در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما امروز با همسر آیندهتان آشنا میشوید و این آشنایی 3 سال طول میکشد و عاشقانه از هم تقاضای ازدواج میکنید و برای ازدواج تمام مشکلات را به جان میخرید؛ جانتان درمیآید تا خانواده مخالف را راضی کنید، زیر بار قرض میروید، زیر بار اجاره سنگین میروید، یک سال طول میکشد تا آپارتمانی مناسب با بودجه خود برای اجاره پیدا کنید و دست آخر عروسی میکنید و به خانه بخت میروید و یک هفته نگذشته به فکر طلاق میافتید. به فکر این میافتید که مناسب هم نیستید. به فکر این میافتید که همسرتان شما را درک نمیکند. ازدواج و طلاق به چنین تراژدی گریهداری تبدیل شده است، نه تراژدی که ماجرایی ابزورد به ماجرایی گاه خندهدار مثل این: دادگاهی در عربستان برای اولین بار بنا بر اعلام مردی که از طریق پیامک تلفن همراه همسرش را طلاق داده است و با شنیدن اظهارات شهود مرد، حکم طلاق را جاری کرد.
یک زن عربستانی در شهر جده که پیامک طلاق خود را از شوهرش دریافت کرده بود، با مراجعه به دادگاه صحت و سقم صحت طلاق خود را جویا شد.
شوهر این زن که هماکنون در عراق به سر میبرد، با دو نفر از دوستانش که شاهد ازدواج وی بودند تماس گرفت و آنها را در جریان طلاق همسرش قرار داد.
این دو شاهد و نیز دو تن از بستگان شوهر در دادگاه تاکید کردند که از ماجرای طلاق به صورت تلفنی خبر دارند و آن را تایید میکنند.
دادگاه نیز در اولین مورد از این دست حکم طلاق زن را صادر کرد.
یکی از اشتباهاتی که زوجهای جوان در ابتدای زندگی مشترک خود مرتکب آن میشوند این است که فقط به تفاهمات اولیه و زودگذر خود فکر میکنند و به سراغ اختلاف نظرهای اساسی نمیروند. بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی به این نتیجه میرسند که به درد یکدیگر نمیخورند و تنها راهی که برای آنها باقی مانده طلاق است. در هر زندگی زناشویی مواردی پیش میآید که همسری به وظایف خود عمل نمیکند و ممکن است رفتاری نامناسب نیز داشته باشد. این اتفاقات در زندگی غیرطبیعی نیستند. مشکلات زندگی زناشویی فقط در خانواده شما وجود ندارد بلکه در تمام خانوادهها و در مقیاس مختلف وجود دارد. تنها کاری که زوجین باید در قبال این مشکلات انجام دهند این است که زیاد سخت نگیرند و با حمایت و راهنماییهای خود به همسرانشان کمک کنند تا زودتر به مدار طبیعی زندگیشان برگردند. در واقع با واقعگرایی و نه آرمانگرایی میتوان تمام مشکلات زندگی زناشویی را حل کرد، ولی مشکل این است که زوجین زمانی را که باید صرف ریشهیابی مشکلات خود کنند هدر میکنند و به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه میپرند و در نهایت فکر میکنند که با عوض کردن همسر خود میتوانند مشکلات را از بین برده و زندگی جدید لذتبخشی آغاز کنند.
خوشبختی در روابط زناشویی مانند پول است؛ به راحتی میتوان آن را به دست آورد، اما نگه داشتن آن برای مدت زمانی طولانی کار هر کسی نیست. زوجین کار میکنند، پول درمیآورند و هزاران سختی و مشکل را پشت سر میگذارند تا به خوشبختی برسند و بتوانند با کسی که دوستش دارند به راحتی زندگی کنند. وقتی که هنوز با یکدیگر ازدواج نکردهاند، حاضرند برای جلب رضایت همدیگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولی بعد از ازدواج دیگر از تب و تاب اولیه میافتند. آیا زندگی مشترک کمتر از آن است که نخواهید برای حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنید؟
آمار شگفتانگیز
تعداد زنانی که خواستار جدا شدن از شوهران خود هستند تقریبا 2 برابر مردان است و از این تعداد 79 درصد از زنان مراجعهکننده خانهدار هستند. با توجه به این که در ایران حق طلاق با مرد است، وجود چنین آماری به عقیده کارشناسان شگفتانگیز است.
اعتیاد، فقر و بیکاری، سابقه جرم و ضرب و شتم زن از سوی مرد، علل اصلی تصمیم زنان به طلاق هستند و علاوه بر این یکی از عواملی که باعث میشود تعداد مردانی که میخواهند از همسر خود جدا شوند کمتر باشد عدم تمایل به پرداخت مهریه است.
لیلا که به تازگی از همسرش جدا شده است، میگوید: «ما مدتها بود که فهمیده بودیم نمیتوانیم با هم زندگی کنیم، با این حال شوهر سابقم برای این که مهریه را نپردازد، تقاضای طلاق نمیکرد و سر این مساله اختلافمان شدیدتر شده بود و در نهایت من برای این که زندگی خود را بیشتر از این به نابودی نکشم، مهریهام را بخشیدم.»
محمد نیز که در آستانه جدایی از همسرش است عنوان میکند که اگر سدی به نام مهریه در مقابلش نبود مدتها پیش از همسرش جدا شده بود: «مهریه همسرم 1000 سکه بهار آزادی است و من ناتوان از پرداخت آن هستم و نمیدانم چه کنم.»
طبق جدیدترین آمار مرکز ثبت آمار ایران در سال گذشته 110 هزار و 510 رویداد طلاق در کشور ثبت شده است که بیشترین طلاق رخ داده در بین مردان با سن 25 تا 29 سال و بیشترین طلاق در بین زنان 20 تا 24 سال بوده است.
6/42 درصد مردان ازدواج کرده در سال گذشته در سن 20 تا 24 ساله و 36 درصد خانمهای ازدواج کرده بین 20 تا 24 سال بودهاند.
برخی از روانشناسان بر این عقیده استوارند که اکثر زنان ایرانی بخصوص در شهرها و روستاهای کوچک با شرایط سخت بسیار سازگار بوده و با حداقل امکانات در کنار فرزندانشان زندگی میکنند و کوچکترین اعتراضی هم ندارند؛ ولی بر طبق آمارها در 9 ماه اول سال قبل در استانی مثل کهگیلویه و بویراحمد 480 مورد، شهرستان قم که شهری مذهبی است 1420 مورد و در سیستان و بلوچستان 929 مورد طلاق گزارش شده است. این آمارها نشان میدهد که طلاق به صورت امری عادی در همه قومیتها نفوذ کرده است.
دلیل محکمهپسند
وقتی طلاقی صورت میگیرد بیشترین آسیب به فرزندان وارد میشود. امیرحسین 24 ساله که والدینش در سن 10 سالگی وی از هم جدا شدهاند در این باره میگوید: من هرگز نفهمیدم که چرا والدینم از هم جدا شدند؛ البته الان دیگر این مساله برایم مهم نیست و با آن کنار آمدهام ولی همیشه این سوال برایم وجود داشته که چرا آنها که هنوز برای با هم بودن خودشان دلیل محکمی نداشتند من را به این دنیا آوردند.
او که مشکلات بسیاری برای بزرگ شدن و به دانشگاه رفتن خود داشته است، اضافه میکند: اگر والدین من از هم جدا نبودند عقده خیلی از مسائل همیشه همراهم نبود و در انتخاب شغل، همسر و رشته تحصیلی اینقدر دچار مشکل و نگرانی از آیندهام نبودم.ابراهیم به قول خودش بچه طلاق است. 12 سال قبل وقتی 4 ساله بوده پدر و مادرش از هم جدا شدهاند؛ با مادرش که کارمند است در ایران زندگی میکند و از این که پدرش به صرافت نیفتاده که او را از مادرش بگیرد، خوشحال است.
ابراهیم پدرش را به طور مرتب نمیبیند و گهگاهی هم پولی از او دریافت میکند: «طلاق خیلی بد است. بخصوص در ایران، همه به چشم دیگری به آدم نگاه میکنند. همه میخواهند بدانند که چرا پدر و مادر آدم از هم جدا شدند و تقصیر کی بوده؟ بعضیها هم برای آدم دلسوزی میکنند. تازه وضع من از خیلیهای دیگر بهتر است که پدر و مادرشان دائم سر گرفتن بچهها دعوا دارند. من اگر ازدواج کنم و بچه داشته باشم هیچ وقت جدا نمیشوم. من به همکلاسیهایم نگفتم که پدر و مادرم از هم جدا شدهاند. این طوری راحتتر است.»
کیوان همسن ابراهیم است، در شهر بن در آلمان زندگی میکند و 10 سال قبل پدر و مادرش از هم جدا شدند.
او با مادرش زندگی میکند و با پدرش رابطه خوبی دارد. به طور منظم از او پول دریافت میکند و تعطیلات با او به سفر میرود: «خب بهتر بود اگر پدر و مادرم با هم زندگی میکردند، ولی من به این وضع هم عادت کردم. خیلی ناراحت نیستم. همه دوستان من میدانند که پدر و مادرم از هم جدا شدهاند. در کلاس ما در مدرسه خیلیهای دیگر مثل من هستند. برای هیچ کس هم عیب نیست. من هم اگر ازدواج کردم و با زنم دعوا داشتم، جدا میشوم. این جوری بچهها هم کمتر اذیت میشوند.»
وقتی با این جوانان درباره طلاق حرف میزنم به نظر میرسد که موضوعی نیست که فکرشان را خیلی به خود مشغول کند؛ آنها تنها زمانی که مورد پرسش قرار میگیرند به آن میاندیشند.
در دادگاه خانواده در تهران، «پروین» که مشاور خانواده است، زنی را که برای طلاق مراجعه کرده است همراهی میکند.
او براساس تجربه 10 سال کار خود در مورد طلاق در خانوادههای ایرانی نظر میدهد: «نظرها در مورد مساله طلاق در ایران نسبت به گذشته کمی فرق کرده، اما هنوز هم در خیلی از خانوادههای سنتی تابو است. بچهها هم بر حسب این که از کدام قشر اجتماعی باشند بیشتر یا کمتر از این موضوع رنج میبرند. تجربه کاری من که بیشتر کار با اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه است نشان میدهد که بچهها در این خانوادهها از طلاق والدین خود رنج میبرند و بیشتر تمایل به پنهان کردن آن دارند. باید به نقش قوانین که شرایط را دشوارتر هم میکنند، توجه کرد.»
دو دختر جوان میگویند که طلاق بر زندگی زناشویی آینده آنها تاثیر میگذارد. بچه طلاق بودن در ازدواج نکته منفی به حساب میآید.
سهراب که حدود 30 سال دارد ،میگوید: «ما باید سعی کنیم که وضع را عوض کنیم؛ ما باید با پدر و مادرمان فرق کنیم. خیلی از زن و شوهرها در ایران از زندگی با هم زجر میکشند، اما جرات طلاق را ندارند.»
فریبا که جوان است ، میگوید: «همه این حرفها بر حسب این که آدم خانهاش در کجای شهر باشد فرق میکند. من دختری را میشناسم که در میدان خراسان زندگی میکرد و وقتی پدر و مادرش از هم جدا شدند یک سال به مدرسه نیامد.»
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: