان ژوزف راتزینگر آلمانی در همان روزهای نخستین پاپی خود، بهرغم اعلام وفاداری به ژان پل دوم و ادامه راهی که او در کلیسا آغاز کرده بود، در عمل نشان داد که تفاوتهایی اساسی با او دارد. بندیکت هرگز تسامح و دوستی که ژان پل دوم به ادیان دیگر به ویژه به اسلام روا میداشت پیشه خود نساخت و خیلی واضح و آشکار مخالفت و اعتراضهای خود را به اسلام بیان میکند او در نخستین سخنرانیهای خود تمام ادیان را شایسته گفتگو و دوستی روزافزون دانست اما درباره` اسلام گفت که این دین نیاز به بازنگری در اندیشههای خود دارد. این موضعگیری صریح اگرچه با اعتراضهایی از سوی مسلمانان و رهبران آنها مواجه شد، اما در جهان اسلام خیلی جدی گرفته نشد. او همچنین در یک مصاحبه زنده تلویزیونی برخلاف ژان پل دوم که اسلام را دین صلح و دوستی نامیده بود گفت که من هرگز نمیتوانم اسلام را دین صلح بنامم و در واقع ادعایی کنم که پیشینه آن خلاف مطلب را ثابت کند. بندیکت شانزدهم همچنین در ژانویه گذشته با پیامی که توسط ژوزف فسیو به دانشجویان الهیات دانشگاه اوماریا در ناپل داد گفت که اسلام دین اصلاحپذیری نیست و انجام اصلاحات در آن نیاز به تفسیر دوباره متون اسلامی دارد. متونی که قرآن مقدسترین آنهاست و بخش اعظم آن مسلمانان را تشویق به جنگ با یهودیان و مسیحیان میکند. حال چگونه میتوان کلام خداوند را تفسیر کرد؟ و آن را تغییر داد؟ این اصلیترین مشکل جهان اسلام است. اگرچه پاپ معتقد است که با بازگشت به اسلام اولیه و تطبیق آن با دنیای امروز میتوان رگههایی از امید را مشاهده کرد.
و اما پاسخی که علمای اسلامی به پاپ بندیکت شانزدهم دادند در نامهای مختصر خلاصه شده بود. نامهای که با مقدمهای کوتاه خطاب به پاپ آغاز می شود و با لحنی احترام آمیز و مودبانه به او میگوید که ضرورت دارد اشتباهات فاحش وی را به او تذکر دهند تا دیگر مرتکب چنین سوءتفاهمهایی نشود. پس از این مقدمه کوتاه نامه با این پاراگراف شروع میشود که شما گفتهاید عبارت «لا اکراه فی الدین» در دین اسلام تنها مربوط به زمانی بوده که پیامبر در ضعف به سر میبرده و به این دلیل از این عبارت استفاده کرده است. درحالی که این دیدگاه شما یک اشتباه آشکار است و آیه دویست و پنجاه و شش سوره بقره در رابطه با دوران قدرتمندی اسلام است این آیه باعث میشود که افراد مسلمان باقی بمانند نه اینکه به اسلام روی آورند. این آیه در پاسخ به گروههایی نازل شد که می خواستند فرزندان خود را به زور از یهودیت و یا مسیحیت به اسلام وادارند. پس پیامبر خداوند به آنها گفت که «لااکراه فی الدین» در زمانی که ایشان قدرت داشتند. و براساس تفسیر طبری این آیه در آن موقعیت خاص نازل شده است. چنان که ما آیات مشابه دیگری نیز در قرآن کریم داریم مانند آیات سوره کافرون که در آن پیامبر از مشرکان می خواهد که آنها نیز به دین خود باشند و او به دین خود.
مورد بعدی که در نامه به آن اشاره شده است مساله وجود یک خداوند فراتجربی، دست نیافتنی و متعالی است. خداوندی که آن قدر از بشر فاصله دارد که هیچ کس را به او دسترسی نیست این انتقاد شما به اسلام وارد نیست، چرا که ما در آیات بسیاری از قرآن کریم خداوند را در توصیفات متفاوتی میبینیم که این نظریه را نقض میکند. مانند جایی که میگوید خداوند نور آسمانها و زمین است و یا در جای دیگر که میگوید او از رگ گردن به شما نزدیکتر است و یا در جایی دیگر او را اول و آخر و ظاهر و باطن میدانیم و یا در آیهای دیگر میگوید که هرکجا او را بخوانید او شما را اجابت خواهد کرد. در نامه آمده آنچه شما از ابن حزم آورده اید تنها مربوط به عقاید او می شود و نه همه متفکران اسلامی. در حالی که اگر جستجوگر خوبی باشید به وضوح نظرات کسی چون غزالی را میبینید که بسیار با او متفاوت است. در واقع این اشتباه بزرگی است که شما گفته اید خداوند در جهان اسلام حصاری به دور خود کشیده و نمیگذارد که هیچ کس به او نزدیک شود. خداوند اسلام، نامهای بسیاری دارد. بخشنده عادل بینا شنوا دانا که بخشش و رحمت او همه را در بر خواهد گرفت و او با همه مهربان خواهد بود.
نکات مطرح شده از سوی پاپ صرف نظر از اعتراضات و فریادهای جمعی و خشمگین، پاسخهایی مکرر و دقیقتر میطلبد تا ذهنیت مسموم شده دنیا را اندکی تطهیر نماید. شاید امروز رسالت مسلمان بودن در این است که بدانیم چه میگویند و بتوانیم پاسخ دهیم
در بخش بعدی نامه علمای اسلامی به ذکر این انتقاد پاپ پرداختند که گفته است عقل در جامعه اسلامی جایگاهی ندارد و ایمان جای آن را گرفته است. در حالی که سنت پیامبر ما مملو از ارزش نهادن به عقل و خرد است او همواره مشوق استفاده از عقل بود تا آنجا که متون اسلامی مملو از تفاسیر و متن های دینی است که با عقل بشری تولید شده است. علما در نامه خود به ذکر کوتاهی از نمونه های عقل گرایی مسلمانان اشاره کرده اند که شاید جای بحث بسیار بیشتری می داشت.
و اما درباره جنگ مقدس، این اشتباه بزرگ غیرمسلمانان و به ویژه غربیان است که پس از یازده سپتامبر جنگ مقدس را با جهاد یکی می گیرد در حالی که جهاد جایگاهی فراتر از جنگ مقدس دارد. و اساسا ما در اسلام چیزی به نام جنگ مقدس داریم. هر عملی که به نیت خیر و در راه رضای خداوند انجام شود در اسلام جهاد نام دارد و جنگ تنها یکی از شاخههای کوچک آن است که مربوط به شرایط زمان و مکان خاص خود میباشد. در واقع این جنگ مقدس همان چیزی است که مسیح در برخورد با کاهنان و صرافان یهودی در اورشلیم انجام داد و آنها را ویران کرد و گفت: فکر نکنید که آمدهام تا در جهان صلح ایجاد کنم (انجیل متی 10/84-16) اعتقاد اسلامی کسی را به حمله تشویق نمیکند و مسلمانان در صدر اسلام چون مورد هجوم واقع شدند از خود دفاع میکردند در حالی که ما در اسلام بسیار سفارش شدهایم که با همسایگان خود مهربان باشید.
استفاده از زور برای تغییر عقیده نکته دیگری بود که پاپ در سخنرانی خود به آن اشاره کرده بود و این مطلبی بود که از اساس اشتباه بود و علما اسلامی در پاسخ خود گفتهاند که چنین چیزی درباره` اسلام هرگز مصداق ندارد و کثرت مبشران و مبلغان دینی گویای این سخن است .
پاپ در بخش دیگری از سخنان خود گفته بود که اسلام با هرچه جدید است مخالفت میکند و با حقوق بشر میانهای ندارد. در حالی که براساس تعالیم اسلامی حقیقت تغییرناپذیر است اما شریعت تغییر میکند و وجود مجتهدان و علما نشانه از ابطال این نوع نگاه به اسلام است. در رابطه مسیحیت و اسلام که به عنوان اولین و دومین دین بزرگ جهان مطرح میباشد و باهم میتواند پنجاه و پنج درصد از جهان را پوشش دهند ضرورت دارد که به طور جدی رودرروی هم بنشینند و اختلافات را مورد بررسی دقیق تر قرار دهند.
این نامه با آرزوی صلح و آرامش در زندگی برای همه بشریت پایان یافته است. نکته قابل توجه در اینجاست که نکات مطرح شده از سوی پاپ صرف نظر از اعتراضات و فریادهای جمعی و خشمگین، پاسخهایی مکرر و دقیقتر میطلبد تا ذهنیت مسموم شده دنیا را اندکی تطهیر نماید. شاید امروز رسالت مسلمان بودن در این است که بدانیم چه میگویند و بتوانیم پاسخ دهیم.
مژگان ایلانلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: