در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به همین دلیل هم بیشترین تلاش خود را کردهاند که یک اثر قصهگو، بدون لکنت با استانداردهای شناخته شده رسانهای مثل تلویزیون خلق کنند و تا اینجای کار موفق شدهاند با همین ترفند مشکلات ریز و درشت کارشان را بپوشانند. یک تهیهکننده تلویزیونی وطنی در این باره به نکته درستی اشاره کرده و گفته «افسانه جومونگ پیش از هر چیز یک رمان است ما کسی را نداریم که بتوانند فیلمنامههایی رمانگونه بنویسند و به خوبی آن را ادامه دهند به گونهای که همانند این سریال، مخاطب را میخکوب کند.» واقعیت همین است. بیشتر کارهای ما در پیاده کردن فکرهای انتزاعی و گاه جواب نداده خلاصه شده است. تقریبا کسی تمایل ندارد به سمت کارهایی برود که مخاطب همیشه به آن روی خوش نشان داده است. اثری مثل افسانه جومونگ بزرگترین ویژگیاش این است که اصلا بنا ندارد مخاطب را درگیر یک ماجرای یک خطی و یا تجریدی بکند.
داستانش را ساده و همه فهم تعریف میکند و لنگرش را آنقدر پایین نمیاندازد که هنگام بالا کشیدن دچار زحمت شود. جدا از جذابیتهای ذاتی داستان تقریبا در همه قسمتهای این سریال ماجراهای تازهای اتفاق میافتد که باعث میشود روند کلی اثر رو به جلو باشد. به همین خاطر هم هست که بیننده تلاش میکند حتما قسمتهای بعد را ببیند؛ همان ویژگی و نقطه عطفی که در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی ما غایب است.
به جز این نوع ساخت این اثراست که بشدت میتواند به عنوان یک مدل الگو مورد استفاده قرار گیرد. ساخت اثری با این حجم از لوکیشن و نیروی انسانی ظاهرا خیلی عظیم به نظر میرسد، اما با کمی دقت متوجه میشویم که با ترفندهای پیش پا افتاده این اثر به «ساده کردن تصویر دست» یازیده است. همان ترفندی که مثلا در انیمیشنهای کرهای و ژاپنی به وفور میبینیم. در این انیمیشنها به جای استفاده از تعداد زیادی تصویر برای ایجاد یک حرکت، تنها به زوم کردن بر تصویر و استفاده از یک افکت پرطمطراق بسنده میشود و به این وسیله هم زمان تولید اثر کاهش مییابد و هم شکل تازهای از انیمیشن ارائه میشود. همین اتفاق در سریالهای افسانه جومونگ و جواهری در قصر افتاده و سازندگان آن بخوبی شکل دیگری از سریالسازی را ارائه کردهاند که میتواند برای ارباب فن و آنها که در فکر ساخت اثری پرمخاطب هستند مفید فایده باشد.
سابقه انیمیشنسازی کره شاید از ما کمتر باشد، اما در حال حاضر به لحاظ خروجی تولیدات و سهمی که آنها از بازارهای جهانی دارند، اصلا با ما قابل مقایسه نیست.
همین اتفاق دارد در بخش سریالسازی میافتد، آنها با تکیه بر فرهنگ و هنر خویش و البته توجه به واقعیتهای موجود، کارهای قابل تاملی مثل افسانه جومونگ و جواهری در قصر ارائه میکنند.
احتمالا آنها به «الگویی» دست یافتهاند که به نوعی «سیستم سریالسازی» آنها را متحول کرده است. شاید ما هم بتوانیم با این تاریخ و فرهنگ پربار و البته استفاده از آن الگو و سیستم سریالسازی آثاری چون افسانه جومونگ برای مخاطب وطنی و غیروطنی ارائه کنیم.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: