با عباس قلی‌زاده ، رئیس سابق سازمان بازرگانی استان تهران

هیچ کالا‌یی پدرخوانده ندارد

شاید بتوان گفت بازار ایران به لحاظ اتفاقات صائقه‌ مانندش به سان بازار هیچ کشوری نیست و همین مساله است که گاهی اوقات مردم را حداقل در برنامه‌ریزی برای آینده با چالش‌های عمده مواجه می‌کند. بارها از وجود مافیا در بازار پرتلاطم ایران شنیده‌ایم و دلیل افزایش و کاهش ناگهانی قیمت‌ها را وجود همین مافیا دانسته‌ایم.
کد خبر: ۲۴۸۲۲۲
با این حال هیچ مقام مسوولی تاکنون در این رابطه بصراحت از مافیا سخن نگفته است. بازار تهران به لحاظ وسعت و گستردگی و تاثیرگذاری آن بر سراسر کشور شاید بهانه مناسبی باشد تا موضوع روابط پیچیده اقتصادی و همان چیزی که برخی به آن مافیا می‌گویند، در آن بررسی شود.

در همین رابطه با عباس قلی‌زاده، رئیس سابق سازمان بازرگانی استان تهران که تنها سه روز از جابجایی وی می‌گذرد، گفتگو کرده‌ایم.

تهران مرکز ثقل بازار کشور است و بازرگانی استان تهران به دلیل اهمیت و حساسیت کارش به مثابه یک وزارتخانه عمل می‌کند. تعامل سازمان بازرگانی تهران با دیگر سازمان‌های بازرگانی استان‌ها به چه صورت است؟

اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید در دید اول که نگاه می‌کنید، می‌بینید 30 استان است با 30 بازرگانی که هرکدامشان یک رئیس دارند. قطعا مشکلات، درگیری‌ها و مسائل استانی وجود دارد و این سازمان‌ها در یک نگاه عام بیشتر به مسائل صنفی استان خودشان می‌پردازند؛ اما اگر بخواهیم نگاه خاص به این قضیه داشته باشیم، باید گفت هر استانی مستقلا کار خودش را می‌کرد و جغرافیای استانی خود را در نظر می‌گرفت، اما با رویکرد وزارت بازرگانی در دوره جدید، در سازمان بازرگانی استان‌ها مرز‌ها برداشته شد و به صورت سیستمی درآمد که اگر جرمی در جایی اتفاق بیفتد، همه دنبالش می‌روند و پیگیری می‌کنند.

چنین حس مسوولیتی در ارتباط با سازمان‌های بازرگانی تمام استان‌ها ایجاد شد. حسن قضیه این است که با توجه به جغرافیای خاص کشورمان از نظر موقعیت و تنوع محصولات کشاورزی با ساماندهی انجام شده در استان‌ها این ارتباط برقرار شد و اگر کالایی در جایی قرار دارد که مازاد بر نیاز استان است ، با اعلام عمومی که در سطح استان‌ها می‌شود و بازرگانی‌ها نیز به اصنافشان اطلاع می‌دهند، اقلام به تناسب نیاز و مصرف استان‌ها تخصیص می‌یابد.

نمونه این اقدام در تهران مشاهده می‌شود، مثلا بحث گوجه‌فرنگی که همه با آن آشنا هستند. الان شما می‌بینید که اصلا فصل گوجه در تهران نیست، ولی از استان دیگر به دلیل مازادی که هست وارد می‌شود و خیلی از کالاهای دیگر مثل حبوبات که در نقاط سردسیر کاشته می‌شود و قطعا مازاد بر نیاز چند استان سردسیر است و این اضافه تولید توسط استان‌های دیگر اطلاع‌رسانی و پخش می‌شود.

در حالی که تا پیش از این، تعامل محدود و در حد تجارت چند تاجر بود، ولی در حال حاضر این اقدام در سطح بازرگانی استان‌ها صورت می‌گیرد و به صورت پررنگ انجام می‌شود، این امر باعث شده کالایی به سرعت در سطح کشور پخش می‌شود.

به طور مثال، در بحث برنج ابتدای سال گذشته با کمبود مواجه شدیم و باید توجه داشت که تهران به دلیل موقعیت استراتژیکی که دارد از نظر ذخیره‌سازی نیز با دیگر جاها فرق می‌کند، اما در مجموع در بازرگانی استان‌ها این ارتباط برقرار شده است و این امر کمک می‌کند بازار از ثبات خوبی برخوردار شود و قطعا نفع این قضیه متوجه مردم می‌شود.

اتفاق دومی که با تعامل بازرگانی استان‌ها رخ داد، در بحث بازرگانی خارجی بود، ما الان تجاری داریم که تخلف کرده‌اند و کالایشان نامرغوب بوده و به انواع مختلف موجب بروز تخلف شدند، کیفیت را خوب نشان دادند؛ اما با کیفیت پایین صادر کرده‌اند. یا نه، یک کالای دیگر نشان دادند و محصول دیگری وارد کردند.

در هر حال از نظر ما اتفاقی در یکی از مرزها افتاده که گمرک و وزارت بازرگانی متوجه آن شدند و این مساله بسرعت در دیگر استان‌ها اطلاع‌رسانی می‌شود ، اما به دلیل این که تهران فضایش با دیگر استان‌ها فرق می‌کند ، این قضیه را جدی‌تر داشتیم و در هر صورت این اقدام موثری در بعد بازرگانی داخلی و خارجی است.

در بحث طرح تحول این زنجیره ارتباطی میان بازرگانی‌ها مطرح و کامل شده تا همه به صورت شبکه‌ای عمل کنند ؛ مثل بحث آژانس‌های مسکن که یک اقدام سراسری و کشوری شد و در این زمینه تهران الگو و پایلوت بود و هم‌اکنون سراسر کشور در این بحث یکپارچه عمل می‌کنند. این اتفاق خوبی است که بازرگانی‌ها از حال و روز هم خبر دارند و باعث می‌شود بتوانند یکدیگر را پوشش دهند.

لطفا قدری شفاف‌تر توضیح دهید که ارتباط سازمان بازرگانی استان تهران با سازمان‌هایی مثل وزارت اطلاعات برای کنترل بهتر بازار، شناسایی بموقع تخلفات، دلال‌ها و واسطه‌ها چگونه است؟

در بازرگانی استان تهران تعامل خوبی با دیگر سازمان‌ها داریم. یعنی این تعامل دوطرفه است؛ مثل وزارت جهاد کشاورزی، سازمان صنایع استان تهران، وزارت کار و امور اجتماعی، بانک‌ها و هر کدام به نسبت کاری که با ما دارند با یکدیگر ارتباط داریم. بالاخره این سازمان‌ها، سازمان‌های اطلاعاتی نیز هستند.

منتها می‌دانید هر کدام از این سازمان‌ها میز خاص و روش اقتصادی خود را دارند و باید توجه کنید که ما ارتباط ارگانیک و مداوم با این سازمان‌ها نداریم؛ زیرا کار سازمان‌های اطلاعاتی رصد محیط است و اگر لازم ببینند اطلاعات خاصشان را در اختیار ما نیز قرار می‌دهند تا مسوول بالاتر با ذهنیت بازتری اقدام و تصمیم‌گیری کند، اما این که این سازمان اطلاعات بازی داشته باشد، چنین چیزی وجود ندارد.

در بحث بازار، شناسایی تخلف و قاچاق، نهاد‌های دیگری نظیر نیروی انتظامی و بسیج اصناف فعال هستند به یکدیگر اطلاع‌رسانی می‌کنند و قطعا این اطلاعات در تصمیم‌گیریشان موثر است. منتها از نظر برخوردی که شما به آن اشاره کردید، هر سازمانی در بحث برخورد براساس شرح وظایف، تعاریف خاص خود را دارد و در مورد برخوردها ما تعریف خاص بازرگانی خود را داریم؛ زیرا اگر جرمی واقع شود، قطعا دستگاه‌هایی نظیر قوه قضاییه ودادگستری برای رسیدگی وجود دارند.

از نظر اطلاع‌رسانی، یکی از اقدامات چنین سازمان‌هایی این است که مدیران را از برخی مسائلی که دیده نمی‌شود، اما احتمال وقوع آن وجود دارد، آگاه کنند و قطعا این تعامل و اطلاع‌رسانی باید وجود داشته باشد تا بتوانند راحت‌تر و با دید بازتری کار را جلو ببرند و ما به عنوان بازرگانی استان ببینیم که چه اتفاقاتی پیش پایمان است.

تهران به دلیل موقعیت خاصی که دارد مرکز پخش کشور محسوب می‌شود گاهی اوقات شاهد هستیم که درخصوص برخی اقلام، بازار از کنترل خارج می‌شود. چه اتفاقی می‌افتد که با وجود تمام اقدامات و کنترل‌ها باز شاهد چنین اتفاقاتی هستیم؟

بالاخره بحث ثبات و نگه داشتن قیمت‌ها زمان خاص خود را دارد. ما هنرمان باید این باشد که بتوانیم کالا‌ها را در یک وضعیت تقریبا با ثبات و منطقی نگه داریم که با توجه به وضعیت فعلی اقتصاد دنیا این یک هنر است. اتفاقا امروز من از زبان یکی از مسوولان شنیدم که وضع خیلی فاجعه‌آمیز است و ما هم دور از آن نیستیم. بالطبع با این وضعیتی که اخیرا در دنیا اتفاق افتاده، هنر است اگر بتوانیم شرایط را در حد مطلوب و آرام نگه داریم.

من حالا نمی‌خواهم بگویم که ما چقدر هنرمندیم، ولی تقریبا تلاش کردیم در استان تهران این آرامش به وجود آید. شما وضعیت ابتدای سال گذشته را با الان مقایسه کنید. ما ابتدای سال گذشته بحث افزایش ناگهانی قیمت‌ها را داشتیم، بعد در مورد حبوبات، روغن، چای، پودر شوینده و دیگر اقلام مصرفی مردم این اتفاق افتاد و باعث شده بود مردم برای تهیه اقلام مورد نیازشان از ترس تمام شدن هول شوند.

همان موقع من صحبت‌هایی کردم و بچه‌های مطبوعات صحت و پشتوانه کارشناسی گفته‌ها را پذیرفتند و وقتی گفته شد برای برنج جو ایجاد شده، همه پذیرفتند و در جراید منتشر شد و بازار را برگرداند. در حالی که انبار‌ها پر بود، افزایش قیمت‌ها معنا نمی‌داد. چطور است در تهرانی که شهر مصرف‌کننده است قیمت از استان تولیدکننده پایین‌تر می‌آید؟ این امر باعث شد ورق چای، روغن و بقیه کالاها نیز برگشت.

چرا این جو ایجاد می‌شود؟ چه کسانی هستند که قدرتشان از سیاستگذاری‌های دولت برای بازار مصرف بیشتر است و این چنین می‌توانند در بازار تاثیر بگذارند؟

همیشه استرس و نگرانی‌هایی در مردم ما هست. من یادم است اوایل سال 86 قرار بود تحریم‌ها علیه ایران اجرا شود. بعضی در فروشگاه‌های بزرگ پودر شوینده جمع می‌کردند. ما تجربه‌هایی از قدیم داریم که نسل به نسل و سینه به سینه رسیده و این استرس در مردم ما هست.

مردم همین که احساس می‌کنند چند نفر دارند خرید بیشتری می‌کنند، به بیشتر خریدن تحریک می‌شوند. این حالت روانی در جامعه ما وجود دارد و می‌شود گفت این قضیه در کشورمان ریشه قدیمی دارد و باید در این خصوص کار فرهنگی انجام شود.

خریدهای این چنینی به احتکارها و ذخیره‌سازی‌های خانگی منجر و این مساله باعث می‌شود اگر کسی یک جو راه بیندازد، همه به هم می‌ریزند و این همان اتفاقی بود که ابتدای سال گذشته رخ داد و حالا من نمی‌دانم ریشه این گرانی‌ها در برنج یا چای از کجا شروع شد؟ من خودم ریشه‌اش را متوجه نشدم که از کجا این جو آغاز شد، اما دیدید که با یک اطلاع‌رسانی صحیح و درست از طریق رسانه‌ها این جو خوابید.

یعنی آنهایی که دنبال این سودجویی بودند، فقط یک هفته توانستند از فرصت استفاده کنند. رسانه‌ها با اطلاع‌رسانی باعث می‌شوند مردم آگاه شوند ؛ زیرا مردم به رسانه‌های مطبوعاتی چه دیداری و چه شنیداری اعتماد دارند.

بالاخره افزایش ناگهانی قیمت‌ها و این جوی که شما از آن صحبت می‌کنید، به دلیل افزایش تقاضاست؟

ناگهانیش این طور است، زیرا همیشه کارهای تجاری در دنیا مرحله‌ای پیش می‌رود و حتی این سونامی هم که آمد، مرحله‌ای بود و این طور نبود که امشب تا صبح تمام بورس‌های دنیا بریزد پایین. از یک کارخانه‌ای که بورسش خوابید شروع شد و رفته رفته کل آن بورس را گرفت و بعد به دیگر بورس‌ها منتقل شد اینها در یک شب اتفاق نیفتاد.
زلزله هم وقتی می‌آید، یکدفعه تمام ساختمان‌ها فرو نمی‌ریزد یعنی حتی زلزله هم یک شهر را یکدفعه نمی‌خواباند. یک وقت می‌بینید کالایی در انبار مانده، بنجل می‌شود و فرد سرمایه‌اش یک سال است که خوابیده است.

می‌آید جو راه می‌اندازد و اینجو یکدفعه از این مغازه به آن مغازه و از این خانه به آن خانه کشیده می‌شود، فرد جنسش را می‌فروشد و مردم هم کلاه سرشان می‌رود و در این داستان تنش نیز ایجاد می‌شود. این که بگوییم افزایش قیمت نداریم، درست نیست؛ اما این افزایش قیمت‌ها مرحله‌ای است و الان وضعیت بازار روند کاهشی است. شعار هم نبود، ادعایی هم نداریم که ما آمدیم و معجزه کردیم، اصلا این طور نیست.

همه چیز به هم ارتباط دارد، یعنی در دنیا وقتی قیمت کالایی پایین آمده، اینجا هم این اتفاق می‌افتد. همین طور وقتی قیمت کالایی در دنیا بالا می‌رود، در کشور ما نیز افزایش می‌یابد. این نیست که بگوییم کار شخص خاصی یا معجزه کسی است. همه چیز به هم ارتباط دارد. در همه مصاحبه‌ها هم وزیر، هم من و هم آقای مفتح گفته‌ایم که چون قیمت‌های جهانی پایین آمده در کشور هم باید قیمت‌ها تعدیل شود.

با وجود آن که قیمت جهانی کالاها حدود 20 تا 30 درصد کاهش پیدا کرده، اما در کشور ما میزان کاهش قیمت‌ها کمتر از این بوده؛ چرا این اتفاق در کشورمان نیافتاده است؟

ممکن است درصدش را بگویید که مثلا در فلان کشور20درصد کاهش قیمت داشته و ما چرا نداشتیم. بالاخره هزینه‌های بین راهی را هم اگر حساب کنید، کاهش قیمت‌ها کمتر می‌شود، اما بعضی هزینه‌ها مثل هزینه‌های حمل و نقل وجود دارد تا کالا به کشور برسد و این موارد بر قیمت تمام شده کالا تاثیر می‌گذارد.

این نیست که باید 30درصد کاهشی که در کشورهای مبدا بوده در کشور ما نیز همان 30 درصد اعمال شود. قطعا محاسبه می‌کنید که 15 درصد هزینه‌های جانبی بوده و نهایتا 15 درصد کاهش قیمت کالا را در کشور شاهد خواهیم بود و این میزان کاهش هم اگر اتفاق بیفتد، نسبت به قبل خوب است.

ما دنبال این هستیم که تجار و تولیدکنندگانمان منصف باشند و ما دست همه اینها که انصاف را رعایت می‌کنند، می‌بوسیم. به عنوان یک فرد در بازرگانی استان تهران،کسانی که انصاف را رعایت می‌کنند برای من قیمت دارند حالا من که کسی نیستم.

ما دنبال افرادی هستیم که به دنبال منافعش است و با وجود کاهش قیمت‌ها همچنان گرانفروشی می‌کند؛ اما کسی که رعایت می‌کند و منصف است، ما مخلصش هم هستیم و حتی اگر کمکی از دستمان برآید برایش انجام می‌دهیم اما با کسانی که هنوز می‌خواهند از قضیه سود ببرند، برخورد می‌کنیم.

ماهیت بازار کشورمان را چه کسانی تعیین می‌کنند؟

وقتی بازار از سیستم آزاد تبعیت می‌کند قطعا در این سیستم سندیکاها قیمت‌گذاری می‌کنند و در کشور ما نیز اصناف برنامه قیمت‌گذاری کالاهای صنفشان را به عهده دارندکه با رعایت انصاف و درصدهایی که برایشان تعیین ‌شده قیمت‌گذاری می‌کنند ، اما 21 قلم کالاست که به دلیل حساسیت‌هایی که دارد و چون کالاهای اساسی هستند ما نظارت خاصی روی آنها داریم و مابقی کالا‌ها توسط اتحادیه‌ها قیمت‌گذاری می‌شوند و ما نظارت می‌کنیم.

بارها شنیده‌ایم کالاهایی در بازار پدرخوانده دارند و شخص دیگری نمی‌تواند برای واردات، پخش و فروش آن اقدام کند. قیمت کالا توسط این اشخاص تعیین می‌شود یا تغییر می‌یابد و کسی حتی دولت، اتحادیه و هر جای دیگری نمی‌تواند در قیمت‌گذاری و بازار آن کالا مداخله کند. این قضیه را چطور تحلیل می‌کنید؟

من قبول ندارم، من این حالت را که شما می‌گویید قبول ندارم.

اما افرادی هستند که می‌توانند به دلیل نفوذ سیاسی و اقتصادی کالا وارد کنند و چون انحصار بازار را در دست دارند می‌توانند قیمت را به دلخواه بالا یا پایین ببرند. حداقل بین مردم این باور جا افتاده است.

من گفتم پدرخوانده را قبول ندارم. حداقل به دلیل تجربه‌ای که طی سال‌های سال در جاهای مختلف بازرگانی داشتم. من اعتقادی به بحث پدرخوانده یا مافیا ندارم، اما این را قبول دارم که بازار یک محیط رقابتی و جایگاه رقابت کالاها از نظر قیمت و کیفیت است و در این بازار رقابتی هر کسی تلا‌ش میکند بتواند کالای خود را بفروشد.

مردم همین که احساس می‌کنند چند نفر دارند خرید بیشتری می‌کنند به بیشتر خریدن تحریک می‌شوند. این حالت روانی در جامعه ما وجود دارد

فروشنده نگاه می‌کند می‌بیند به قیمت حساسند، قیمت را پایین می‌آورد، می‌بیند مردم روی کیفیت حساسند، کیفیت را بالا می‌برد یعنی زمینه‌های رقابتی کالاهای خود را بیشتر می‌کند. حالا اگر این کارها را کرد و یک نفر از میدان رقابت خارج شد، به این فرد نمی‌توان گفت پدرخوانده. می‌گویند رقابت سالم و طرف مقابلش نیز باید این شرایط را برای کالایش فراهم کند تا بتواند در این میدان بماند.

یعنی هر کسی تواناییش را داشته باشد می‌تواند در بازار ایران فعالیت کند؟

انصافش هم همین است.

یعنی شما به این قضیه معتقد نیستید که عده‌ای انحصار بازار برخی کالاها را به دست دارند و با توجه به این امکان قیمت‌ها را به نفع خود تغییر می‌دهند و در واقع با بازار بازی می‌کنند؟

ببینید... خدمت شما عرض کنم که نه! واردکننده، هر کالایی را بر اساس اظهارنامه وارد می‌کند و وقتی سراغش می‌رویم، می‌بینیم کالایش را چطور قیمت‌گذاری کرده است، قیمت خرید خارجی کالا، هزینه‌های راهی، هزینه‌های گمرکی، سود و بهایی که مصرف‌کننده باید برای آن کالا پرداخت کند مشخص است و هر کجای این روند اجحاف شود قابل رصد است البته نمی‌خواهم بگویم که اتفاقات خاص نمی‌افتد ولی این‌که خیلی بخواهیم این قضیه را پیچیده و مافیایی کنیم وجود ندارد و بگوییم فقط یک قبیله هستند و نمی‌گذارند شخص دیگری وارد کند، اصلا این چنین نیست. هرکسی می‌تواند بیاید، اما باید شرایط رقابت در این میدان را برای خود فراهم کند. فرض کنید اگر در یک مسابقه پراید را کنار یک بنز بگذارید از همان ابتدا می‌توان برنده را پیش‌بینی کرد.

اما زمانی است که شخص آنقدر نفوذ دارد که کالایی را انحصارا وارد می‌کند و می‌تواند جلوی پخش آن را بگیرد. در این صورت چه؟

این سوال شما را رد نمی‌کنم، ولی تنبلی دیگران باعث این اتفاق می‌شود. مثلا در بحث موز یکی آمد مصاحبه کرد و گفت در این کشور فقط 2 نفر موز وارد می‌کنند و هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند واردات موز داشته باشد و یکی از آقایان تشکل‌های صنفی هم همین مصاحبه را کرد و وزیر بازرگانی برگشت گفت: «آقا تنبلی خودت را به حساب این قضیه نگذار. شما وارد کن نه مجوز می‌خواهد و نه کسی اذیت می‌کند. ما هستیم و داریم نگاه می‌کنیم شما تنبلی. نمی‌خواهی بیاوری بعد می‌گویی انحصار است و فقط 2 نفر می‌توانند وارد کنند و تنبلی خودتان را به انحصار و پدرخوانده و مافیا بازی نچسبانید.»

معمولا ما وقتی می‌خواهیم صورت مساله را پاک کنیم دنبال علت می‌گردیم، وقتی نمی‌توانیم مساله را حل کنیم دنبال دستاویز هستیم و الان در بحث تجارت، مافیا یک دستاویز است. بر اساس قوانین و آیین‌نامه‌ها هر کسی در این مملکت، هم می‌تواند وارد و هم می‌تواند صادر کند و کسی نمی‌تواند مانعی برای این جریان باشد.

نکته‌ دیگری که وجود دارد، واردکننده‌ای است که قدرت زیادی دارد و زمان زیادی است که به این کار مشغول است و در بازار اعتبار بالایی دارد. در مقابل فردی قدرت اقتصادی بالایی ندارد و تازه وارد بازار شده. در این شرایط حداقل شنیده‌ایم چه بر سر واردکننده تازه کار می‌آید.

این حرف خیلی در زبان‌ها گشته و من هم چندین بار این مساله را شنیده‌ام، اما خودم چنین چیزی را ندیدم و نشنیدم که در این قضیه کسی ضرر کند. مثلا فردی آورد و با این شرایط به خاک سیاه نشست. من ندیدم! در گفته‌ها شنیدم اما هر چه دنبالش گشتم که ببینم کی اتفاق افتاده، ندیدم، چون بازار کشور آنقدر متنوع و پر است که اگر کسی بخواهد وارد کند لازم نیست دیگری را زمین بزند.

توجه کنید بزرگ‌ترین تاجر ما اگر بخواهد میوه‌ای را وارد کشور کند خیلی تلاش کند و از قوه اقتصادی بالایی هم برخوردار باشد می‌تواند در نهایت5هزارتن وارد کند که این مقدار هم توسط یک نفر تا حالا یک جا وارد نشده است و واردات میوه هر یکهزار تن انجام می‌شود؛ اما مثلا تاجری 5 هزار تن که رقم بالایی است را یکجا وارد کند با احتساب این‌که چنین مقدار واردات ، هزینه‌های سردخانه‌ای و نگهداری هم می‌خواهد، تاجر عاقل است و نمی‌آید سرمایه‌اش را با واردات اینچنینی به خطر بیندازد.

شما در نظر بگیرید آیا مصرف موز کشور 5 هزار تن است؟ در حالی که مصرف موز کشور طی یک سال بیش از 350 هزار تن است. پس هر کسی که وارد کند و به هر کجای کشور که بفرستدبازهم مصرفکننده وجود دارد.

بله، این حرف شما وقتی واقعیت پیدا می‌کند که طرف بیاید و بخواهد اختصاصا موز را در بازار تهران پخش کند. ممکن است این اتفاق بیفتد، اما اگر در کشور و در استان دیگری ببرد می‌تواند سود هم ببرد. در نظر بگیرید ما 70 میلیون نفر جمعیت مصرف‌کننده میوه داریم و این حرف‌ها با اندکی تحلیل موضوع غیرطبیعی به نظر می‌رسد. در کشوری مثل ایران که مصرف برخی اقلام بالاست و مردم احتیاج دارند و مصرف می‌کنند دیگر چیزی روی دست تاجر باقی نمی‌ماند.

بعضی از مردم تصور می‌کنند برخی آقازاده‌ها در سیستم توزیع نقش دارند. این ذهنیت به نظر شما تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

من زیاد دنبال این قضیه نبودم که ببینم هست یا نیست و این را می‌خواهم خدمت شما عرض کنم که آیا همه می‌توانند در کاری شرکت کنند و یک فعل تجاری سالم انجام دهند یا نه؟ و فرقی می‌کند که فامیل من، غریبه یا هر کس دیگری باشد؟ نه!

چه کسی مانع می‌شود شخصی که فامیلش فلانی است نتواند مثل بقیه کار تجاری انجام دهد و اگر صادرات یا واردات انجام دهد کار غیرقانونی کرده؟ خیلی‌ها هستند 2 یا 3 شغل دارند، چه کسی مانعشان شده؟ حالا این می‌خواهد پسر من باشد با برادرزاده شخص دیگر چه فرقی می‌کند.

همه بالاخره باید زندگی کنند و درآمد و شغلی داشته باشند. همه در این مملکت آزادند و می‌توانند شغل داشته باشند و راه‌انداختن بحث‌های این چنینی غلط است؛ اما رانت بحثش جداست. امکان دارد یک نفر بتواند از این رانت استفاده کند و هزار نفر نتوانند و این غلط است، ولی در بازار آزاد که رانتی وجود ندارد چه اشکالی دارد هر کسی بتواند کار کند و کسی نگفته که این کار نادرست است.

به طور غیر‌قانونی چطور؟

نه دیگر...! غیر قانونی را که کسی قبول نمی‌کند؛ البته ما که نمی‌دانیم، اما قطعا دستگاه‌های مرتبط با این مساله برخورد می‌کنند و اگر رانتی باشد و فقط بخواهند به یک شخص خاص دهند و دیگران نتوانند از آن استفاده کنند این غلط است. اگر همه بتوانند استفاده یکسان حتی در زمینه رانت کنند، این دیگر مساله‌ای نیست.

این‌که دیگر نمی‌توان اسمش را گذاشت رانت!

احسنت! دیگر رانتی نیست و همه استفاده می‌کنند.

اخبار و آماری که در مورد بازرسی‌ها منتشر می‌شود در حد خرد است. آیا سراغ دانه درشت‌های بازار و کسانی که مبالغ زیادی تخلف می‌کنند، میروید؟

قطعا، سیاست‌های وزارت بازرگانی در بازرسی‌ها چند قسمت بوده است. برنامه‌ریزی سال گذشته طوری بود که فقط مغازه‌ای فکر نکنیم، بلکه تقسیم‌بندی کنیم تا از ابتدا از بروز تخلف پیشگیری شود. شما می‌دانید که می‌گویند تولید و مصرف 2 رکن اساسی است، اما رکن سوم را که بسیار هم اهمیت دارند فراموش می‌کنند.

تولید، خدمات بازرگانی و مصرف. شما کدام فرد را سراغ دارید که دم کارخانه جنسش را بخرد؟ یا کدام مغازه‌داری را پیدا می‌کنید که مستقیم برود و دم کارخانه جنسش را بخرد؟ هیچ‌کس! برایش می‌آورند. یعنی بعد از تولید یک گروه هستند به عنوان خدمات بازرگانی که جنس را تحویل مغازه دار می‌دهند.

همان افرادی که به اصطلاح عوام به آن دلال یا واسطه می‌گویند؟

در آیین‌نامه تجارت دلال تعریف دارد، یعنی وقتی به قانون تجارت نگاه می‌کنید دلال و واسطه تعریف دارد، ولی این اصطلاح در میان عامه خراب شده و معنای مناسبی ندارد و اگر بخواهند فحش و ناسزا بگویند می‌گویند دلال، در صورتی که دلالی یک رسم اصلی در تجارت است و حداقل این رسم از 100 سال گذشته بوده و عده‌ای بودند به نام دلالان که جنس را می‌آورند در مغازه تقس می‌کردند و مردم هم می‌رفتند خرید می‌کردند، اما الان اسمش را گذاشته‌اند خدمات بازرگانی که واسطه بین تولید و مصرف را انجام می‌دهند.

اینها چند شعبه هستند و شرکت‌های پخش هم در این شعبه قرار می‌گیرند و این حلقه‌ای است مهم که نباید فراموش شود و اگر دقت نشود شاید بیشترین تخلفات در این بخش واقع شود و وقتی پنهان شود همه مردم می‌گویند یا تولیدکننده یا توزیع‌کننده متخلفند، در صورتی که در بیشتر موارد اینچنین نیست و ما این تقسیم‌بندی را در مورد بازرسی‌های تولیدکنندگان شرکت‌های خدمات بازرگانی و توزیع‌کنندگان در سال گذشته کردیم و در حال حاضر بیشترین تخلفات از طریق گزارش‌های مردمی پیگیری و بررسی می‌شود، اما بازرسی‌ها به صورت تصادفی نیز انجام می‌شود و ما سراغ بخش تولید و خدمات بازرگانی هم رفتیم.

باید گفت در سال گذشته نیز جدی تر به بخش خدمات پس از فروش پرداخته شد و در نهایت این‌که ما در 4 بخش فعال هستیم و بازرسی انجام می‌دهیم، ولی مبنای کارمان را بر اساس تعامل گذاشتیم و آمدیم با انجمن‌های تولیدی درخصوص کنترل قیمت‌ها تذکر دادیم که در صورت تخلف اگر سراغ کارخانه‌ای رفتیم جای گلایه نباشد.

سعی شد ابتدا قبل از وقوع جرم پیشگیری صورت گیرد و در همین خصوص جلسات و نشست‌های موثری برگزار شد و در مورد چندین قلم کالا مثل روغن، پودر و مصالح ساختمانی این اتفاق افتاد و بسیاری از انجمن‌ها قیمت‌هایشان را متعادل کردند.

بیشترین مبلغ جریمه بازرسی‌ها در سال گذشته چقدر بوده است؟

ببینید من همیشه از دادن ارقام این چنینی ابا کرده‌ام، چون بعدش دیده‌ام چه اتفاقی می‌افتد، یعنی زمانی که آمارها را می‌دهیم به جای این‌که اتفاق خوشایندی بیفتد اتفاق ناخوشایندی رخ می‌دهد که باعث جری شدن هم می‌شود. رقم‌ها رقم‌های درشتی است و هر کدام از این بخش‌ها به تناسب فعالیتشان، مکان صنفی و صنعتی برایشان جریمه در نظر گرفته می‌شود.

سمیرا صفاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها